
دیوید آلبرایت
@TheGoodISIS · ناظران ایران، کارشناسان هستهای و مخالفان
دیوید آلبرایت مؤسسه علم و امنیت بینالمللی را تأسیس کرد و برنامه هستهای ایران را برای دههها دنبال کرده است، از جمله تجزیه و تحلیل آرشیو هستهای توقیف شده اسرائیل.
واکنش به قطعنامه شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره سوریه: سیاسیکاری در روند قطعنامه جدید فرصت مهمی را برای فراخواندن سوریه به ارائه اظهارنامهای درست و کامل درباره فعالیتهای هستهای خود و پذیرش پروتکل الحاقی از دست داد؛ پروتکلی که به آژانس بینالمللی انرژی اتمی کمک میکند به این نتیجه برسد که برنامه هستهای سوریه منحصراً صلحآمیز است. در حالی که همه میخواهند تغییر رویکرد رژیم سوریه و همکاری تازهیافته آن را جشن بگیرند و پاداش دهند، کار راستیآزمایی هنوز با تکمیل فاصله زیادی دارد و ادعاها درباره بسته شدن پرونده نادرست است. قطعنامه سال ۲۰۱۱ مشخصاً از سوریه خواست اظهارنامهای کامل ارائه کند. بند ۴ قطعنامه چنین میگوید: "۴. از سوریه میخواهد پروتکل الحاقی را امضا کند و بیدرنگ آن را به اجرا گذاشته و به طور کامل اجرا کند و تا آن زمان مطابق با پروتکل الحاقی عمل کند تا مدیرکل بتواند تضمینهای لازم را درباره درستی و کامل بودن اظهارنامههای سوریه طبق توافق پادمانهای آن ارائه دهد؛ " قطعنامه جدید که چند روز پیش تصویب شد، در بند ۴ خود مفاد قطعنامه سال ۲۰۱۱ را "خاتمهیافته" میخواند. قطعنامه سال ۲۰۲۶ نمیتواند سوریه را از ارائه اظهارنامهای درست و کامل معاف کند؛ این امر، همانطور که در سال ۲۰۱۱ تصریح شده، از الزامات پادمانهای معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای است. و این کار باید بدون تأخیر انجام شود. اظهارنامه کنونی سوریه ناقص است. بر اساس مطالعه جدیدترین گزارش پادمانهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره سوریه، هنوز درباره مقدار کل اورانیوم دریافتشده از کره شمالی، دستاوردهای سوریه در ساخت برنامه بازفرآوری و شناسایی مکانهای آن، و پیشرفت و مکانهای تلاشها برای ساخت خود سلاح هستهای در زمان بمباران راکتور در سال ۲۰۰۷، پرسشهایی باقی مانده است. افزون بر این، نقش یک تأمینکننده اصلی فناوری، مواد و قطعات هستهای اعلامنشده، یعنی کره شمالی، نادیده گرفته میشود؛ رویکردی که در مورد ایران و عراق غیرقابلقبول بود. در نتیجه، آژانس بینالمللی انرژی اتمی حلقه فعالیتهای هستهای تسلیحاتی رژیم قدیم را نبسته و برای رسیدن به وضعیت بهتر شتاب خود را از دست داده است.
ترجمهشده از انگلیسیتحلیل جدید: همکاری ایالات متحده و عربستان سعودی در زمینه غنیسازی: چارچوبی برای یک جعبه سیاه در بسته توافقهای همکاری هستهای ایالات متحده و عربستان سعودی، صورتجلسه و ارزیابی طبقهبندینشده منع اشاعه، مطالب زیادی برای بررسی وجود دارد. ما با تلاش برای فهم این موضوع آغاز کردیم که ایالات متحده چگونه و بر اساس چه مقرراتی میتواند یک تأسیسات غنیسازی در اختیار عربستان سعودی قرار دهد. یافتههای اصلی در ادامه میآید: - به نظر میرسد متن عمداً به گونهای تنظیم شده است که یک تأسیسات غنیسازی طراحیشده، ساختهشده و ادارهشده توسط ایالات متحده بتواند در عربستان سعودی مستقر شود، بدون آنکه فناوری سانتریفیوژ موجود در آن تأسیسات بهطور خودکار منتقل شود. جزئیات ارائه نشده است، اما در چنین ترتیبی انتظار میرود ایالات متحده کنترل طراحی، تولید، مونتاژ، نگهداری و دسترسی فیزیکی به سانتریفیوژها را حفظ کند. - این با گزارش پیشین والاستریت ژورنال درباره یک تأسیسات محرمانه «جعبه سیاه» که «از انتقال فناوری حساس غنیسازی» به عربستان سعودی جلوگیری میکند، همخوان است. - این توافق چارچوب ایجاد یک کارخانه سانتریفیوژ جعبهسیاه را فراهم میکند، اما ایجاد آن تأسیسات به توافقهای آینده متعددی میان ایالات متحده و عربستان سعودی نیاز خواهد داشت، نه فقط مطالعه مشترک غنیسازی و تبدیل (JECS) دوساله. - از نظر پیامدهای اشاعه، چند موضوع باید بهطور مستقل تحقق یابد؛ یعنی دسترسی به سانتریفیوژها و فناوری سانتریفیوژ محدود شود. توافق عمومی هنوز محدودیتهای دسترسی فیزیکی به مورد نخست را بهروشنی تعیین نمیکند. اما سازوکارهایی برای محدود کردن دسترسی به بخش بزرگی از مورد دوم ارائه میدهد. مهمتر از همه، انتقال دادههای محدودشده (RD) و اطلاعات طبقهبندیشده را بهطور مطلق مستثنا میکند؛ این موارد حوزههای بسیاری مرتبط با طراحی، مشخصات، تولید و بهرهبرداری سانتریفیوژ را پوشش میدهند. - یک خلأ احتمالی این است که توافق، انتقال فناوری هستهای حساس سانتریفیوژ (SNT) را در شرایط خاص صراحتاً مجاز میداند. توافق انتقال SNT را برای پشتیبانی از مطالعه مشترک غنیسازی و تبدیل (JECS) یا با توافق کتبی طرفها مجاز میکند. بنابراین، معماری حقوقی توافق ممنوعیتی مطلق برای انتقال یا آموزش اطلاعات درباره تأسیسات غنیسازی در هیچ زمانی نیست. - بسته عمومی درباره این پرسش که آیا عربستان سعودی میتواند برنامههای تحقیق و توسعه سانتریفیوژ مستقل خود را دنبال کند و همزمان از ایالات متحده یک کارخانه غنیسازی تأمینشده توسط آمریکا، شامل SNT، دریافت کند، سکوت کرده است. در این بسته آمده است که «تفاهمی وجود دارد مبنی بر اینکه هیچ SNT منتقلشده برای اهداف JECS نمیتواند توسط پادشاهی عربستان سعودی برای اهداف دیگر استفاده شود»، اما این موضوع هنوز باید در یک «مبادله یادداشتهای دیپلماتیک» که هنوز درباره آن مذاکره نشده است، بهصورت کتبی ثبت شود و درباره راستیآزمایی پرسشهایی ایجاد میکند. - بر اساس پژوهشهای قبلی خود و جستوجوهای کنونی با کمک هوش مصنوعی در منابع آزاد، در ادبیات علمی قابل مشاهده برای عموم شواهد اندکی از پژوهش بومی مهم یا مستمر عربستان سعودی درباره فناوریهای تخصصی مورد نیاز برای غنیسازی با سانتریفیوژ گازی یافتیم. - این نشان میدهد که اگر عربستان سعودی بخواهد در کوتاهمدت تا میانمدت بهطور مستقل توانمندی غنیسازی با سانتریفیوژ گازی را به دست آورد، باید برنامه داخلی بزرگی برای این کار راهاندازی کند یا چنین توانمندیای را از طریق فناوری و آموزش خارجی به دست آورد. گزینه دوم میتواند شامل کمک مخفیانه تأمینکنندگان سانتریفیوژ، مانند پاکستان، یا بهرهبرداری از فرصتهای حاصل از همکاری با ایالات متحده باشد. - در مجموع، ایده یک کارخانه غنیسازی جعبهسیاه جذاب است. برای تعیین اینکه آیا این بسته توافقها و توافقهای بعدی به یک جعبهسیاه امن دست خواهند یافت یا نه، باید به پرسشهای بسیاری درباره میزان مشارکت عربستان سعودی در ساخت، نگهداری و بهرهبرداری از تأسیسات غنیسازی و خطر اشاعه پاسخ داده شود. گزارش ما فهرستی از ۲۱ پرسش را که کنگره باید مطرح کند، دربر دارد
ترجمهشده از انگلیسیجدید: تصاویر ویدئویی مربوط به بازدیدهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی از سوریه که در اوت ۲۰۲۶ در برنامه «د ورلد ایز وان نیوز» پخش شد، تأیید میکند که رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، علاوه بر محل رآکتور مدفون الکِبر، از مجتمع مرجالسلطان نیز بازدید کرده است. تصویر او در داخل یک ساختمان را میتوان با ساختمانی فرعی در این مجتمع تطبیق داد. به نظر میرسد روایت ویدئوی آژانس، محل مرجالسلطان را همان «مکان دومی که پیشتر اعلام نشده بود» معرفی میکند؛ این با گزارش آژانس همخوان است که مکان اعلامنشده دوم را «یک کارخانه ساخت سوخت که در آن سوخت هستهای رآکتور دیرالزور [معروف به رآکتور الکِبر] ساخته میشد» شناسایی کرده است. این مؤسسه در سال ۲۰۱۳ عکسی از همان سالن فرآوری شیمیایی که گروسی از آن بازدید کرد منتشر کرد. تصویری که مؤسسه در سال ۲۰۱۳ به دست آورد، سالن را آنگونه که حدود سال ۲۰۰۵، پیش از آغاز فعالیت، دیده میشد نشان میدهد و نصب تجهیزات را نیز به تصویر میکشد. در تصویر، ستونی فلزی و بزرگ با پنجرهها برجسته است که منبع آن را تجهیزاتی برای پاکسازی یا تصفیه محلولها، یعنی یک اسکرابر یا ستون استخراج با حلال، توصیف کرده است. این تجهیزات و تجهیزات دیگری که در تصاویر دیگر دیده میشوند، احتمالاً بخشی از یک سامانه یکپارچه فرآوری شیمیایی برای تبدیل کیک زرد به تترافلوراید اورانیوم بودهاند. آژانس در گزارش پادمانهای انپیتی سال گذشته اعلام کرده بود که در مکانی که ذرات فراوان اورانیوم وجود داشت، نمونههای محیطی برداشته است و تحلیلها بهطور مشخص به تبدیل کنسانتره سنگ معدن اورانیوم به اکسید اورانیوم اشاره داشتند. آژانس در جدیدترین گزارش پادمانها نتیجه گرفت که کل فرایند ساخت سوخت در سوریه انجام شده است. از آنجا که آژانس مکان جدیدی برای این کار شناسایی نکرده است، این موضوع قویاً نشان میدهد که کل فرایند چندمرحلهای، از کنسانتره سنگ معدن اورانیوم تا UO3، کاهش آن به UO2، فلوئوردار کردن آن به UF4 و کاهش آن به فلز اورانیوم، و همچنین آلیاژسازی، ذوب، اکسترود کردن به میلههای سوخت و روکشکردن با آلیاژ منیزیم، در ساختمانهای مختلف محل مرجالسلطان انجام شده است. تصاویر بازدید آژانس نشان میدهد که داخل ساختمان کاملاً تخلیه شده است. سوریه مسئول توضیح این است که تجهیزات حیاتی و آلوده تولید سوخت هستهای اکنون کجا قرار دارد.
ترجمهشده از انگلیسیجدید: آژانس بینالمللی انرژی اتمی و سوریه تابستان امسال در بازگرداندن سوریه به پایبندی به تعهدات پادمانی خود درباره رآکتور هستهای اعلامنشده، کارخانه ساخت سوخت، و سوخت و قراضه فلز اورانیوم ذخیرهشده این کشور، به پیشرفتهای عمدهای دست یافتهاند. رآکتور مخفی الکِبَر در تأسیسات دیرالزور در آستانه تکمیل بود که اسرائیل در سال ۲۰۰۷ آن را بمباران کرد و به این ترتیب به یک تلاش عمده برای ساخت سلاح هستهای مبتنی بر پلوتونیوم پایان داد؛ تلاشی که سوریه با کمک کره شمالی بهطور پیوسته پیش میبرد. با این حال، با وجود پیشرفت قابل توجه سوریه در بازگشت به پایبندی، که شایسته تقدیر است، سوریه هنوز درباره جاهطلبیهای هستهای خود در دوران رژیم پیشین کاملاً حقیقت را آشکار نکرده است. این پیشرفتهای اخیر پس از سالها انکار دولت پیشین سوریه مبنی بر وجود رآکتور هستهای در این محل حاصل شده است. با روی کار آمدن دولت جدید، این پیشرفتها ممکن شد. آژانس بینالمللی انرژی اتمی در گزارش اجرای پادمانهای انپیتی درباره سوریه در اول سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام کرد که توانسته است پرسشهای آژانس درباره مسائل باقیمانده پادمانی را که پیشتر به شورای حکام گزارش شده بود، روشن و حلوفصل کند. با این حال، گزارش نمیگوید که آژانس از سوریه یک اظهارنامه هستهای کامل دریافت کرده یا فعالیتهای راستیآزمایی پایان یافته است. اطلاعات غایب در گزارش شامل این موارد است: دامنه برنامهریزیشده، مکان و زمانبندی تأسیسات جداسازی پلوتونیوم از سوختی که قرار بود در رآکتور پرتودهی شود. این فعالیت در گزارش آژانس «بازفرآوری» نامیده شده است؛ همکاری کره شمالی در ساخت رآکتور و ارائه فناوریها و تأسیسات مرتبط مورد نیاز برای راهاندازی رآکتور، ساخت سوخت و جداسازی پلوتونیوم؛ و هر بحثی درباره تسلیحاتیسازی هستهای که سوریه ممکن است با یا بدون کمک کره شمالی انجام داده باشد. افزون بر این، اطلاعات جدید بازتابدهنده گزارشهایی است که آژانس بینالمللی انرژی اتمی و دیگران، از جمله دولتهای آمریکا و اسرائیل، زوددویچه تسایتونگ (درباره تبدیل اورانیوم)، و این مؤسسه، درباره فعالیتهای هستهای اعلامنشده سوریه منتشر کردهاند. افشاگریهای جدید برخی فعالیتها و تأسیسات را تأیید و جزئیات تازهای درباره آنها ارائه میکند، اما هیچ غافلگیریای ندارد و اطلاعات مفقود درباره دامنه کامل پروژه رآکتور و بازفرآوری و همکاری سوریه با کره شمالی را تکمیل نمیکند. بنابراین، باید از پیشرفتهای اخیر استقبال کرد، اما آنها هنوز به شفافیتی که در موارد پیشین، مانند آفریقای جنوبی، تایوان و عراق در دهه ۱۹۹۰، حاصل شد، دست نیافتهاند. آژانس بینالمللی انرژی اتمی باید با هدف اطمینان از دریافت و راستیآزمایی یک اظهارنامه کامل درباره تلاشهای هستهای پیشتر اعلامنشده سوریه، اطلاعات بیشتری از سوریه درخواست کند. این گزارش چند یافته فهرستوار درباره اطلاعات جدید پیرامون مسئله ادامهدار پایبندی سوریه به پادمانهای انپیتی، که در گزارش آژانس درباره سوریه آمده، ارائه میکند و برای این اطلاعات زمینه فراهم میسازد. گزارش ما همچنین چند توصیه دارد: شورای حکام آژانس باید قطعنامهای در تقدیر از تلاش دولت جدید سوریه تصویب کند، اما آژانس را موظف سازد کامل بودن اظهارنامه هستهای سوریه را تضمین کند. سوریه باید پرسشهای بیشتری درباره زمینه و چارچوبی که رآکتور مخفی تولید پلوتونیوم در آن ساخته شد حل کند؛ یعنی درباره نقش آن در یک برنامه مخفی تسلیحات هستهای و سایر فعالیتهای مرتبط با سلاح هستهای که انجام گرفته است. سوخت فلز اورانیوم باید به دلایل ایمنی و امنیتی خارج شود. تجهیزات کلیدی و یکمنظوره مرتبط با تبدیل اورانیوم و ساخت سوخت، و نیز جداسازی پلوتونیوم، باید مکانیابی شده و از کار انداخته یا خارج شوند. گزارش را میتوان در اینجا یافت.
ترجمهشده از انگلیسی@Airbus تصاویر ماهوارهای از اواسط ژوئیه و اوایل اوت، فعالیت اندک خودروها را در بخش رویزمینِ مجتمع هستهای اصفهان نشان میدهند. در سراسر مجتمع چندین کامیون حامل کانتینر و خودروهای کوچک مسافری دیده میشوند. در غربیترین پارکینگ چندین خودرو وجود دارد، در حالی که پارکینگهای نزدیکتر به مجتمع اصلی تقریباً خالی هستند. دقیقاً مشخص نیست این فعالیت نشاندهنده چیست، اما حضور کامیونهای حامل کانتینر این پرسش را مطرح میکند که آیا ایران در تلاش است اقلامی را از سازههای باقیمانده یا ساختمانهای ویرانشده بازیابی و منتقل کند. تا ۳ اوت، ورودی تونلها همچنان با خاک پر شده و غیرقابل دسترسی بودند. ایران هیچ تلاشی برای حفاری به داخل آنها نکرده است.
ترجمهشده از انگلیسیدر پی اخبار اخیر درباره "ذخایر هستهای پنهان در سوریه در سایت ۹۹ که از پروژه رآکتور الکِبر باقی ماندهاند"، این مؤسسه (@DAVIDHALBRIGHT1) گزینهای احتمالی را برای محل نگهداری مواد هستهای شناسایی کرده است. شواهد موجود به مجتمع موشکی زیرزمینی تل قرطل، "پروژه ۹۹/CERS"، اشاره دارند؛ این مجتمع در حمله هوایی اسرائیل در سپتامبر ۲۰۲۳ بهشدت آسیب دید (در حمله دوم در دسامبر ۲۰۲۴، چهار ساختمان که احتمالاً ورودی تونلهای زیرزمینی بودند، نابود شدند). جدیدترین تصاویر این محل، مربوط به ۱۷ ژوئیه ۲۰۲۶، فقط نشان میدهند که آوار ساختمانهای نابودشده برداشته شده است و در آن زمان فعالیت دیگری دیده نمیشد. برای تأیید اینکه این همان محل است و مواد هستهای با موفقیت از سوریه خارج شدهاند، منتظر اطلاعات بیشتر از آژانس بینالمللی انرژی اتمی خواهیم ماند.
ترجمهشده از انگلیسیجدید: آیا توافق همکاری هستهای صلحآمیز میان ایالات متحده و پادشاهی عربستان سعودی رویکردی جدید برای متوقف کردن اشاعه است، یا اشتباهی مستعد اشاعه؟ ما در آستانه دورهای بالقوه از افزایش اشاعه هستهای هستیم. ما در حال ارزیابی «نفر بعدی کیست؟» بودهایم و به دنبال راههای نوآورانه برای متوقف کردن اشاعه بیشتر میگردیم. روشن است که رویکردهای سنتی کافی نیستند. عربستان سعودی مدتهاست بهعنوان کشوری بالقوه برای اشاعه هستهای دیده شده است. رهبران آن روشن کردهاند که اگر ایران به سلاح هستهای دست یابد، عربستان نیز همین مسیر را دنبال خواهد کرد. توافق اخیر همکاری نظامی آن با پاکستان بُعدی هولناک به این تهدید افزوده است؛ درباره وجود مؤلفههای هستهای در آن بهطور گسترده گزارش شده، هرچند این موضوع قطعی نیست. بیم آن میرود که یکی از این مؤلفههای هستهای شامل تأمین یک تأسیسات غنیسازی باشد. تا زمانی که توافق همکاری هستهای ایالات متحده و عربستان منتشر نشود و توافقهای جانبی محرمانه آن روشن نشوند، برای قضاوت کامل درباره مزایای آن خیلی زود است. بااینحال، بر اساس گزارشهای عمومی میتوان برخی ملاحظات را مطرح کرد که پس از علنی شدن توافق واقعی، قابل سنجش در برابر آن خواهند بود. این ملاحظات همچنین میتوانند به ایجاد چارچوبی برای ارزیابی کفایت توافق در برابر اشاعه هستهای بیشتر در خاورمیانه و نقاط دیگر کمک کنند. گزارش ما را اینجا بخوانید:
ترجمهشده از انگلیسی