
علی شهابی
@aliShihabi · کشورهای خلیج فارس و جهان عرب
علی شهابی نویسنده و مفسر سعودی نزدیک به دربار سلطنتی است.
علی شهابی گفت پادشاهی انتظار داشت که تشدید تنش در راه باشد و ماهها بود که نیروهای دولتی یمن را تقویت میکرد. او گفت #Houthis در میدان نبرد بهشدت ضربه میخورند. «آنها در رنج هستند و دست به واکنش تهاجمی میزنند، بنابراین این قابل انتظار بود.»
ترجمهشده از انگلیسیریاض در حال آماده شدن برای یک درگیری بلندمدت با حوثیها بوده است، به گفته علی شهابی «عربستان سعودی دریافته است که حوثیها منطقی نبودهاند و شانس بسیار کمی برای دستیابی به یک توافق سیاسی با آنها وجود دارد»، شهابی به @CNN گفت
ترجمهشده از انگلیسیعربستان سعودی و هنر تغییر مسیر: از بازتنظیم نئوم تا لجستیک جنگ نوشته علی الشهابی هنگامی که پروژه نئوم در سال ۲۰۱۷ اعلام شد، نماد گرایش به پروژههای بسیار بلندپروازانهای بود که آغازهای نخست چشمانداز ۲۰۳۰ را شکل میدادند: شهری آیندهنگر در ساحل دریای سرخ، با انرژی پاک کار میکرد و بر دادهها متکی بود و از محدودیتهای بهجامانده از مرحلهای پیشین در تاریخ کشور فراتر میرفت. طرحها خیرهکننده و بلندپروازیها واقعی بودند، اما همانگونه که بعداً روشن شد، این خطر واقعی نیز وجود داشت که تصور از توانایی اجرا جلو بیفتد. آنچه امروز اهمیت دارد فقط این نیست که عربستان پروژه نئوم را بازتنظیم کرده است؛ بلکه این است که این کار را قاطعانه انجام داده، بدون آنکه فرض کند طرح اولیه باید ثابت و بدون تغییر باقی بماند. این آمادگی برای تغییر مسیر ضعف نیست؛ بلکه به یکی از مهمترین نقاط قوت دولت عربستان تبدیل شده است. برخی منتقدان تعیین دوباره دامنه نئوم را نشانه شکست دانستند. اما برداشت متعادلتر این است که ریاض انضباط در اجرا و اولویتبندی دوباره را برگزیده است. راهبرد جدید صندوق سرمایهگذاری عمومی، تمرکز نئوم را از گردشگری و طراحی شهری آیندهنگر، که پیشتر در اولویت بودند، به سوی انرژیهای تجدیدپذیر، صنعت و مراکز داده منتقل میکند. راهبرد گستردهتر صندوق نیز وزن بیشتری به لجستیک، مواد معدنی، هوش مصنوعی و انرژی پاک میدهد. مقامهای سعودی درباره این تحول به شکل چشمگیری صریح بودهاند. فیصل الابراهیم، وزیر اقتصاد و برنامهریزی، به رویترز گفت دولت در پذیرفتن این موضوع که پروژهای باید تغییر کند، به تعویق بیفتد یا دامنهاش دوباره تعریف شود، «تردید نخواهد کرد». این زبان عقبنشینی نیست. این سخنان نشاندهنده دولتی است که در شرایط دشوارتر، شیوه تخصیص سرمایه با سختگیری بیشتر را میآموزد. جنگی که در اواخر فوریه آغاز شد، آزمونی بسیار سختتر برای این ذهنیت فراهم کرد. عربستان در ماههای اخیر ناچار بوده است نه در دنیای طرحهای جامع، بلکه زیر فشار نظامی و فشار مستقیم بازار فعالیت کند. همان دولتی که پیش از آنکه هزینههای نئوم فشار بیشتری بر اولویتهای سرمایهگذاری وارد کند، آمادگی بازطراحی آن را نشان داد، ثابت کرده است که میتواند شوکها را جذب کند، تجارت را تغییر مسیر دهد و تصمیمهای عملیاتی دشوار را به سرعت بگیرد. اصل در هر دو مورد یکی است: وقتی شرایط تغییر میکند، نظام سعودی هنگامی که وضعیت اصلاح برنامه را ایجاب میکند، به طرح اولیه خود نمیچسبد، بلکه با واقعیت جدید سازگار میشود. هیچ چیز این موضوع را بهتر از خط لوله شرق به غرب نشان نمیدهد. هنگامی که جنگ عملاً صادرات نفت خام از طریق تنگه هرمز را متوقف کرد، مسیر عربستان به ینبع در دریای سرخ به خروجی اصلی صادرات نفت خام تبدیل شد. این خط لوله میتواند روزانه تا ۷ میلیون بشکه را به ساحل غربی منتقل کند که حدود ۵ میلیون بشکه از آن برای صادرات در دسترس است. این زیرساخت به عربستان گزینهای داد که همسایگانش عمدتاً فاقد آن بودند. عراق، کویت و دیگر تولیدکنندگان مجبور شدند کاهشهای بیشتری اعمال کنند، زیرا پس از غیرممکن شدن استفاده از تنگه هرمز، گزینههای جایگزین در دسترسشان محدود بود. بدین ترتیب، ظرفیت مازاد که گاهی در شرایط عادی نوعی بیمه گرانقیمت تلقی میشود، معلوم شد دارایی راهبردی بسیار مهمی است. ینبع همچنین در داخل خود دریای سرخ به عربستان انعطاف میدهد. اگر تنگه بابالمندب در ورودی جنوبی خود تهدید شود، نفت خام منتقلشده از ساحل غربی پادشاهی میتواند از راه کانال سوئز به سوی شمال و بازارهای مدیترانه و اروپا برود. همچنان میتوان مشتریان آسیایی را نیز تأمین کرد؛ محمولهها از کانال سوئز و سپس پیرامون دماغه امید نیک منتقل میشوند، هرچند این سفر بسیار طولانیتر هزینه حملونقل بیشتری بر عربستان تحمیل خواهد کرد. این انعطاف اضافی، پادشاهی را در موقعیت بهتری برای سازگاری قرار میدهد؛ نه فقط با بسته شدن تنگه هرمز، بلکه با اختلال در کشتیرانی در گلوگاه اصلی دیگر دریای سرخ نیز. این نمونه دیگری است از اینکه گزینههای جغرافیایی و سرمایهگذاری در زیرساخت چگونه تابآوری یک دولت را تقویت میکنند. همین امر درباره واردات نیز صدق میکند. ساحل دریای سرخ عربستان به ستون پشتیبان لجستیکی کل منطقه خلیج تبدیل شده است. حجم محمولههای ورودی به جده پس از آغاز درگیری بهطور چشمگیری افزایش یافت و دیگر بنادر دریای سرخ، از جمله نئوم، نیز پس از آنکه بحران دسترسی به بنادر خلیج در شرق هرمز را مختل کرد، افزایش زیادی در فعالیت خود دیدند. در عمل، عربستان فقط تابآورتر نشده، بلکه به شریان لجستیکی حیاتی همسایگانش نیز تبدیل شده است. این تحول راهبردی پیامدهایی دارد که بسیار فراتر از بحران کنونی است. هیچیک از اینها به معنای مصون بودن عربستان از خطر نیست؛ روشن است که چنین نیست. به تأسیسات انرژی این کشور حمله شده و این حملات گاهی تولید را بهطور موقت کاهش دادهاند. اما تابآوری به معنای جلوگیری کامل از آسیب نیست؛ یعنی حفظ توان ادامه فعالیت، تغییر مسیر تدارکات، بازگرداندن ظرفیت تولید و حفظ عملکرد بازارها پس از دریافت ضربه. عربستان تجربه نهادی دارد که میتواند بر آن تکیه کند. پس از حملات سپتامبر ۲۰۱۹ که روزانه ۵٫۷ میلیون بشکه از تولید را از مدار خارج کرد، آرامکو طبق گزارش رویترز ظرف ۱۱ روز ظرفیت تولید ۱۱٫۳ میلیون بشکه در روز را بازگرداند. مدیرعامل آرامکو در اکتبر گذشته گفت شرکت میتواند به مدت یک سال تولید روزانه ۱۲ میلیون بشکه را حفظ کند، در حالی که آژانس بینالمللی انرژی ظرفیت تولید مازاد عربستان را حدود ۲٫۴۳ میلیون بشکه در روز برآورد کرده است. ظرفیت مازاد، مسیرهای جایگزین صادرات و برنامههای بازیابی ممکن است در زمان صلح افراطی به نظر برسند، اما در زمان جنگ شبیه نوعی مدیریت خردمندانه امور دولت هستند. به همین دلیل باید داستان نئوم را دوباره بررسی کرد. مرتب کردن دوباره اولویتها و مراحل اجرا، همراه با توجه بیشتر به داراییهای صنعتی و لجستیکی، فقط اصلاح مسیر یک پروژه نیست؛ بلکه نشاندهنده توان فزاینده تصمیمگیری قاطع در سیاستگذاری عربستان است. دولتی که آماده رویارویی با پرسشهای دشوار درباره اینکه چه چیزی را میتوان ساخت، چه زمانی باید ساخت و با چه ترتیبی باید ساخت، باشد، هنگام بدتر شدن شرایط کمتر در معرض فلج شدن قرار میگیرد. چین در این زمینه مقایسهای هشداردهنده ارائه میکند. الگوی توسعه غیرمتمرکز آن، مقامهای محلی را به گسترش ساختوساز برای دستیابی به رشد اقتصادی تشویق کرد. نتیجه، سرمایهگذاری تریلیونها دلار در زیرساختهایی با استفاده محدود، پروژههای شهری خالی و ظرفیت صنعتی مازاد بود. عربستان در معرض حرکت در مسیری مشابه قرار داشت، اما خیلی زودتر بازبینی مسیر را آغاز کرد و اولویتهای خود را دوباره ارزیابی کرد، پیش از آنکه تعهداتی که بعداً تغییرشان دشوار بود تثبیت شوند. پروژه قطار سریعالسیر کالیفرنیا نمونه هشداردهنده دیگری است. هنگامی که پروژه ابتدا به رأیدهندگان ارائه شد، هزینه شبکه ریلی برنامهریزیشده میان سانفرانسیسکو و لسآنجلس حدود ۳۳ میلیارد دلار برآورد شد. امروز هزینه آن بر اساس طرحی اصلاحشده و سادهتر حدود ۱۲۶ میلیارد دلار برآورد میشود و بدون اقدامات پیشنهادی کاهش هزینه ممکن است به ۲۳۱ میلیارد دلار برسد. با وجود سالها هزینه و عملیات گسترده عمرانی، پروژه هنوز نخستین بخش خط ریلی سریعالسیر خود را احداث نکرده است. این مقایسه اهمیت ارزیابی دوباره زودهنگام پروژههای بلندپروازانه را نشان میدهد. تغییر مسیر ممکن است انتقاد به همراه داشته باشد، اما به تعویق انداختن تصمیمهای دشوار میتواند باعث انباشت هزینهها و تعهدات نهادی شود تا اصلاح مسیر چندین برابر پرهزینهتر گردد. تحول عربستان هنوز کامل نشده و بسیاری چیزها همچنان ممکن است به خطا بروند. اما کشوری که میتواند دامنه نئوم را پیش از آنکه افزایش هزینههایش گزینههای موجود را محدود کند دوباره تعریف کند، هنگام بسته بودن هرمز صادرات نفت خام را تغییر مسیر دهد، هنگام تهدید بابالمندب توان تأمین مشتریانش را حفظ کند، جده را به شریان تأمین خلیج تبدیل کند و پس از حمله به فعالیت خود ادامه دهد، ثابت میکند چیزی ارزشمندتر از خیالپردازی آیندهنگرانه دارد: توانایی تشخیص تغییرات واقعیت و عمل بر اساس آنها. در خاورمیانه امروز، این شاید از هر طراحی خیرهکنندهای مهمتر باشد.
ترجمهشده از عربیاز بازتنظیم #NEOM تا تغییر مسیر نفت و تجارت در زمان جنگ، #SaudiArabia نشان میدهد که قدرت در دفاع سرسختانه از برنامههای قدیمی نیست، بلکه در سازگاری قاطعانه با تغییر شرایط است. مقاله اخیر من در @ArabNews درباره تابآوری بهعنوان یک نقطه قوت نوظهور سعودی.
ترجمهشده از انگلیسیبرخی میپرسند چرا پادشاهی عربستان سعودی سرمایهگذاری گستردهای در بخش بازیهای الکترونیکی انجام میدهد. بازیهای الکترونیکی علاوه بر اینکه صنعتی عظیم و جهانی هستند، میتوانند برای فرد و جامعه فواید واقعی داشته باشند. بازیهایی که بهخوبی طراحی شدهاند به پرورش تفکر راهبردی، حل مسئله، خلاقیت، کار گروهی، سرعت تصمیمگیری و پشتکار کمک میکنند. همچنین میتوانند ابزاری آموزشی و مؤثر باشند که یادگیری را تعاملیتر و جذابتر میکند، به دانشآموزان کمک میکند موضوعات پیچیده را از طریق شبیهسازی و تمرین درک کنند و مهارتهای دیجیتالی را پرورش میدهد؛ مهارتهایی که اهمیتشان در اقتصاد مدرن رو به افزایش است. وقتی بازیهای الکترونیکی بهصورت متعادل انجام شوند، صرفاً وسیلهای برای سرگرمی نیستند، بلکه ابزاری برای یادگیری، پرورش مهارتها و تحریک تفکر هستند.
ترجمهشده از عربیمردم تعجب میکنند که چرا #Saudi Arabia تا این اندازه در بازیهای ویدیویی سرمایهگذاری میکند. بازیها میتوانند برای افراد و جامعه فواید واقعی داشته باشند. بازیها میتوانند تفکر راهبردی، حل مسئله، خلاقیت، کار تیمی، تصمیمگیری سریع و پشتکار را پرورش دهند.
ترجمهشده از انگلیسی"محاسبه ایران این است که با نزدیک شدن انتخابات نوامبر، رئیسجمهور ترامپ کوتاه میآید و یک توافق بد را میپذیرد. فشار اقتصادی ممکن است بهترین گزینه باقیمانده او برای تحقق اهداف ایالات متحده در طول زمان باشد" از طریق @WSJopinion
ترجمهشده از انگلیسی