
احمد فؤاد الخطیب
@afalkhatib · دیدگاههای فلسطینی
احمد فواد الخطیب نویسنده غزه آمریکایی و عضو شورای آتلانتیک است که ده ها تن از خویشاوندان خود را در جنگ از دست داده و آشکارا علیه حکومت حماس بحث می کند.
آیا سینوار، رهبر حماس، درباره ۷ اکتبر به نتانیاهو هشدار داده بود؟ گزارش تحقیقی جدیدی از هاآرتص یکشبه جهان را زیر و رو کرده است، اما ادعاهای آن سست، متناقض و در چند مورد صرفاً نامعقول است. گزارش با این ادعای تکاندهنده آغاز میشود که رئیس امارات متحده عربی، محمد بن زاید، در سپتامبر ۲۰۲۳ به نتانیاهو هشدار داده بود که حماس در حال آماده شدن برای اقدامی خشونتآمیز علیه اسرائیل است و این امر خطر بیثبات کردن منطقه را دارد. سپس به ادعاهای بسیار گستردهتری میپردازد: گفته میشود مذاکرات اسرائیل و حماس برای «رفع محاصره» از طریق مبادله زندانیان در جریان بوده، پیام فرضی سینوار به نتانیاهو از طریق واسطههای محمد دحلان، قدرتمند فلسطینی مستقر در امارات، در صورت پیش نرفتن اسرائیل برای توافق با حماس، تهدید به «زلزله» کرده، و این ادعا مطرح شده که گروه تروریستی پس از حمله ۷ اکتبر، اندکی پس از ربودن غیرنظامیان اسرائیلی و انتقالشان به غزه، آزادی «بدون قیدوشرط» آنها را پیشنهاد کرده است. در اینجا چند دیدگاه و واکنش به این گزارش آمده است: ۱. احتمالاً درست است که رئیس امارات درباره اطلاعات جمعآوریشده توسط سرویسهای اماراتی و چهرههای نزدیک به ابوظبی، از جمله دحلان، به نتانیاهو هشدار داده بود؛ دحلان سالها پیش از ۷ اکتبر، پس از آشتی حماس با این سیاستمدار بحثبرانگیز فلسطینی در چارچوب تلاش گروه برای مقابله با محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، با حماس در تماس بود. با این حال، طبق گزارش هاآرتص، به نظر میرسد هشدار کلی و بهاندازه کافی مبهم بوده و اقدام خاصی را توجیه نمیکرده است. همانطور که گفته میشود نتانیاهو در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران سفر خود به امارات را فاش کرد و مقامهای اماراتی را خشمگین ساخت، ابوظبی ممکن است اکنون با افشای این اطلاعات یک ماه پیش از انتخاباتی مهم در اسرائیل، که بقای سیاسی نتانیاهو در آن در معرض خطر است، تلافی کرده باشد. ۲. اسرائیل به آتشبس بلندمدت با حماس در غزه علاقهمند بود. بخشی از دلیل آن این بود که انتقال ماهانه پول قطر به گروه تروریستی را اجازه میداد، ۲۰ هزار مجوز کار برای ساکنان غزه جهت کار در اسرائیل صادر کرده و قصد گسترش برنامه را داشت، و از ابتکارهای اقتصادی دیگری برای بهبود شرایط در این منطقه حمایت میکرد. اما ادعای اینکه تحویل اجساد دو سرباز اسرائیلی از جنگ ۲۰۱۴ و دو غیرنظامی اسرائیلیِ دربند حماس به رفع محاصره منجر میشد، بهسادگی قابل باور نیست. محاصره بهگونهای طراحی شده بود که تا زمانی که یک سازمان تروریستی بهشدت مسلح با شبکه گسترده تونلها غزه را کنترل میکرد، رفع کامل آن ناممکن باشد. حماس به دلیل ایدئولوژی مسلحانه و سابقه خشونتش با محدودیتها و تحریمهای عربی، منطقهای و بینالمللی روبهرو بود؛ هیچ توافق موقت یا «هدنهای» با اسرائیل اساساً این واقعیت را تغییر نمیداد. تا زمانی که حماس بر غزه حکومت میکرد، رفع کامل محاصره هرگز چشماندازی واقعبینانه نبود. ۳. این ادعا که حماس واقعاً میخواست غیرنظامیان اسرائیلی را که در ۷ اکتبر اسیر کرده بود آزاد کند اما اسرائیل یا بلینکن، وزیر خارجه وقت آمریکا، مانع آن شدند، ادعایی دروغین است که این گروه بارها برای شانه خالی کردن از مسئولیت مطرح کرده است. حماس آزادی بدون قیدوشرط آنها را پیشنهاد نکرد. همانطور که گزارش هاآرتص توضیح میدهد، حماس میخواست هر آزادی از طریق واسطهای انجام شود که بتواند چارچوب مذاکرات بعدی درباره آزادی گروگانها را شکل دهد؛ چنین اقدامی ذاتاً مشروط بود و بهسختی با پیامدهای آشفته حمله سازگار میشد. حماس همچنین تعریف گستردهای از گروگان غیرنظامی داشت و تقریباً هر اسرائیلی بین ۱۸ تا ۶۰ سال، از جمله زنان، را اغلب سرباز محسوب میکرد. اگر واقعاً میخواست غیرنظامیان اسرائیلی را فوراً آزاد کند، راههای عملی وجود داشت. میتوانست با اطلاعات مصر هماهنگ کند، گروگانهای غیرنظامی را به گذرگاه رفح منتقل کند و آنها را برای بازگشت امن به اسرائیل تحویل دهد. در عوض، حماس بهسرعت خواستههایش را افزایش داد، چندین گروگان غیرنظامی را به قتل رساند و دیگران را صدها روز نگه داشت. این ادعا که حماس راه واقعبینانهای برای آزادی غیرنظامیان اندکی پس از اسارت آنها نداشت، منطق را زیر پا میگذارد و پرسشی بنیادیتر ایجاد میکند: اگر قرار نبود از آنها بهعنوان اهرم چانهزنی استفاده شود، اصلاً چرا ربوده شدند؟ ۴. حدود دو ماه پیش، نخستوزیر نتانیاهو پیشرفت پروژهای اجتماعی را در غرب رفح در جنوب غزه، آنسوی خط زرد، متوقف کرد؛ پروژهای که با سرمایه امارات و تحت تأثیر دحلان طراحی شده بود، با وجود ماهها کار شورای صلح و تأیید مقامهای نظامی و اطلاعاتی اسرائیل. عقبنشینی لحظه آخری او در شورای صلح، امارات و دحلان نارضایتی ایجاد کرد. با توجه به این زمینه، زمان انتشار گزارش هاآرتص و اشارهها به مرد دحلان، «چشمهای زغالی»، ممکن است بازتاب تلاشی از سوی دحلان و ائتلافی از بازیگران عرب و غربی برای تضعیف نتانیاهو پیش از انتخاباتی سرنوشتساز باشد که میتواند آینده اسرائیل و مسیر کلی خاورمیانه را شکل دهد. ۵. این گزارش بهطرز فوقالعادهای آسیبزا بوده و در بخش بزرگی از جنبش «حامی فلسطین»، اردوگاه حامی حماس و محافلی که مشتاق کماهمیت جلوه دادن مسئولیت حماس در کشتار ۷ اکتبر هستند، بازتاب گسترده یافته است؛ کشتاری که بدترین فاجعه تاریخ معاصر فلسطین را رقم زد. بسیاری از چپگرایان اسرائیلی، روزنامهنگاران و فعالان ضد نتانیاهو آنقدر بر شکست سیاسی نتانیاهو متمرکزند که اغلب او را عامل اصلی ۷ اکتبر معرفی میکنند و حماس، عامل واقعی حمله، را گاهی به نقشی فرعی تقلیل میدهند. این مقاله نظریههای توطئهای را تقویت کرده که میگویند نتانیاهو آگاهانه اجازه داد ۷ اکتبر رخ دهد تا کارزار «نسلکشی» در غزه را توجیه کند. در سطحی گستردهتر، بحث پیرامون این گزارش بیش از پیش هرگونه احساس عاملیت، مسئولیت یا پاسخگویی فلسطینی را فرسوده است؛ برخی حتی ادعا میکنند حماس عملاً تلاش کرد درباره حمله به نتانیاهو هشدار دهد اما نادیده گرفته شد و تقریباً برخلاف میل خود مجبور شد حمله را آغاز کند. ۶. این تصور که حماس به نتانیاهو هشدار میداد و عنصر غافلگیری را فدا میکرد، کاملاً نامحتمل است. پیش از ۷ اکتبر، توانمندیهای حماس اساساً نامتقارن بود و عنصر غافلگیری برای جبران برتری نظامی overwhelming اسرائیل ضروری بود. باور اینکه سینوار عمداً اسرائیل را تنها چند هفته پیش از آغاز عملیاتی در مقیاس ۷ اکتبر از احتمال آن آگاه کرده باشد دشوار است، بهویژه با توجه به گزارشهایی که میگویند حماس برنامهریزی آن را در سال ۲۰۲۲ آغاز کرده بود. ۷. نتانیاهو با وجود آنکه در نهایت چهرهای نفرتانگیز و جنایتکار بود، بیشتر با احتیاط شناخته میشد تا جنگطلبی. پیش از ۷ اکتبر، بسیاری از اسرائیلیها او را مردد و بیتصمیم میدانستند که از اقدام نظامی جسورانه پرهیز میکند. او با ناآرامی داخلی بیسابقه بر سر «اصلاحات» قضایی خود دستوپنجه نرم میکرد، عادیسازی روابط عربستان و اسرائیل را دنبال میکرد، میکوشید توافقهای ابراهیم را حفظ کند و برای نگه داشتن ائتلافی شکننده شامل چهرههای راست افراطی مانند بنگویر و اسموتریچ تلاش میکرد. بیش از هر چیز، میخواست غزه آرام بماند، در حالی که خشونت در کرانه باختری در حال افزایش بود و برنامه هستهای ایران به نگرانی فزایندهای تبدیل شده بود. این میل به آرامش تقریباً به هر قیمتی، به احتمال زیاد به سهلانگاری فاجعهباری که پیش از ۷ اکتبر رخ داد کمک کرد، زیرا هشدارهای متعدد نادیده گرفته شدند؛ نه اینکه تلاشی عمدی برای اجازه دادن به حمله و به راه انداختن جنگی صورت گرفته باشد که بهعنوان بهانهای سیاسی استفاده شود. مقاومت او در برابر تحقیق کامل درباره شکستهای ۷ اکتبر، با میل به پرهیز از بررسی آن سهلانگاری، که حتی ممکن است جنایی بوده باشد، معقولتر توضیح داده میشود تا با شواهد یک توطئه گستردهتر. به زمان انتشار این گزارش فکر کنید؛ به کسانی فکر کنید که مشتاقانه میکوشند حماس را از مسئولیتش تبرئه کنند؛ به چارچوببندی غیرمنطقی برخی نکات مطرحشده فکر کنید؛ و به این احتمال فکر کنید که گرچه ممکن است در این افشاگری چند تکه حقیقت وجود داشته باشد، نیروهایی در کارند که علاقه زیادی به دستکاری برداشتها از واقعیت پیش از ۷ اکتبر دارند؛ واقعیتی که در آن حماس عمیقاً منفور، مطرود، بیراهحل و تحت رهبری دو روانپریش، سینوار و ضیف، بود که زندگی و آینده دو میلیون فلسطینی را به قمار گذاشتند.
ترجمهشده از انگلیسیسلام مهدی – یک ماه پیش که مرا در توییتر از حالت مسدود خارج کردی، پس از آنکه دو سال پیش به دلیلی که نمیدانم مرا مسدود کرده بودی، لطف کردی. اگر یادت باشد، اندکی پس از آنکه دهها نفر از اعضای خانوادهام در غزه در حملات هوایی اسرائیل کشته شدند، به تو پیام دادم و از تو خواستم کمک کنی صدایم را به گوش دیگران برسانم و داستان آنها را بازگو کنم، اما تو کاملاً مرا نادیده گرفتی. میبینم که با پیتر بینارت صحبت کردهای، و میخواستم به این موضوع احترام بگذارم که او دو روز پیش بهطور خصوصی با من تماس گرفت، اما حالا که او دارد رازها را فاش میکند، به خودم اجازه میدهم به تو بگویم چه چیزی به او گفتم. نمیفهمم چرا یک یهودی ضدصهیونیست، و در مورد تو مردی هندی-بریتانیایی، خودتان را مناسبترین داوران یا تسهیلگران چنین گفتوگوهایی میدانید. نمیفهمم برگزاری مناظره با فلسطینیهای دیگر، با حضور کسی مثل تو بهعنوان مجری، چه فایدهای دارد. چرا نمیتوانی با من صحبت کنی، و تو میتوانی در وقت خودت با هرکدام از دیگران که خواستی صحبت کنی؟ به تهیهکنندهات گفتم که مناظره نمیخواهم، بلکه بحث و گفتوگویی میخواهم؛ گفتوگویی انعطافپذیر که به «برنده» و «بازنده» نیاز نداشته باشد، بلکه فرصتی برای یادگیری و کشف متقابل ایجاد کند. به نظر میرسد این هرگز دغدغه تو نبوده است و تمام کار و ادا و اطوارت این است که مرا غافلگیر کنی، گروهی علیه من راه بیندازی و حرکات زیرکانه و فریبکارانهات را برای اثبات یک نکته به نمایش بگذاری، نه برای ایجاد تغییر. دیدگاههایی که بیشتر آن فلسطینیهای بهشدت «نماینده»ای که همراه تو هستند میخواهند بر سرم فریاد بزنند، از مطالب ثابتِ مجتمع صنعتی «حامی فلسطین» هستند؛ آنقدر همهجا تکرار و بیان شدهاند که جزئی از یک رژیم غذایی کهنه و بیفایدهاند تا همه از آن تغذیه کنند. هرچند من فقط از جانب خودم صحبت میکنم، دیدگاههایم بهندرت شنیده میشوند، با وجود آنکه در میان بسیاری از مردم غزه رواج دارند؛ اکثریت آنها تنها بر حماس تمرکز دارند و آن را، هم در زمان حاضر و هم از نظر تاریخی، مسئول بدبختی خود میدانند. بنابراین، علاقهای به صحبت با دوستانت ندارم؛ چیزی که به آن علاقهمندم، گفتوگویی دونفره با تو درباره مقاله نیویورک تایمز و موضوعات دیگری است که میتوانیم مطرح کنیم و به شرایط غزه و مسیر پیش رو مربوطاند. لطفاً این نگرش نخبهگرایانه و بهشدت متکبرانهای را که تو، پیتر بینارت و بیشمار دیگران نشان میدهید متوقف کنید؛ گویی وقتی صحبت از اسرائیل و فلسطین است شما «حقیقتگو» هستید، یا گویی میتوانید اعلام کنید چه کسی فلسطینی واقعی یا اصیل است. فلسطینیها و دیدگاههایشان میان غزه، کرانه باختری، شرق اورشلیم، داخل اسرائیل، کشورهای عربی و مسلمان و جهان غرب عمیقاً دچار شکافاند. آن چند فلسطینی که تو و بینارت با شیفتگی فراوان به آنها میپردازید، در نهایت قطرهای بیاهمیت در اقیانوساند. اگر میخواهی یک تمدن را نابود کنی، مهدی، همچنان مانند کاری که میکنی مخالفان و مخالفخوانی را سرکوب کن – ظاهراً برای جمعکردن پسندها و اشتراکگذاریها در شبکههای اجتماعی. امیدوارم مسیرت را تغییر بدهی.
ترجمهشده از انگلیسیاین نوشته را به مهدی حسن، رامی عبده، وکیل حماس، وجاهات علی، «قهرمانان» ضدصهیونیست مانند زکری فاستر، تروریسمدوستانی مانند محمد ادریس احمد در مجله نیو لاین، رئیس دفتر خاورمیانه لسآنجلس تایمز، بهاصطلاح دانشگاهیان و روزنامهنگاران، و پیشگویان مجتمع صنعتی «طرفدار فلسطین» تقدیم میکنم. باشد که درک مطلب، استدلال منطقی، رد تروریسم حماس، اذعان به عاملیت فلسطینیان حتی همزمان با بهرسمیت شناختن مسئولیت اسرائیل، و توجه واقعیتان به مردم فلسطین بهبود یابد و تکامل پیدا کند.
ترجمهشده از انگلیسیدر مقالهای جدید برای روزنامه فوروارد با عنوان «حماس چگونه همچنان غزه را اسیر نگه داشته است»، بنبست در غزه، جنایتکاری نفرتانگیز حماس، انسانیتزدایی از مردم غزه و عادیسازی روایتهای حماس را توصیف میکنم و از جامعه «حامی فلسطین» درخواست میکنم.
ترجمهشده از انگلیسیبخشی از «برای نجات غزه، در برابر حماس مقاومت کنید»: در حالی که بسیاری برای پنهان کردن حمایت خود از حماس به بازیهای لفظی دست میزنند یا در برابر درخواستها برای محکوم کردن آن مقاومت میکنند، لحن سخنانشان این حمایت را آشکار میسازد. تلاش مدیران دانشگاهها، رسانهها یا اعضای جامعه برای مقابله با این انحطاط از سوی فعالان طرفدار فلسطین با فریادهای سانسور پاسخ داده شد. با وجود این ابهامافکنی، مرز میان همبستگی با مردم فلسطین و تأیید ستمگران فلسطینی آنان از میان رفت. با ادامه یافتن وحشتها، مردم غزه، با وجود سرکوب حماس، روشنتر کردند که از این گروه بیزارند و میخواهند از آن خلاص شوند. در طول جنگ، چندین دور اعتراضات ضدحماس برگزار شد که از این گروه میخواست فاجعهای را که آغاز کرده بود متوقف کند، غزه را ترک کند و گروگانها را آزاد سازد. مخالفت با شکنجه، افراطگرایی و حکمرانی شکستخورده حماس سالهاست نیرومند و پابرجاست. در سال ۲۰۲۳ پیش از ۷ اکتبر، و در سالهای ۲۰۱۹ و ۲۰۱۷، اعتراضات گستردهای علیه این گروه برگزار شد؛ گاهی با شعار «میخواهیم زندگی کنیم». حماس آن تظاهرات را بهطرزی وحشیانه سرکوب کرد. برای کسانی که ادعا میکردند از زندگی فلسطینیان دفاع میکنند، مردم غزه آشکارا اهمیتی نداشتند. دو ماه پیش، ۴۴ درصد از مسلمانان آمریکایی که مؤسسه پیو ریسرچ از آنان نظرسنجی کرده بود گفتند دیدگاه مثبتی نسبت به حماس دارند؛ رقمی که به باور من سطح واقعی حمایت در میان جوامع عرب و مسلمانِ دیاسپورا را کمتر از واقع نشان میدهد. نمیتوانم وارد یک فضای عمومی عرب، مسلمان یا فلسطینی-آمریکایی شوم و حماس را بهطور معنادار نقد کنم، بیآنکه با واکنش تند یا خصومت آشکار روبهرو شوم. حماس اکنون با شکستی تحقیرآمیز روبهروست. با وجود رد چارچوب اولیه خلع سلاح مرحلهای از سوی اسرائیل، حماس با خواستههای هیئت صلح موافقت کرد. تمام این ویرانی بیهوده بود. بخشهای بزرگی از جامعه طرفدار فلسطین و چپ غربی روی اسب بازنده شرط بستند و روایتی پوسیده از مقاومت را پذیرفتند که اکنون خود حماس آن را بیاعتبار کرده است. آخرین چیزی که فلسطینیان به آن نیاز دارند، انکار بیشتر از سوی چپ است. پروژه ملی فلسطین فرصتی نادر دارد تا به سوی ملتسازی، صلح و همزیستی در کنار یک اسرائیل یهودی تحول یابد؛ اسرائیلی که در آستانه نابودی نیست. شعارهایی مانند «از رودخانه تا دریا» و نظایر آن، خیالپردازیهای ویرانگرند.
ترجمهشده از انگلیسیائتلافی عجیب برای در امان نگه داشتن حماس؟ زکری فاستر، یکی از بزرگترین دلقکها و کماطلاعترین یا غیرقانعکنندهترین مفسران در حوزه اسرائیل و فلسطین، و نمونهای زنده از اینکه چگونه «ضدصهیونیسم» به فرقهگرایی تنزل یافته است، پس از آنکه یک یادداشت تحلیلی در The New York Times منتشر کردم، با هجوم کلامی مملو از نفرت و توهین علیه من به راه افتاد. او با زبانی آشفته و خشمی دیوانهوار کف بر لب آورده و با نشخوار کردن نکات نامنسجم میگوید حماس فرشتگان شجاع و شگفتانگیزِ سازش معقول است و اسرائیل ریشه شرور همه مشکلات غزه است؛ همان اظهارنظر سطح پایینی که آدم از غیبگویان ازخودبیخودِ مجتمع صنعتی «طرفدار فلسطین» انتظارش را پیدا کرده است. این امر بهویژه درباره برخی یهودیانی صدق میکند که اکنون بهدلیل احساس گناه یا حالوهوای «آنها در اردوگاه تابستانی به من دروغ گفتند» که بسیاری از یهودیان ضدصهیونیست مرتب ابراز میکنند، شورشی خشونتآمیز علیه صهیونیسم و اسرائیل ابراز میکنند. بهطرز خندهداری، این پست بلافاصله توسط وکیل ارشد حماس در اروپا، رامی عبده، که «EuroMed Monitor for Human Rights» جعلی را راه انداخت، و نیز صدای دیگری که بهطرزی عجیب مشغول محافظت از حماس در برابر پاسخگویی و مقصر دانستن آن برای ویرانی غزه و نابودی آرمانها و امیدهای ملی فلسطینیان است، بازنشر شد. آیا این طعنهآمیز نیست: یک یهودی ضدصهیونیست، یک وکیل حماس و یک آتشافروز در روزنامهنگاری، همه در دیوانگی خشمگینانهای برای بیاعتبار کردن من و استدلالهایم – و در نهایت، محافظت از حماس.
ترجمهشده از انگلیسینازیسازی جنبش بهاصطلاح «حامی فلسطین» اصلاً اغراقآمیز نیست. بخشهای بزرگی از این مجموعه، چیزی را که باید یک آرمان اخلاقی میبود به زیستبومی بهشدت نفرتانگیز، نژادپرستانه، یهودستیز، همجنسگراهراس و سمی از فعالان، روزنامهنگاران، دانشگاهیان و چهرههای آنلاین کماطلاع تبدیل کردهاند. از زمان انتشار مقاله دیدگاه من در نیویورک تایمز با عنوان «برای نجات غزه، در برابر حماس مقاومت کنید»، هدف یک کارزار جهانی بدنامسازی قرار گرفتهام که حماس، فاشیستهای «حامی فلسطین»، یهودستیزان، نژادپرستان و افراد عمیقاً پریشان دارای صدها هزار دنبالکننده آن را هدایت میکنند. آنها تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی و پستهای جعلی منتشر کردهاند که مدعیاند من یهودی، مأمور مرتبط با اپستین که موساد از او باجخواهی میکند، مردی همجنسگرا که گرایش خود را پنهان کرده، و اینفلوئنسری پولبگیر با تأمین مالی اسرائیل هستم (اگر برایتان جالب است، من هیچکدام از اینها نیستم). این اتفاق همزمان با آن رخ میدهد که بخشهای دیگری از «مجتمع صنعتی حامی فلسطین» یک عضو سیاهپوست کنگره را «میمون» و «پسر» میخوانند. به این، فروپاشی میان روزنامهنگاران، دانشگاهیان و اینفلوئنسرهای بهاصطلاحی را اضافه کنید که آشکارا مقاله را نخوانده و فقط به عنوان آن واکنش نشان دادند؛ آنها خشمگیناند که من از حماس، گروه اسلامگرای فاشیستِ «مقاومت» محبوبشان در غزه، انتقاد کردم، یا حاضر نشدم تمام تقصیر مشکلات این منطقه ساحلی را بر گردن اسرائیل بگذارم. این واکنش شدید در واقع استدلال اصلی من در این مقاله را ثابت میکند. بسیاری در «مجتمع صنعتی حامی فلسطین» از پرداختن به پیچیدگیهای مربوط به غزه، حماس و عاملیت و مسئولیت فلسطینیان خودداری میکنند، حتی در چارچوب واقعیت برتری عظیم قدرت اسرائیل. آنها با شخصیکردن واکنشهایشان و متوسل شدن به توهین به جای محتوای واقعی، از جمله انتقاد صریح من از سیاستهای اسرائیل، دقیقاً همان کاری را انجام میدهند که من میگویم باید تغییر کند. فلسطینیان و متحدانشان میتوانند هرقدر میخواهند از اسرائیل انتقاد کنند، اما خیالپردازی درباره نابودی اسرائیل نه اخلاقی است و نه عملگرایانه. از همه مهمتر، هیچکس انحصار تعیین اینکه چه چیزی دیدگاه مشروع فلسطینی محسوب میشود را ندارد. فلسطینیان متنوعاند، دیدگاههایشان عمیقاً پراکنده است و بسیاری در غزه از روایتها و اقدامات حماس خشمگیناند؛ واقعیتی که فلسطینیان مقیم خارج و غیرفلسطینیانِ «مجتمع صنعتی حامی فلسطین» نادیده میگیرند. زمان آن رسیده است که جنبش کنونی «حامی فلسطین» را نامشروع اعلام کنیم، آن را افشا کنیم، در برابرش مقاومت کنیم و برچینیم، و دستگاهی کاملاً جدید بسازیم که صداهای نفرتانگیز، متعصب، نژادپرست، همجنسگراهراس، جهادی، خشونتطلب و یهودستیزی را که در این محیط شکستخورده به جریان اصلی تبدیل شدهاند رد کند.
ترجمهشده از انگلیسیتصور کن [امیدوارم] مطلبی را میخوانی که خواستار آن است که غزه با احیای این سرزمین، در آغوش گرفتن صلح و رد کردن یک سازمان تروریستی که اعتراف کرده پیشنهادهای توسعهای به ارزش میلیاردها دلار، از جمله یک فرودگاه و بندر دریایی، برای غزه را رد کرده است، به مایه افتخار و شادی مردم فلسطین و کانونی برای هویت ملی پرجاذبه فلسطینی تبدیل شود، اما بعد اعلام میکنند که این یادداشت «طرفدار نسلکشی» است. و این نتیجهگیری درخشان چگونه به دست آمد؟ چون مقالهای که در نیویورک تایمز منتشر کردم، آن عبارت همهجاحاضرِ «همهچیز باید تقصیر اسرائیل باشد» را به کار نبرد؛ عبارتی که به نظر میرسد تنها شیوه تفکر در اردوگاه بهاصطلاح «طرفدار فلسطین» است. با فلسطینیهایی در غزه که عضو حماس نیستند و برای جامعه «طرفدار فلسطین» در خارج محتوا تولید نمیکنند صحبت کن، و همان حرف را بارها و بارها میشنوی. آنها ساده و بدون نمایش توضیح میدهند که حماس چگونه از زمان تأسیسش در سال ۱۹۸۷ توسعه غزه را متوقف و پروژه ملی گستردهتر فلسطینی را فلج کرد. آنها لازم نیست در هر جمله از اسرائیل نام ببرند تا برای بیگانگان، از جمله دیگر فلسطینیها یا غیرفلسطینیها، معتبر به نظر برسند. آنها فقط واقعیتی را که خود تجربه کردهاند بازگو میکنند. برای مردم غزه، حماس مشکل اصلی است. پیش از ۷ اکتبر هیچ سرباز اسرائیلی داخل غزه نبود. محاصرهای که همه دوست دارند دربارهاش صحبت کنند، پس از ربوده شدن یک سرباز اسرائیلی در مرز توسط حماس در ژوئن ۲۰۰۶ اعمال شد و پس از تصرف خشونتآمیز این سرزمین به دست گروه در ۱۴ ژوئن ۲۰۰۷ تشدید شد. از آن زمان به بعد، حماس بهطور گسترده تونل ساخت، موشک پرتاب کرد، سلاح قاچاق کرد، دورهای پیدرپی درگیری به راه انداخت و قصد خود برای «نابودی» اسرائیل را اعلام کرد؛ و در همین حال غزه را به دژی از «مقاومت» مسلحانه تبدیل کرد که باعث ویرانی غزه، کشته شدن دهها هزار نفر، آوارگی میلیونها نفر و هدر رفتن میلیاردها دلار شد. حماس برای تأمین مالی تروریسم خود مالیاتهای کمرشکنی بر مردم غزه تحمیل کرد؛ از تنها نیروگاه برق غزه گازوئیل دزدید و باعث قطعیهای مزمن برق شد؛ آزادیهای زنان را سرکوب کرد؛ مانع سفر هر کسی شد که مورد پسندش نبود؛ و بهطور معمول شمار بیشماری از مردم غزه را کشت، شکنجه کرد، به زندان انداخت، کتک زد و تحقیر کرد. درباره شکافهای سیاسی و فرهنگی میان غزه و کرانه باختری تحقیق کن، و خیلی زود میبینی که چه تعداد از مردم غزه از ساکنان کرانه باختری بهخاطر تشویق حماس و ۷ اکتبر بیزارند. این پویاییها پیچیده، واقعی و برای درک سیاست فلسطین اساسی هستند، اما برای راضی کردن مخاطبان کماطلاعی که روایتهای سمی تولیدشده توسط «مجتمع صنعتی طرفدار فلسطین» را مصرف میکنند، کنار گذاشته یا نادیده گرفته میشوند. بعضی افراد صرفاً بیاطلاعاند. بعضیها هم خام و ناپختهاند. و سپس کسانی هستند که دقیقاً میدانند چه میکنند و عمداً واقعیت را تحریف، دستکاری و وارونه میکنند تا ناآگاهی بسازند و اطاعت و تبعیت در حد اورولی را در میان جمعیت حفظ کنند.
ترجمهشده از انگلیسیمطمئنم که میتوانی بخوانی و عنوان مقاله و محتوای آن را فهمیدهای؛ موضوع درباره غزه است، نه کرانه باختری. علاوه بر این، اقدامات حماس در طول سه دهه نیروهای ضد فلسطینی در داخل اسرائیل را تقویت کرد؛ نیروهایی که در آنچه اکنون در کرانه باختری رخ میدهد نقش دارند. لطفاً آن را بخوان/دوباره بخوان.
ترجمهشده از انگلیسیاولویتهایت را درست کن، آدمِ ضدِ حماس: نقطهٔ شروع تو باید همیشه اشغال، نسلکشی، آپارتاید و استعمار شهرکنشین باشد؛ بعد از آن، اگر هنوز انرژیای برایت مانده، میتوانی دربارهٔ حماس صحبت کنی یا انتظار داشته باشی دیگران این کار را بکنند. وگرنه فلسطینی واقعی یا «نمایندهای» نیستی!
ترجمهشده از انگلیسیحازم قاسم، سخنگوی حماس، بیانیهای صادر کرد و در آن به مقاله دیدگاه من در نیویورک تایمز حمله کرد و شورای صلح و وزارت امور خارجه آمریکا را بهخاطر بازنشر آن محکوم کرد. تنها چهار ماه پیش، باسم نعیم، رهبر ارشد دفتر سیاسی این گروه تروریستی، نیز علیه من تحریک کرد و پس از آنکه مانعتراشی گروهش در تلاشها برای بهبود زندگی فلسطینیان را افشا کردم، مرا «فردی مشکوک» خواند. حماس در بیانیه جدید خود دولت آمریکا و شورای صلح را متهم میکند که علیه «مقاومت» «اطلاعات نادرست و دیدگاههای جانبدارانه» ترویج میکنند و بهطور مضحکی ادعا میکند که مقاله من و بازنشر آن توسط شورا/وزارت امور خارجه، روایت اسرائیلی را «میپذیرند». حماس آشکارا از اینکه کسی به پذیرش خواسته شورای صلح برای خلع سلاح از سوی این گروه اشاره میکند، عصبانی است، هرچند گروه در اصل با خلع سلاح موافقت کرده است. وقت آن است که حماس صادق باشد. آیا واقعاً حاضر هستید سلاحهایتان را واگذار کنید و در نتیجه آمادهاید که فلسطینیان بپرسند چهار دهه گذشته، از سال ۱۹۸۷ تا ۷ اکتبر، برای چه بوده است؟ یا اکنون از خلع سلاح عقبنشینی میکنید و صرفاً میکوشید هر مقاله یا بیانیهای را که این واقعیت را آشکار میکند سرکوب کنید؟ حماس از این که روایتش بیش از هر زمان دیگری به چالش کشیده میشود، هراسان است و کاملاً آگاه است که فلسطینیان در غزه برای چیزی اساساً متفاوت آمادهاند. تاکتیک قدیمیِ مقصر دانستن اسرائیل برای همهچیز دیگر روی غزهایها اثر ندارد، هرچند همچنان برای «مجتمع صنعتی حامی فلسطین» در ایالات متحده و اروپا کارساز است؛ از جمله برای کسانی که ظاهراً روزنامهنگار، دانشگاهی، کارشناس، چهره مشهور یا آنلاین، و فعالان کماطلاع هستند. آنچه شورای صلح به اشتراک گذاشته بخوانید و به من بگویید که این دقیقاً همان چیزی نیست که احساسات واقعی حامی فلسطین به نظر میرسد: «در دهه آینده، غزه باید به مایه افتخار مردم فلسطین و نگین تاج هویت ملی فلسطینی تبدیل شود. غزه باید به الگویی از خودحکمرانی مؤثر فلسطینی تبدیل شود و اعتماد متحدان و اسرائیل را تقویت کند که آرمانهای فلسطینی بر آزادی و رفاه متمرکز است، نه نابودی اسرائیل. برای تحقق این هدف، غزه باید بازتصور شود تا دیگر بر یک مجتمع سازمانهای غیردولتی یا چارچوب پناهندگی متکی نباشد. غزه به افراطزدایی عمیق در مدارس، مساجد، رسانهها و زبان عمومی نیاز خواهد داشت تا سازندگان و آفرینندگان را پرورش دهد و به وجود آورد.»
ترجمهشده از انگلیسیبله، چپِ «طرفدار فلسطین»، همانطور که در مقالهٔ دیدگاهم در نیویورکتایمز نوشتم، عقلش را از دست داده است، زیرا نژادپرست، متعصب، حامی حماس، یهودستیز، طرفدار فاشیسم و در نهایت در حرفوحدیث سنگین و در راهحلها، ایدهها و پیشنهادها بسیار کممایه است. سیاهپوستان را «میمون» نامیدن
ترجمهشده از انگلیسیرامی عبدو، «وکیل حقوق بشر» آنها در اروپا، گفت تروریستهای حماس «قربانیان زیبای نسلکشی» هستند. برای اینکه مردم تصوری از این داشته باشند که این سازمان تروریستی چه کسی را برای راهاندازی ضدحمله علیه من بهخاطر یادداشت دیدگاهی که امروز در نیویورکتایمز منتشر کردم اعزام کرده است، این همان چیزی است که او دو هفته پیش منتشر کرد. او تصویری از یک تروریست حماس را که اسرائیل کشته بود به اشتراک گذاشت و سپس مدعی شد که تبلیغات اسرائیل عمداً «مبارزان مقاومت فلسطینی» را زشت و وحشی نشان میدهد تا کلیشهسازی نژادپرستانه کند. البته عبدو آنقدر سرگرم ستایش ۷ اکتبر بود که زحمت نگاه کردن به وحشیگری واقعی تروریستهای «مقاومت» محبوبش را در آن روز شوم، که بدترین فاجعه در تاریخ معاصر فلسطین را رقم زد، به خود نداد. او از دنبالکنندگانش خواست هنگام بهاشتراکگذاری تصاویر «قربانیان نسلکشی» «احتیاط» کنند؛ تصاویری که ممکن است با هوش مصنوعی دستکاری شده باشند تا آنها را زشت نشان دهند، گمان میکنم بهجای اینکه خود زیبایشان را نشان دهند. این اعترافی روشن است که حماس و شبکههای وکلایش، با رامی عبدو در رأس آنها، تروریستهای کشتهشده را بهعنوان «قربانیان نسلکشی» به حساب آوردهاند، در حالی که باید آنها را بهعنوان نیروهای مسلح در جنگی حساب کرد که خودشان و جنبششان در ۷ اکتبر آغاز کردند.
ترجمهشده از انگلیسیحماس همین حالا رامی عبدو، وکیل ارشد خود در اروپا، را برای حمله به یادداشت نظرم در نیویورک تایمز اعزام کرده است. او «ناظر حقوق بشر یورو-مد» را اداره میکند؛ بزرگترین و پیچیدهترین عملیات پوششی که حماس تاکنون ساخته است. این یک گروه حقوقبشری جعلی در قلب اروپاست که برای سفیدشویی روایتهای حماس و فعالیت از طریق همان شبکههایی طراحی شده که عبدو را از غزه به وجود آوردند. او دقیقاً همان کاری را میکند که گردانندگان جهادیاش از او انتظار دارند: فضا را از احساساتگرایی پر کند، «صهیونیست» و «نسلکشی» را بیوقفه تکرار کند، حقایق را مدفون کند، غزهایهای ضدحماس را بهعنوان عروسکهای خائن اسرائیل بدنام کند و میان پیادهنظام طرفدار فلسطین انضباط برقرار کند تا تمرکز هرگز از اسرائیل منحرف نشود. رسانههای بزرگ متأسفانه با استناد به دادههای ساختگی یورو-مد به او مشروعیت دادهاند، با اینکه این گروه بهطور کامل بهعنوان پوششی آراسته برای یک سازمان تروریستی مسئول آسیب شدید و نقض حقوق بشر افشا شده است. اگر میخواهید بفهمید تبلیغات حماس چگونه جریان اصلی شد، به «وکلایی» مانند رامی عبدو در اروپا نگاه کنید.
ترجمهشده از انگلیسیدر یادداشتی برای نیویورکتایمز، استدلال میکنم که نجات غزه و مردم فلسطینی آن مستلزم مقاومت در برابر حماس است؛ در این یادداشت، مضامین شخصی را درهم میآمیزم، به مسائل مربوط به چپ و جنبش «حامی فلسطین» میپردازم و چشماندازی برای تحول آینده غزه پیشنهاد میکنم.
ترجمهشده از انگلیسیشبهنظامیان فاشیست حماس امروز به غیرنظامیان در خانیونس حمله کردند، به چند نفر تیراندازی کردند، چند نفر را زخمی و چند نفر را ربودند، و سپس مستقیماً به مجتمع پزشکی بیمارستان ناصر عقبنشینی کردند؛ جایی که اتاقهای شکنجه و اتاقهای بازجویی ساختهاند، آن هم در برابر دید کامل آژانسهای سازمان ملل و سازمانهای غیردولتی بینالمللی. با این حال، مجتمع صنعتی «حامی فلسطین» حتی یک کلمه هم نخواهد گفت. نه حسن پایکر، نه DSA، نه SJP یا AMP، نه انبوه فعالان، اینفلوئنسرها، روزنامهنگاران، چهرههای هالیوود، خوانندگان، اعضای کنگره یا نامزدهای سنا. هیچکدام از آنها به این واقعیت دست نخواهند زد که فلسطینیها در سراسر غزه، و بهویژه در داخل بیمارستانهای غزه، به دست ستمگران فلسطینی مانند تروریستهای اسلامگرا از جمله حماس مورد وحشیگری قرار میگیرند؛ زیرا ظاهراً جان فلسطینیها برای آنها فقط زمانی اهمیت دارد که اسرائیلیهای یهودی در میان باشند. حقیقت را بگویید — آیا اینطور نیست؟ آیا من اشتباه میکنم؟
ترجمهشده از انگلیسیکاتز، وزیر دفاع اسرائیل، بار دیگر همان حرفهای توخالی فصل انتخابات درباره اخراج جمعیت غزه را تکرار میکند و مدعی است که اگر کشور دیگری غزهایها را بپذیرد، در حال فراهم کردن مسیرهایی برای خروج آنهاست. او رئیسجمهور ترامپ را نیز وارد این خیالپردازی میکند، با اینکه ایالات متحده در آتشبس اکتبر ۲۰۲۵ روشن کرد که قرار است فلسطینیان در غزهای بازسازیشده و احیاشده بمانند. بله، بسیاری از غزهایها پس از سالها حکومت حماس، ناامیدی، جنگ و ویرانی، تمایل خود را به ترک آنجا ابراز کردهاند. اما تعداد بسیار بیشتری میخواهند بمانند. غزه خانه آنها، خاطره آنها، یا جایی است که امیدوارند سرانجام به چیزی بهتر تبدیل شود. سیاستمداران اسرائیلی که اخراج را پیش میبرند، درباره رفاه یا امنیت صحبت نمیکنند. آنها به چشماندازی از محو کردن دامن میزنند که فاشیستی و نفرتانگیز است. من و بسیاری دیگر اصل واحدی را تکرار کردهایم: هر فلسطینی اهل غزه که بخواهد برود و مقصدی داشته باشد، سزاوار عبور امن و حق بازگشت است. کسانی که میمانند سزاوار فرصتی هستند تا زندگیهای تازهای فراتر از حماس، فراتر از افراطیگری و فراتر از کنترل دائمی نظامی اسرائیل بسازند. اگر نیازهای مشروع امنیتی اسرائیل تأمین شود، آنگاه کاتز، بنگویر، اسموتریچ، نتانیاهو و دیگران هیچ حق یا اعتباری ندارند که از خالی کردن غزه از مردمش، زیر پوشش مهاجرت داوطلبانه، سخن بگویند. آسیب روانی ۷ اکتبر واقعی و قابل درک است. و این، لفاظیای را که جابهجایی اجباری را راهحلی پذیرفتنی تلقی میکند، توجیه نمیکند.
ترجمهشده از انگلیسیدوستی مرا به یک گروه واتساپی از «کوییرها و کنشگران دگرباشان جنسی عرب» در سانفرانسیسکو دعوت کرد که ظاهراً به فرهنگ و غذای عربی اهمیت میدادند. مشتی افراطگرای حامی حماس شورش کردند، مرا «آشغال» خواندند و گفتند حضورم «حالشان را به هم میزند» و اصرار داشتند که من «برای تایمز آو اسرائیل کار میکنم». وقتی اقتدارگراییشان را به چالش کشیدم، مرا از گروه حذف کردند، چون اعضایی که خود را «حامی فلسطین» مینامیدند آنقدر ناسالم بودند که تهدید کردند اگر من بمانم گروه را ترک میکنند؛ آنها مدعی بودند وجود من فضای امنشان را نقض میکند و نمیخواستند زحمت توضیح دادن دلیل مخالفتشان با من را به خود بدهند. این ماجرا مرا به یاد یک صفحه فمینیستی سرشناس عرب در توییتر/ایکس انداخت که پس از کشته شدن یحیی سنوار، رهبر حماس، در سال ۲۰۲۴ برای او مرثیه سرود، با وجود اینکه او رهبری یک سازمان اسلامگرای بهشدت ضدزن را بر عهده داشت که مسئول آسیب عظیم به زنان فلسطینی بود. این الگو انکارناپذیر است: چپگرایی امروزی به بیماری روانیای تنزل یافته که یک خردهفرهنگ سیاسی است؛ خردهفرهنگی که افراطگرایی را فضیلت میداند، مخالفان را مجازات میکند و زیر بار تناقضهای خودش فرو میریزد.
ترجمهشده از انگلیسیرادیکالزدایی از غزه مستلزم بازسازی واژگان عمومی است؛ نامها، نمادها و زبان روزمرهای که به ناخودآگاه فلسطینیها نفوذ میکند. حماس دو دهه را صرف مهندسی اجتماعی جامعهای حول «مقاومت» و نظامیگری کرده و فضای عمومی را از تصاویر خشونتآمیزی انباشته است که زندگی مدنی و هنجارهای مدارا و صلح را فرسوده میکند. وقتی بزرگ میشدم، خیابانی نزدیک خانهمان در گفتار روزمره Nafaq یا خیابان «تونل» نامیده میشد. بعدها، حماس میدانگاههایی با موشکها، پهپادها و تانکهای اسرائیلیِ ساختگی ساخت و نام بیشماری از خیابانها را به نام «شهیدانی» که در نبرد کشته شده بودند، گذاشت. مناطق کاملی با اصطلاحات جنگی نامگذاری شدند: «تیپها»، «گروهان»، «گردان»؛ و به این ترتیب نظامیگری در خود جغرافیا تنیده شد. این باید پایان یابد. هر تلاش جدی برای رادیکالزدایی باید این معماری زبانی و نمادین را بهعنوان بخشی از بازسازی غزه در مسیر ملتسازی و دور کردن آن از روایت «مقاومت» مسلحانهای که حماس در سراسر نوار غزه ریشهدار کرده است، برچیند.
ترجمهشده از انگلیسیدر گفتوگویی پرشور با پادکست «Wondering Jews» از Unpacked Media، با نوام وایسمن درباره کتابم «Hamas and Its Two Million Hostages»، کنشگری طرفدار فلسطین و جنگ روایتیای که امیدها و آرزوهای مردم فلسطین را تضعیف میکند، صحبت میکنم.
ترجمهشده از انگلیسیدر واقع، طرفدار فلسطین بودن با ضد اسرائیل بودن یکی نیست.
ترجمهشده از انگلیسیپس از یورش جسورانه اسرائیل برای ربودن یک مقام ارشد امنیتی حماس در روز گذشته (Mo'in al‑Arabid، رئیس سرویس امنیت داخلی/پلیس مخفی)، چه خواهد شد و چرا نخستوزیر نتانیاهو امروز از پیرامون غزه بازدید کرد؟ برای خلع سلاح و جمعیت چه چیزی در پیش است؟
ترجمهشده از انگلیسیغزه برای نزدیک به بیست سال، سرانه کمک و بودجه توسعه بیشتری از هر منطقه درگیری دیگری روی زمین دریافت کرد؛ بااینحال، شبکههای گسترده سازمانهای غیردولتی و خیریهها در نهایت به حماس کمک کردند حکومت خود را تحکیم کند و این روند به فاجعه ۷ اکتبر انجامید. توضیح میدهم این نظام چگونه شکل گرفت، چگونه حماس را توانمند کرد و چرا مجتمعهای صنعتی طرفدار فلسطین و سازمانهای غیردولتی در نهایت به مردم غزه آسیب زدند، نه اینکه به آنان خدمت کنند. "هرچه میخواهید از حاویو بپرسید" @havivrettiggur
ترجمهشده از انگلیسییک یورش اسرائیلی در داخل «منطقه قرمز» تحت کنترل حماس در غزه به دستگیری معین العربید، رئیس سرویس امنیت داخلی حماس، انجامید. العربید از مدتها پیش با برخی از بدترین سوءاستفادههای این گروه علیه فلسطینیان مرتبط بوده است: شکنجه، ارعاب، ناپدیدشدنها، اعدامها و اخاذی؛ همه این اقدامات از طریق پلیس مخفی حماس برای حفظ چنگال اقتدارگرایانه آن بر غزه انجام شدهاند. او همچنین بر ساختار امنیت عملیاتیای نظارت داشت که هم از رژیم حماس و هم از گردانهای القسام آن در برابر نفوذ و جاسوسی سرویسهای عرب، اسرائیلی و تشکیلات خودگردان فلسطین محافظت میکرد. عملیات امروز، که گمان میرود واحدهایی از شینبت/شاباک در آن مشارکت داشتهاند، به آتش پوششی سنگین نیاز داشت و بنا بر گزارشها باعث تلفات غیرنظامی شد. زمانبندی این یورش عملیات ویژه پرسشهای مهمی ایجاد میکند: آیا اطلاعات فوری آن را به حرکت درآورد، یا علامتدهی در فصل انتخابات، یا پیامی اسرائیلی مبنی بر اینکه شرایط خلع سلاح و عقبنشینی نرمتر نخواهد شد؟ آنچه روشن است واکنش در داخل غزه است. بسیاری از مردم غزه، بهویژه کسانی که زیر دست پلیس مخفی حماس و شخص العربید رنج کشیدهاند، آشکارا سقوط نماد استبداد را جشن میگیرند و میگویند امیدوارند او از اقامتی ناخوشایند در «زندانهای بنگویر» لذت ببرد.
ترجمهشده از انگلیسیدر گفتوگویی با راس رابرتس @EconTalker، درباره کتابم «حماس و دو میلیون گروگانش» بحث کردم و درباره چشمانداز خلع سلاح در غزه، چشماندازم برای نواری غیرنظامیشده، هویتی فلسطینی و احیاشده و ایدههایی برای دولت آینده اسرائیل صحبت کردم
ترجمهشده از انگلیسی
داستانهای مرتبط
- UAE Leader Warned Netanyahu of Hamas Move Before October 7, Report Says
- U.S. Reportedly Delays Gaza Disarmament Push Until After Israeli Election
- Katz Says Gaza Emigration Plan Is Frozen, Not Canceled
- Israeli and Board Sources Say Gaza Disarmament Could Advance Within Weeks
- Katz Says Senior Hamas Operative Captured in Gaza City
- Netanyahu Visits Gaza Post Near Yellow Line, Says Israel Will Not Withdraw