
علی هاشم
@Alihashem · کشورهای خلیج فارس و جهان عرب
علی هاشم روزنامهنگار امواج و الجزیره درباره ضرب و شتم ایران و حزبالله است.
فعال شدن تنگه هرمز برگ بیسابقهای به ایرانیها داد. هرمز نیمی از جنگ را بر دوش خود حمل کرد، با توجه به وزنی که در عرصه اقتصاد و امنیت انرژی دارد. درباره این نوشتم که ایران چگونه پس از فروپاشی توازن قدیمی بازدارندگی، سه لایه دفاعی خود را بازآرایی کرد. مقاله جدید من برای @AljadahMedia
ترجمهشده از عربیآخرین مطلب من برای @ForeignPolicy: جنگ چگونه سیاست بازدارندگی ایران را تغییر داده است؟ برای دههها، نخستین خط دفاعی تهران «محور مقاومت» بود؛ متحدانش را مسلح میکرد تا جنگ را از مرزهای خود ایران دور نگه دارد. ۷ اکتبر به آن منطق پایان داد. آنچه جایگزینش میشود، از داخل مرزهای خود ایران آغاز میشود.
ترجمهشده از انگلیسیمبادله دیروز تأیید میکند که واشنگتن به دنبال جنگی طولانی با ایران نیست. ترامپ خواهان محاصرهای کنترلشده است؛ فشاری کافی برای فرسایش اهرم فشار ایران بر تنگه هرمز، بدون به راه انداختن کارزاری تمامعیار. هرچه ایران مدت بیشتری در وضعیت واکنشی گرفتار بماند، برگهای چانهزنیاش ضعیفتر میشوند. منتظر دورهای بیشتری از این دست باشید. هدف واشنگتن فقط عبور امن از هرمز نیست؛ عادیسازی نظم منطقهای گستردهتر برای کشورهای خلیج فارس و فراتر از آن نیز هست. تا زمانی که ایران طبق قواعد درگیری واشنگتن عمل کند، گزینههایش محدود میماند. این تعادلی بدون جنگ و بدون صلح است. این وضعیت بهراحتی میتواند از انتخابات میاندورهای عبور کند و به سال آینده برسد.
ترجمهشده از انگلیسیشش ماه پیش، این را برای @ForeignPolicy نوشتم: «ایران در حال تبدیل شدن به اوکراینِ آمریکاست» حرکت به سوی جنگی فرسایشی با تمرکز بر زیرساختهای انرژی، خطر تبدیل شدن به یک باتلاق را دارد. استدلال من این بود که خطر، جنگی بزرگتر نیست، بلکه جنگی طولانیتر است؛ و پرسش واقعی این نخواهد بود که چه کسی سختتر ضربه میزند، بلکه این است که چه کسی میتواند بیشتر دوام بیاورد و نظام جهانی تا چه میزان فشار را میتواند تحمل کند، پیش از آنکه خود نیز به بخشی از درگیری تبدیل شود. نیم سال بعد، آنچه در ماه مارس شبیه لغزشی احتمالی به سوی فرسایش بود، تا حد زیادی به همین تبدیل شده است. مقایسه با اوکراین هرگز درباره جغرافیا یا اتحاد نبود؛ درباره سازوکارهای جنگی بود که از فرضهایی که آن را آغاز کردند، طولانیتر دوام میآورد. با در نظر گرفتن این موضوع، بازخوانی آن ارزش دارد
ترجمهشده از انگلیسیدستکم دو نفر کشته و چندین نفر در حمله آمریکا به مراسم عروسی در سیریک زخمی شدند.
ترجمهشده از انگلیسیگزارش شده است که چندین نفر پس از اصابت ترکشهای ناشی از حمله آمریکا به مراسم عروسی در سیریک، در جنوب ایران، زخمی شدهاند.
ترجمهشده از انگلیسیشایان ذکر است: این یک موشک جدید نیست؛ خیبرشکن پیشتر در چندین مورد استفاده شده است. آنچه ممکن است جدید باشد، ارتقای آن در ماههای گذشته است که در صورت تأیید، قابلتوجه خواهد بود.
ترجمهشده از انگلیسیایالات متحده به شهروندان خود در منطقه درباره احتمال لغو پروازها، بسته شدن حریم هوایی و اختلال در سفر هشدار میدهد و از آمریکاییهایی که در حال حاضر در خاورمیانه هستند میخواهد هوشیاری بیشتری داشته باشند.
ترجمهشده از انگلیسییک مقام ارشد ایرانی به من گفت که گفتوگوها با فیلد مارشال عاصم منیر سازنده بود و ایدههای مفیدی ردوبدل شد، هرچند هیچ پیامی در هیچیک از دو جهت منتقل نشد. هدف این سفر احیای نقش پاکستان بهعنوان میانجی میان ایران و ایالات متحده بود.
ترجمهشده از انگلیسیسخنگوی وزارت امور خارجه ایران، @IRIMFA_SPOX، تأیید میکند که فیلد مارشال پاکستانی، عاصم منیر، روز دوشنبه در رأس هیأتی بلندپایه به تهران سفر خواهد کرد. به گفته اسماعیل بقایی، منیر با مقامهای ارشد کشور دیدار و گفتوگو خواهد کرد.
ترجمهشده از انگلیسیبه گفته منابع من، هدف از این سفر فعالسازی دوباره میانجیگری میان آمریکا و ایران است.
ترجمهشده از انگلیسیمنابع بسیار مطلع به من گفتند که فیلد مارشال عاصم منیر، نخستین رئیس نیروهای دفاعی پاکستان، انتظار میرود طی یکی دو روز آینده به تهران بازگردد.
ترجمهشده از انگلیسیمقدمه کتاب آمریکا و ایران… پیامها و توپها: "بیشتر به مسیر قطاری میماند که ایستگاههای ثابتش یکی پس از دیگری میآیند. ممکن است در تفسیر خوانش آن اختلاف نظر داشته باشیم، اما مختصات زمانیاش تغییر نمیکند. همین که یکی از دورهایش کامل میشود، دور دیگری آغاز میشود و اشباح گذشته را با خود حمل میکند."
ترجمهشده از عربییکی از کتابهایی که واقعاً در درک رابطه طولانی و پرپیچوخم میان آمریکا و ایران تفاوت ایجاد میکند. ارزش این کتاب در پژوهشی است که @JohnGhazvinian طی سالهایی که این مجلد نسبتاً بزرگ را مینوشت انجام داد؛ کتاب حاوی مطالب آرشیوی است که با زبانی داستانگونه نوشته شده و خواندنش را به لذتی واقعی تبدیل میکند. هنگام انتشار، آن را به انگلیسی خواندم و وقتی همکار مترجمم ترجمهاش را به پایان رساند، دوباره به عربی خواندم؛ سفری میان فصلهای پیدرپی و رویدادهای سرنوشتسازی که به ما میگوید آنچه میان آمریکا و ایران وجود دارد فقط کودتای مصدق، گروگانگیری و کنتراها نیست، بلکه تاریخی است که به سه قرن پیش بازمیگردد. در ادامه نگاهی از مقدمهام بهعنوان ناشر این کتاب را با شما در میان میگذارم؛ مقدمهای که در راه پوشش آخرین جنگ در ایران نوشتم. ادامه دارد…
ترجمهشده از عربیپوشش دادن این داستان بسیار دشوار است. چند ماه پیش، در مسیرمان به ناقوره، بدون اینکه لحظهای به آن فکر کنیم از منصوری عبور کردیم. امروز هر دو در اشغال اسرائیل هستند. مردم منطقه اکنون در نزدیکترین نقطهای که میتوانند به آن برسند ایستادهاند و به خانهها و زمینهایشان در آن سوی نگاه میکنند. من در کنارشان ایستادم و به روستای خودم نگاه کردم؛ نزدیکترین جایی که میتوانم به قبر پدرم برسم. گزارش من برای الجزیره @AJEnglish
ترجمهشده از انگلیسیمهلت شصتروزه در تفاهمنامه میان ایالات متحده و ایران به پایان رسید؛ چه اتفاقی افتاد؟ تاکنون هیچ چیز قطعی رخ نداده است. نه مذاکرات واقعی در کار است و نه بازگشت به جنگی تمامعیار. چند پیام، چند موشک و تنش بسیار زیاد. مقامهای ایرانی میگویند: در تفاهمنامه آتشبسی وجود ندارد، بلکه پایان خصومتها در همه جبههها، از جمله لبنان، مطرح است؛ به عبارت دیگر، پایان جنگ به شکلی که وجود داشت. این شصت روز فقط به مذاکرات درباره توافق نهایی مربوط میشد، نه چیز دیگر. اما ترامپ مصمم است که «آتشبس» را تمدید نکند و پیشتر پایان آن را اعلام کرده بود. او حتی از ایران میخواهد «پرچم سفید را بالا ببرد» و به دلیل تنگه هرمز تهدید میکند عمان را بمباران کند. همانطور که پیشتر گفتم، روشن است که این یک تفاهمنامه «سوءتفاهم» است، نه تفاهمنامه تفاهم. چگونه میتوان از تفاهم سخن گفت وقتی هنوز بر سر معنای تفاهمنامه توافقی وجود ندارد؛ آتشبس یا پایان جنگ؟ و چگونه میتوان انتظار داشت بر سر چیزی پیچیدهتر توافق کنند؟ ایرانی توانست آمریکایی را به دام مذاکره بر سر چیزی بکشاند که قابل مذاکره نیست: هرمز به جای مسئله هستهای؛ و آمریکایی توانست جنگ را بدون پایان دادن به آن منجمد کند، در حالی که جهان نتوانست از بزرگترین بحران پس از بحران موشکی کوبا، که نزدیک بود جنگی هستهای به راه بیندازد، خارج شود. واقعیت آشکار این است که همه در حال خریدن زمان هستند، به دلیلی که آن را مهمتر از ادامه دادن بدون چشماندازی روشن میدانند. منطقه امروز رسماً در وضعیت «نه جنگ و نه صلح» قرار دارد: لحظهای چشمانداز مذاکرات بالا میرود و لحظهای دیگر موشکها شلیک میشوند. همانطور که عمرو دیاب روزی خواند: «کجا میروم… دوباره برمیگردم.»
ترجمهشده از عربیمهلت ۶۰روزه یادداشت تفاهم آمریکا و ایران به پایان رسیده است. نه مذاکرات واقعیای در کار است و نه ازسرگیری جنگی تمامعیار. کمی پیام و کمی موشک. مقامهای ایرانی میگویند: در یادداشت تفاهم خبری از آتشبس نیست، بلکه پایان جنگ در همه جبههها، از جمله لبنان، مطرح است. این ۶۰ روز درباره مذاکرات برای توافق نهایی بود، و نه هیچ چیز دیگر. ترامپ میگوید آن را تمدید نمیکند، از ایران میخواهد «پرچم سفید را بالا ببرد» و تهدید میکند بهخاطر هرمز عمان را بمباران کند. اگر دو طرف نتوانند بر سر موضوع یادداشت تفاهم توافق کنند، چطور میتوانیم انتظار داشته باشیم بر سر چیزی پیچیدهتر توافق کنند؟ منطقه اکنون رسماً در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» قرار دارد. به قول بکت: «نمیتوانم ادامه بدهم، ادامه خواهم داد.» ناممکنبودن ادامه دادن و، در همان دم، به هر حال ادامه دادن.
ترجمهشده از انگلیسی
داستانهای مرتبط
- Trump Says Renewed Iran Campaign Will Not Last Long
- Iranian Officials Say Four Killed, 50 Wounded at Wedding in U.S. Strike
- Trump Asked Munir to Press Iran Back to Talks Before Tehran Visit
- Egypt Urges Iran to Restore June U.S. Pact and Protect Gulf Shipping
- Iran Says Hormuz Transit Route Map Agreed With Oman as 60-Day Period Expires
- Trump Threatens to Bomb Oman if It Blocks U.S. Control of the Hormuz Strait
- U.S.-Iran War Memorandum Lapses Without a Deal as Tehran Denies Extension Talks
- Trump Says No Talks With Iran Are Under Way or Scheduled and Calls Hormuz Open