
ارز تدمر
@tadmorerez48 · روشنفکران عمومی، نویسندگان و مفسران
ارز تدمر نویسنده اسرائیلی است.
ایمن عوده: «در انتخابات بعدی باید هر کاری کرد، اما هر کاری، برای برکنار کردن نتانیاهو». آیا اینجا کسی هست که هنوز ماجرا را نفهمیده باشد؟
ترجمهشده از عبریافشاگری شگفتانگیز عمری حییم: یک نماینده پارلمان حزبالله توضیح میدهد که راهبرد منطقهای آنها و تصمیمشان درباره اینکه پاسخ بدهند یا ندهند، از یک هدف عالیتر ناشی میشود: برکنار کردن نتانیاهو. یادآوری کنیم: منصور عباس و ایمن عوده نیز این را با صدای خودشان گفتند. و همانطور که محمد مجادله افشا کرد، این هدف عالی ابوعباس نیز هست. آیا کسی اینجا هست که ماجرا را نفهمیده باشد؟
ترجمهشده از عبریاز یک سو نتانیاهو که ایران، حزبالله و حماس را درهم کوبید، و از سوی دیگر یک چپگرای فوقالعاده افراطی که ایران را قربانی تجاوز اسرائیل میداند... تصمیم بگیرید به چه کسی باور دارید.
ترجمهشده از عبریشلومی الدار، اکتبر ۲۰۲۴، پس از آنکه ایران ۲۰۱ موشک بالستیک به سوی اسرائیل شلیک کرد: "هرکس گفت ایران قواعد را زیر پا گذاشته است... این ما بودیم که ابتدا به ایران اعلان جنگ کردیم. این ما بودیم که رفتیم و آرشیوی را دزدیدیم و با ملحفهها نمایش به راه انداختیم. این ما بودیم که اسماعیل هنیه را کشتیم..."
ترجمهشده از عبری۸۰ درصد مردم از قبل میدانند که نباید به هاآرتص اعتماد کنند. و این هم یادآوریای از اینکه شلومو الدار کیست. این بهخودیخود مدرکی نیست که او دروغ میگوید، اما به ما یادآوری میکند که او یک چپگرای افراطی با انگیزهای ایدئولوژیک و روشن است. و پس از آنکه صدها خبر جعلی و افترا علیه نتانیاهو در دادگاه و دادگاه افکار عمومی فروپاشید، برای من روشن است به چه کسی باور دارم
ترجمهشده از عبریرضایتبخش و دلگرمکننده است که در چنین صبحی از خواب بیدار شوی و ببینی که بیشتر مردم اسرائیل دیگر کاملاً در برابر افتراهای رسانهها مصون شدهاند. قبلاً هفتهها و ماهها طول میکشید تا جعلیات و دروغهایشان را از هم باز کنیم. امروز، ۵۰ تا ۵۵ درصد مردم از قبل یک دستگاه ایمنیِ پیشرفته دارند که میداند هر مطلب افتراآمیزی را که بر حقایق محکم و بتنریخته استوار نباشد، پس بزند. هر افترا دروغین از این دست فقط دستگاه ایمنی مردم را تقویت میکند و به افراد بیشتری یاد میدهد که حتی یک کلمه از آنها را باور نکنند. و در توییت بعدی، یادآوری جالبی درباره اینکه شلومی الدار کیست.
ترجمهشده از عبریمعنای تخلیه مزارع، خفهکردن شهرکهای یهودی در یهودا و سامره، محاصره آنها از طریق ساختوساز غیرقانونی عربی، تبدیل شهرکها به جزیرههایی محصور در قلب منطقهای با ساختوساز عربی، و در نهایت زمینهسازی برای عقبنشینی و تشکیل یک کشور تروریستی در یهودا و سامره است. این افراد وانمود میکنند راستگرا هستند، اما هرکس به آنها رأی بدهد، به آنها قدرت میدهد تا کشور را به سمت یک اسلوِ جدید ببرند.
ترجمهشده از عبریبه نظر من، برگمان «شورش ژنرالها» را نخوانده است، یا عمداً ۹۵ درصد واقعیتهای مربوط به موضوعی را که دربارهاش مینویسد نادیده میگیرد. و اینطور نیست که این گرافومان در استفاده از کلمات صرفهجویی کند. برعکس، او دستکاریهایش را زیر کوههایی از پرگویی بیپایان دفن میکند که، همانطور که گفته شد، فهرست بلندبالایی از واقعیتها، نمونهها، رویدادها و نقلقولهایی را که با تز او جور درنمیآیند نادیده میگیرند. با این حال، ممنون بابت ادامه دادن کارزار روابط عمومیای که برگمان، مسگاو و شرکا برای این کتاب به راه انداختهاند. فقط در دو هفته گذشته هزاران اسرائیلی این کتاب را خریدهاند و ما همین حالا در جایگاه سوم فهرست پرفروشها هستیم! همینطور محکم ادامه بده، عزیزم.
ترجمهشده از عبریبه تاریخ توجه کنید: ژانویه ۲۰۲۴. این افراد سه ماه پس از ۷ اکتبر میخواستند تسلیم شوند. پیش از درهم کوبیدن حماس، پیش از درهم کوبیدن حزبالله، و پیش از ام کلاوی و شعگات هاآری. چپ روی کوتاه بودن حافظه عمومی حساب کرده است. آنها اشتباه میکنند. همه ما به یاد داریم چه کسی میخواست تسلیم شود و چه کسی بر مقاومت آنها غلبه کرد و چهره خاورمیانه را تغییر داد.
ترجمهشده از عبریاین فضاسازیها و manipulations به شما کمکی نخواهد کرد. همه ما در سه سال گذشته اینجا زندگی کردهایم و همه ما همان رویداد را دیدهایم: از یک سو رهبری با جایگاهی تاریخی که در پی پیروزی و فیصله دادن است و ایران، حزبالله و حماس را درهم کوبید. و از سوی دیگر، گلهای از ژنرالهای سست، شاغل و بازنشسته، در ستاد کل و کابینه جنگ، که برای تسلیم، شکست و عقبنشینی تا آخرین سانتیمتر فشار آوردند. همه، اما واقعاً همه آنچه در این جنگ به دست آوردیم، با وجود مخالفت و ضعف ژنرالهای ارشد و به لطف رهبری نتانیاهو، روحیه جنگندگی نسل پیروزی و ردههای میدانی به دست آمد. و همه ما میفهمیم که از اینجا به بعد نیز همین انتخاب پیش روی ماست: یا نتانیاهو و ادامه شکست دادن دشمن، یا عروسک خیمهشببازیِ روزِ گله کلونهای شکستطلب که ما را به ضعف و تسلیم خواهند کشاند. ارزیابی من این است که مردم بسیار باهوشتر از آن چیزی هستند که استودیوهای چپ فکر میکنند و خواهند دانست چگونه درست انتخاب کنند.
ترجمهشده از عبریاز یک سو، آیزنکوت که چهار روز پس از عملیات پیجرها، قدرتمندترین لحظه اسرائیل در کارزار تا آن زمان، به ما پیشنهاد کرد تسلیم حماس و حزبالله شویم. و از سوی دیگر نتانیاهو که دو روز پس از فاجعه، در اوج شوک و ضعف، متعهد شد چهره خاورمیانه را تغییر دهد. و او واقعاً همین کار را کرد. انتخاب هرگز آسانتر از این نبوده است.
ترجمهشده از عبریاین روایت گمراهکننده برگمن پیشتر، در نوامبر ۲۰۲۴، در همان زمان پاسخ مناسبی دریافت کرده بود. از جمعبندیای شروع کنیم که این روایت را کاملاً درهم میشکند: افسر اطلاعات در دفتر مسئول رسیدگی جاری به اطلاعات اطلاعاتی است و مسیر انتقال اطلاعات در وضعیت اضطراری نیست. همانطور که در پیوندهایی که ضمیمه خواهم کرد خواهید دید، نه برگمن (و نه ناداو ایال) زحمت پاسخ دادن به اطلاعات و پرسشهای سادهای را که درباره این موضوع برایشان فرستادم به خود ندادند، چون توانایی ارائه پاسخهای خوب را ندارند. و اکنون نکات اصلی: رؤسای دستگاه امنیتی دو راه روشن برای اطلاعرسانی به نخستوزیر درباره اطلاعات دارای اهمیت راهبردی یا اطلاعات مربوط به نگرانی از وقوع یک رویداد اضطراری دارند: نخستین مسیر معمول، تماس تلفنی مستقیم رئیس ستاد ارتش و/یا رئیس شینبت با نخستوزیر است. مسیر معمول دوم، تماس مستقیم دفتر رئیس ستاد ارتش یا رئیس شینبت با دبیر نظامی نخستوزیر است. چنین چیزی در گذشته بیشمار بار درباره اطلاعاتی با درجه حساسیت بسیار کمتر از اطلاعات دریافتشده در شب ۷ اکتبر رخ داده است. آیا رئیس ستاد ارتش و رئیس شینبت در شب فاجعه به وظیفه خود عمل کردند و از یکی از این دو راه نتانیاهو را مطلع کردند؟ نه. در این باره اختلافی وجود ندارد. تازه ساعت ۶:۱۹، پس از یک شب کامل بحث و بررسی، رئیس دفتر رئیس شینبت با دبیر نظامی نخستوزیر، سرلشکر آوی گیل، تماس گرفت. آنها حدود شش دقیقه صحبت کردند؛ سپس گیل با رئیس دفتر رئیس ستاد ارتش تماس گرفت و در حالی که مشغول گفتوگو بودند، حمله حماس آغاز شد. فقط پس از آن گیل با نخستوزیر تماس گرفت. مشکلی جدی. هرتزی هالوی و رونن بار در اطلاعرسانی به نخستوزیر کوتاهی کردند و در نتیجه فاجعهای بیسابقه رخ داد. چه کار میکنند؟ به مدت ۱۳ ماه، مروجان روایت که میخواستند تصمیم بیملاحظه رونن بار و هرتزی هالوی برای اطلاع ندادن به نتانیاهو را توجیه کنند نشستند تا سرانجام یک قربانی برای تقصیر پیدا کردند. بار و هالوی هیچیک از دو مسیر روشن را طی نکردند و در عمل نتانیاهو از اطلاعات و گفتوگوهایی که در طول شب انجام شد کنار گذاشته شد، اما پس از ۱۳ ماه جستوجو، دستکاریای پیدا شد که مروجان روایت با آن سعی خواهند کرد ناکامی را لاپوشانی کنند: مسیر سومی پیدا شد، غیرمستقیم، پرپیچوخم و معیوب، که از دستگاه امنیتی به زیردستی میرسد که میتوان تقصیر را گردن او انداخت: سرهنگ س. از دبیرخانه نظامی دفتر نخستوزیر، که بخشی از گروهی از افسران اطلاعاتی بود که در ساعات شب در جریان قرار گرفتند. این روایت فقط توهین به عقل سلیم نیست؛ تحقیر مردم و قربانیان فاجعهای است که خواهان پاسخهای راستین و پذیرش واقعی مسئولیتاند، نه تلاش برای لاپوشانی و انداختن تقصیر بر گردن زیردستی دونپایه. همانطور که گفته شد، افسر اطلاعات در دفتر مسئول رسیدگی جاری به اطلاعات اطلاعاتی است و مسیر انتقال اطلاعات در وضعیت اضطراری نیست. وظیفه افسر اطلاعات در دفتر، آماده کردن پرونده اطلاعاتی و گزارش اطلاعاتی دورهای برای نخستوزیر است؛ او قرار نیست با یک رویداد اضطراری یا نگرانی از وقوع رویداد اضطراری رسیدگی کند و مسیر چنین کاری هم نیست. همین امر درباره دانشجویانی که در شورای امنیت ملی استخدام شدهاند نیز صدق میکند؛ وظیفه آنها عمدتاً بایگانی و دستهبندی مطالب اطلاعاتی است و قطعاً مسیر رسیدگی به یک رویداد اضطراری نیستند. افزون بر این، همراه پیامی که برای افسر اطلاعات در دفتر فرستاده شد ارزیابیای وجود داشت مبنی بر اینکه اطلاعات غیرعادی نیست و فرماندهی و لشکر صبح درباره آن بحث خواهند کرد. یعنی ادعای اینکه او باید ابتکار عمل بیشتری نشان میداد نیز اتهامی مغرضانه است، چون اطلاعاتی که در معرض آن قرار گرفت همراه با ارزیابی آرامکننده بود. نمیتوان جمعبندی را لاپوشانی کرد: نتانیاهو تا زمانی که حمله آغاز شده بود در جریان قرار نگرفت. هرتزی هالوی و رونن بار اختیار و آزادی مدیریت رویدادهای شب پیش از کشتار را به خود دادند، گویی در کشور اسرائیل دولتی وجود ندارد. و این همان پرسشی است که برگمن در نوامبر ۲۰۲۴ به آن پاسخ نداد (و به نظر من این بار هم تصمیم خواهد گرفت آن را نادیده بگیرد): اگر امشب در دفترهای رئیس شینبت و رئیس ستاد ارتش اطلاعات اطلاعاتی مشابه آنچه در شب فاجعه دریافت شد برسد، آیا انتظار میرود رئیس ستاد ارتش و رئیس شینبت آن را به اطلاع نتانیاهو برسانند؟ یا آیا قابل قبول است که او را در بیخبری نگه دارند و اعتماد کنند افسرى که در رونوشت بخشی از اطلاعات قرار دارد و با اطلاعات جاری سروکار دارد، نه نگرانی اضطراری، (و در کنار اطلاعات ارزیابیهای آرامکننده دریافت میکند)، نخستوزیر را مطلع خواهد کرد؟ و نکتهای دیگر: نمیدانم چه کسی برگمن را درباره این موضوع توجیه کرد، اما این روایت آنقدر بدبینانه است که حتی در تحقیقات ارتش اسرائیل و شینبت درباره رویدادهای آن شب نیز نیامده است. در روایتهای رسمی، ارتش اسرائیل و شینبت جرئت نمیکنند ادعا کنند این مسیر مناسب انتقال اطلاعات است. آنها این رسوایی را برای برگمن و دلقکهای کپلن در توییتر میگذارند. باقی ماجرا روشن است. توییت نوامبر ۲۰۲۴ ارجاع به ناداو ایال در اکتبر ۲۰۲۵
ترجمهشده از عبریاین رویداد یکی از دیوانهوارترین و بیپرواترین رویدادها در تاریخ کشور است. یک عضو یهودی کنست که به حزب اخوانالمسلمین میپیوندد؛ جنبشی جهانی که هدف غایی خود را تحمیل اسلام بر جهان، شکست «کفر» و در نتیجه، محو موجودیت سیاسی یهودیای قرار داده است که برخلاف قوانین اسلام شکل گرفته و به حیات خود ادامه میدهد. راهبرد اخوانالمسلمین در غرب ساده است: ادغام خاموش، ظاهراً حول مسائل اجتماعی و مدنی، و ایجاد ائتلافهای مدنی عمدتاً با احزاب چپ، با هدف به دست گرفتن کنترل کشورهای غربی از درون، با استفاده از مبارزاتی که ظاهراً بیطرفاند و بر نی «لیبرالی» مینوازند. آنها پیشاپیش لندن و نیویورک را فتح کردهاند، نفوذی عظیم در جنبش مترقی و حزب دموکرات ایالات متحده به دست آوردهاند و برای به دست آوردن همان نفوذ در اینجا، در کشوری که میخواهند از روی نقشه محو کنند، فعالیت میکنند. منصور عباس راهبردی پیچیده، صبورانه و بلندمدت برای نابودی کشور اسرائیل از درون پیش میبرد. و یوآو سگالوویچ برای به دست آوردن کرسی در کنست بعدی، به نفع او بازی میکند. او پل یهودیای خواهد بود که ظاهراً مشروعیت ورود او به دولت بعدیِ آیزنکوت، بنت، لیبرمن و یائیر گولان را فراهم میکند. اینجا یک اردوگاه سیاسی کامل از مسیر خارج شده است. احزابی که خود را صهیونیست مینامند، شعارهای «ائتلاف خدمتکنندگان» را پراکنده میکنند، اما نتانیاهو و بیشتر مردم یهودی اسرائیل را تحریم میکنند و قصد دارند دولتی با اخوانالمسلمین تشکیل دهند. این تصویر، هشدار نهایی است. دولت بعدی ممکن است اینگونه به نظر برسد: منصور عباس در جایگاه صاحبخانه، و مجموعهای از سیاستمداران کوچک که تنها اصلشان «فقط نه بیبی» است و به درگاه او میخزند و در برابرش چاپلوسی میکنند.
ترجمهشده از عبریامیر شپرلینگ، مشاور ارشد کارزار «دموکراتها»، از قلدری علیه فرزندان امیر اوحانا حمایت و آن را تشویق میکند. یائیر گولان نه او را محکوم کرده و نه برکنار کرده است. شپرلینگ همچنان در سمت خود ادامه میدهد، انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. این افراد خطرناکاند؛ اگر این همان کاری است که وقتی در اپوزیسیون هستند به خود اجازه میدهند انجام دهند، فکر کردن به اینکه وقتی قدرت در دستشان باشد با فرزندان ما چه خواهند کرد ترسناک است.
ترجمهشده از عبریاین کثافت که تحقیر و بیرحمی نسبت به کودکان را تشویق میکند، از مقامهای ارشد کارزار یائیر گولان و حزب فاشیستی اوست. از نظر او، این تازه آغاز کار است. و او بابت این کار تاکنون نزدیک به ۵۰۰ لایک گرفته است. اگر یائیر گولان امروز همین آدم پست را اخراج نکند، یعنی از نظر او این کار اشکالی ندارد. ظاهراً این همان چیزی است که او تشویق و برنامهریزی میکند. @YairGolan1
ترجمهشده از عبریهمه شهروندان اسرائیل باید این ویدئو را ببینند. تنها چهار روز پس از عملیات پیجرها، مؤثرترین و مرگبارترین اقدام اسرائیل در جنگ تا آن زمان، گادی آیزنکوت میخواهد با تسلیم شدن در برابر حماس، برای دستیابی به توافقی شکستطلبانه با حزبالله تلاش کند. این ضعف از سوی آیزنکوت را با قدرت و استقامتی مقایسه کنید که نتانیاهو نشان داد؛ او از همان ۹ اکتبر، در اوج ضعف و شوک، برای پیروزی و تغییر راهبردی تلاش کرد و متعهد شد: "ما چهره خاورمیانه را تغییر خواهیم داد." همین ذهنیت شکستطلبانه در بنیان "دکترین آیزنکوت" نیز قرار داشت؛ سندی که رئیس ستاد کل وقت در سال ۲۰۱۸ منتشر کرد و در آن پیشنهاد داد با هستهای شدن کشورهای منطقه کنار بیاییم. این درماندگی سست را با عزم نتانیاهو مقایسه کنید؛ او از همان سال ۱۹۹۲ درباره هستهای شدن ایران هشدار داد و مبارزه با برنامه هستهای ایران را به مأموریت زندگی خود تبدیل کرد. بعید است انتخابی که پیش روی ماست هیچگاه روشنتر از این بوده باشد. از یک سو رهبری که تهدیدهای راهبردی را شناسایی میکند و برای بسیج همه نیروهای ملت جهت مهار آنها اقدام میکند، و از سوی دیگر تکنوکراتی سست که به خطرهای موجودیتی نگاه میکند، از روی درماندگی شانه بالا میاندازد و پیشنهاد میکند همه ما با آنها کنار بیاییم. "همین است که هست." همین روحیه شکستطلبانه دههها اساس رویکرد تمام چپ به مسئله کشور فلسطین بود. برخی از آنها در ابتدا واقعاً رؤیا و خیال صلح و خاورمیانهای جدید را در سر داشتند، اما پس از آنکه اتوبوسها شروع به منفجر شدن کردند، چپ و رهبرانش نتوانستند مسیر را تغییر دهند. آنها فقط استدلال را عوض کردند: به جای آنکه عقبنشینی به مرزهای ۱۹۶۷ را مسیری برای صلح بدانند، شروع کردند به عرضه عقبنشینی بهعنوان سرنوشتی محتوم ناشی از نداشتن انتخاب: "بالاخره همه ما میدانیم توافق نهایی چه شکلی خواهد داشت." اما نتانیاهو فهمید که کشور فلسطین نسخهای برای نابودی قطعی کشور اسرائیل و فاجعهای در مقیاسی صد یا هزار برابر بزرگتر از ۷ اکتبر است. بنابراین با سه دولت آمریکا (کلینتون، اوباما و بایدن) رویارو شد، با چپ و همه مراکز قدرت داخلی جنگید و موفق شد توافقهای اسلو را به شکلی خفتبار به خاک بسپارد. آیا اصلاً کسی میتواند آیزنکوت را در حال ایستادگی در برابر اوباما تصور کند؟ در برابر بایدن؟ در برابر بیل کلینتون؟ "باید یاد بگیریم با کشور فلسطین کنار بیاییم"؛ او چنین پیشنهادی به ما میداد و نامش را "دکترین" میگذاشت. منلیس او را نزد ایال برکوویچ میفرستاد تا برای ما از "توافقی گزنده در یهودیه و سامره" سخنرانی کند. این مرد تکنوکراتی خاکستری، ملالآور، فاقد چشمانداز و بیبهره از درک راهبردی است. نگاه او به مقام نخستوزیری شبیه نگاه یک کارآموز نوبتکار است که در اتاق عملیات جدول شیفتها را تنظیم میکند. تنها چیزی که تغییر میکند مقیاس است. او به جای فرماندهی سربازان عادی یا یک گروه شناسایی، سه گردان را به اینجا یا دو تیپ را به آنجا جابهجا میکند. "شیفت را به سلامت پشت سر میگذاریم و در پریکاست برمیگردیم بخوابیم." تا فاجعه راهبردی بعدی.
ترجمهشده از عبریامروز صبح هم اوری مسگاو به دروغگویی ادامه میدهد، پس آهسته توضیح میدهیم تا پیروان سادهلوحش زود بفهمند: رونن بار و هرتزی هالوی اطلاعاتی را از نتانیاهو پنهان نکردند تا باعث فاجعه شوند؛ آنها اطلاعات را از نتانیاهو و از سطح سیاسی پنهان کردند، چون فکر میکردند «به پادشاهی وفادارند، نه به پادشاه». آنها نمیخواستند عمداً به فاجعهای منجر شوند؛ آنطور که مسگاوِ دروغگو نخستوزیر و این بنده مخلص شما را متهم میکند که چنین ادعایی دارند. دقیقاً برعکس: آنها میخواستند مانع شوند نتانیاهو ما را به سوی فاجعهای ببرد. آنها به یاوههایی باور داشتند که به ایشان آموخته بودند؛ طبق آن یاوهها، وظیفهشان بهعنوان «نگهبانان دروازه» حفاظت از مردم در برابر منافع بیگانه سیاستمدار بیپرواست. بنابراین آنها، «نگهبانان دروازه»، تصمیم گرفتند به پادشاهی وفادار باشند نه به پادشاه، و اسرائیل را از ماجراجوییهای نظامی غیرضروری نجات دهند. اما چه میشود کرد، اینها دو احمق تمامعیارند که انگار استروئید مصرف کردهاند. آنها کوهی از نشانههای روشن اطلاعاتی درباره حمله قریبالوقوع دریافت کردند، اما بهجای ترس از دشمن، نگران بودند که نتانیاهو ما را درگیر یک محاسبه اشتباه کند. شما بر ضد «پادشاه» شوریدید، پادشاهی را به آتش کشیدید.
ترجمهشده از عبریبیایید مصاحبه در برنامه «میهنپرستان» را جمعبندی کنیم: ما رهبری در مقیاس تاریخی داریم، نه یکبار در هر نسل، بلکه یکبار در هر قرن، و حالا باید انتخاب کنیم: چهار سال دیگر به او فرصت بدهیم تا امنیت و شکوفایی کشور را تضمین کند، یا او را با یک لاشهٔ در حال فروپاشی عوض کنیم؛ با انسانی ضعیف، مطیع و زبون که فقط چند ماه پس از ۷ اکتبر میخواست تسلیم حماس و حزبالله شود، قصد داشت با یک ایران هستهای کنار بیاید و برنامه دارد با اخوانالمسلمین و یائیر گولان دولتی تشکیل دهد. انتخاب در دستان ماست.
ترجمهشده از عبریتعجب نخواهید کرد اگر بفهمید که اوری میسگاو، دروغگوی بیمارگونه، امروز هم به پخش دروغ درباره من و «شورش ژنرالها» ادامه داد؛ با وجود اینکه من و دیگران بارها و بارها چهره فریبکار او را افشا کردهایم. به زبان ساده، میسگاو پیروانش را گمراه میکند و روی این حساب میکند که اتاق پژواک او در برابر صداهای بیرونی بسته است و فقط در معرض دستگاه تبلیغاتی خودش و خیابان شوکن قرار میگیرد. این شیاد تا حد زیادی حق دارد. او پیرامون شبکههای اجتماعی خود جماعتی تحریکشده و آکنده از نفرت گرد آورده که اصلاً به واقعیتها علاقهای ندارد. بیشتر پیروانش واقعاً سادهلوحانی هستند که حتی اگر ثابت شود او بارها و بارها و بارها دروغ گفته است، همچنان باورش خواهند کرد. اما گمان میکنم میسگاو و امثال او متوجه آنچه بیرون از اتاق پژواک روانپریشانه چپ افراطی رخ میدهد نیستند. دو ماه دیگر، در ۲۷ اکتبر، یک زنگ بیدارباش بلند از سوی واقعیت در انتظارشان است.
ترجمهشده از عبریاین حقیقت تلخ است: آیزنکوت، لیبرمن، بنت، حتی حیلیل تروپر، همه این افراد از روی انتخاب ترجیح میدهند با منصور عباس و اخوانالمسلمین بنشینند و لیکود و اردوگاه راست را که اکثریت مطلق مردم اسرائیل است تحریم کنند. این حقیقت است. این ماهیت تحریم آنهاست. و بعد جرئت میکنند درباره التیام، تغییر و وحدت اسرائیل موعظه کنند. دنیایی وارونه.
ترجمهشده از عبریپس چگونه با اطمینان میدانم که نظرسنجیهای شبکههای چپ دروغ است؟ ساده است: در هر موضوعی که بتوان واقعیتها را بررسی کرد، بهراحتی میتوان ثابت کرد که شبکههای چپ دروغ میگویند و افکار عمومی را گمراه میکنند. نویسنده میگوید این شبکهها نتانیاهو، اسموتریچ و جناح راست را بهدلیل سیاسی متهم کردند که گروگانها را رها کردهاند و هرکس را که با عقبنشینی از غزه مخالفت میکرد یا خواستار ادامه جنگ تا شکست حماس بود، چنین فردی معرفی کردند. او میگوید دولت گروگانها را با شرایطی بسیار بهتر بازگرداند، اسرائیل نزدیک به هفتاد درصد نوار غزه از جمله کریدور فیلادلفی را کنترل میکند و اگر حماس خلع سلاح نشود، اسرائیل برای تکمیل عملیات مشروعیت بینالمللی خواهد داشت، اما شبکهها باز هم به نتانیاهو حمله کردند. او همچنین آنها را متهم میکند که اتهامهای دروغین علیه نیروهای واحد ۱۰۰ را تکرار و تحقیق را پنهان کردند، سالها از افشاگریهای جهتدار درباره پروندههای نتانیاهو استفاده کردند و فروپاشی پروندهها در دادگاه و تخلفات سنگین بازپرسان و دادستانها را از مخاطبان پنهان کردند. به گفته او، شبکهها موارد اندک خشونت یهودیان در یهودا و سامریه را بزرگ میکنند و تلاشهای روزانه برای کشتن یهودیان را نادیده میگیرند، اصلاحات قضایی را کودتا نامیدند، سربازان ذخیرهای را که داوطلبی را متوقف کردند قهرمان ساختند، قطرگیت را قطرفیک خواندند، از رونن بار و هرتسی هالوی حمایت کردند، بایدن را رئیسجمهوری ممتاز نشان دادند و ترامپ را نازی، یهودستیز و دیکتاتوری دیوانه معرفی کردند. نتیجهگیری او این است که شبکههای چپ هر روز دروغ میگویند، پس در نظرسنجیهایی که نمیتوان فوراً بررسی کرد بیشتر دروغ میگویند. این نظرسنجیها برای افزایش مشارکت چپ، ایجاد احساس ساختگی ترک لیکود توسط رأیدهندگان و تضعیف روحیه راست طراحی شدهاند تا هرچه بیشتر رأیدهندگان راستگرا در روز انتخابات در خانه بمانند. او میگوید دو ماه دیگر همه خواهند دانست که نظرسنجیها دروغ بودهاند. انتخابات نزدیک است؛ رأی بدهید و هر فرد راستگرایی را که میتوانید با خود بیاورید.
ترجمهشده از عبریبه لطف زورگوییها و دروغهای اوری مِسگاو و روزنامه هاآرتس، این هفته بیش از هزار نسخه از «شورش ژنرالها» فروختیم (این تعداد به دو هزار نسخه نزدیکتر است، اما ارقام دقیق را فقط چند روز دیگر خواهیم دانست). اما این واقعیت که چند هزار نفر از افراد تحصیلکرده جناح راست کتاب را خواهند خواند و با موضوع از نزدیک آشنا خواهند شد، این واقعیت را محو نمیکند که دهها هزار نفر از خوانندگان و دنبالکنندگان مِسگاو و هاآرتس با دروغهای محضی تغذیه میشوند که مِسگاو عامدانه و از روی بدخواهی منتشر میکند. درباره ضمیمه گالریا نیز همینطور است؛ ضمیمهای که حتی نمیگوید دروغگویی که این متن را امضا کرده کیست — کسی که با احتمال زیاد «شورش ژنرالها» را نخوانده و صرفاً دروغهای مِسگاو را بازتاب میدهد. به همین سادگی اتاق پژواک محافل هاآرتس کار میکند: دروغگویی دروغگوی دیگری را تکرار میکند، او دروغگوی دیگری را تکرار میکند و همینطور ادامه مییابد — در حالی که خوانندگان روزنامه متقاعد شدهاند از روزنامهای برای افراد متفکر و از نخبگان رسانهای اسرائیل تغذیه میکنند، و بنابراین به آنها اعتماد کورکورانه دارند — در حالی که با دروغهای کامل مبلغان بیشرم پر میشوند. خلاصه اینکه این مخاطبان که خود را نخبه میبینند و چنین میدانند، به تفکر اقتدارگرا مبتلا هستند. از نظر آنان، مِسگاو و همکارانش منبعی معتبر برای اقتدار به شمار میروند و شیادان خیابان شوکن از این موضوع سوءاستفاده میکنند تا دروغها و افتراهای خونینِ فاقد هرگونه مبنای واقعی را به آنها بفروشند. این بار موضوع اریز تدمور و کتاب «شورش ژنرالها» است، و در هزاران مورد دیگر بنیامین نتانیاهو، رزمندگان ارتش اسرائیل، کشور اسرائیل یا جامعه شهرکنشینان. دروغگویی دروغگوی دیگری را تکرار میکند، او دروغگوی دیگری را تکرار میکند، و گلهای از خوانندگان سادهلوح که به آنها اعتماد دارند، تسلیم اقتدار میشوند و افتراهای خونین را بدون تردید باور میکنند. خب، از همه کسانی که به واقعیتها علاقهمندند و برایشان مهم است با موضوع روابط دولت و ارتش در اسرائیل از نزدیک آشنا شوند دعوت میکنم «شورش ژنرالها» را بخوانند و سپس آن را با متنهای مِسگاو و هاآرتس مقایسه کنند. برای لحظهای از اتاق پژواک اقتدارگرای روزنامه هاآرتس بیرون بیایید و دو بار سود خواهید برد: هم موضوع را عمیق یاد میگیرید و هم از این پس یاد میگیرید به هیچ کلمهای که از دهان یا صفحهکلید دروغگویان پست خیابان شوکن بیرون میآید باور نکنید.
ترجمهشده از عبریتهدید کردن معاش یک نفر فقط به خاطر اینکه با او موافق نیستی، زورگویی است. این خشونتی نفرتانگیز است. این زورگوی خشن، نویسنده سابق «ارِتس نهِدِرِت» است. اما مهمتر از آن این است که او از چهرههای ارشد کارزار یائیر گولان و حزب موسوم به «دموکراتها» است. این اوست که مواضع آنها را نمایندگی و تدوین میکند. اینها برنامههای آنهاست. این افراد خطرناکاند. برای دموکراسی، آزادی، معاش و حقوق ما بهعنوان شهروند خطرناکاند. آنها قصد دارند هرکس را که با آنها موافق نیست تعقیب کنند، به سکوت وادارند، مورد زورگویی قرار دهند و به معاشش آسیب بزنند. آنها این را بارها و بارها و بارها بهصراحت میگویند. فقط کافی است گوش بدهیم و آن را درک کنیم. فاشیستهایی که «دموکراتها» نامیده میشوند، بهتنهایی چیزی بیش از یک حزب حاشیهای نیستند. اما کسی که قصد دارد به این زورگوها قدرت تحقق خیالپردازیهای فاشیستیشان را بدهد، همان کسی است که قصد دارد با آنها دولت تشکیل دهد: بنت، لیبرمن و آیزنکوت که قصد دارند این دیوانهها را به کار بگیرند و بالاترین سمتها را در دولت بعدی خودشان به آنها بدهند. این افراد آشکارا ضددموکراتیکاند. آنها خشن، تحریکشده و سرشار از نفرت نسبت به هرکس که با آنها موافق نیست هستند. حتی درور رافائل، فردی میانهرو، خوشایند و دوستداشتنی، برای آنها دشمن است. مردم باید بدانند و مراقب باشند.
ترجمهشده از عبریآوینداو بگین دروغگوست. یا احمقی است با بهره هوشی در حد بادمجان که زبان عبری ساده را نمیفهمد. نخستین پرسش دکتر عیدو نتانیاهو در آن گفتوگو، کلمهبهکلمه، و هرکس بخواهد میتواند خودش از ثانیه ۴۱ گفتوگو آن را ببیند: «وقتی کتابت را میخوانم... میفهمم که طرفدار نظریه توطئه درباره ۷ اکتبر نیستی، من هم البته نیستم... پس بگو چرا دستکم طرفدار پروپاقرص نظریه توطئه نیستی؟» سپس برای دقایقی طولانی استدلال میکنم که از نظر من توضیح منطقیتر این است که خیانتی در کار نبوده، بلکه در شب ۷ اکتبر شورشی از سوی ژنرالهای شکستخورده، احمق و خرابکار رخ داده است. و اضافه میکنم که رویدادهای آن شب اوج، یا در واقع حضیض، ماجرا بود؛ لحظهای که در آن یک فرهنگ سیاسی و سازمانی خرابکارانه، که طی سالها در دستگاه امنیتی و دیوانسالاری عالی شکل گرفته بود، در نقطهای بحرانی متراکم شد. چیزی که در سرزمین ما «اتوس نگهبانان دروازه» نامیده میشود. همچنین اضافه میکنم که نباید احتمال خیانت را از همان ابتدا منتفی دانست و این احتمال باید تا پایان بررسی شود؛ و بسیار امیدوارم که آن هم منتفی شود، اما بهتفصیل توضیح میدهم چرا از نظر من توضیح دیگری منطقیتر وجود دارد. کاری که آوینداو بگین عمداً در اینجا انجام میدهد، بریدن جملهها دقیقاً در نقاطی است که برای گمراه کردن دنبالکنندگانش لازم است، بیرون کشیدن ربعجملهها از متن و ارائه آنها بهصورت کاملاً معکوسِ چیزی که هم عیدو و هم من بهروشنی و با تفصیل توضیح میدهیم. اوج حقارت آوینداو دستکاری سخنان عیدو نتانیاهو درباره روزولت است؛ عیدو در آن سخنان با کنایه طرفداران نظریه توطئهای را مسخره میکند که میگویند روزولت از حمله برنامهریزیشده ژاپن خبر داشت، اما آوینداو فریبکار آن را طوری ارائه میکند که گویی موضع خود عیدو بوده است. از آنجا که خود آوینداو بگین هیچکاره است و تنها دلیلی که کسی تا به حال زحمت پرسیدن نظرش را درباره موضوعی کشیده این است که نوه مناخیم بگین است، این پرسش مطرح میشود: دقیقاً چه ارتباطی میان مناخیم بگین، که به ارزشها، اعتبار و پایبندیاش به حقیقت معروف بود، و نوه دروغگویش وجود دارد؟ و یک پرسش کوتاه هم از هنرمندان گسلایتینگ که مردم را به شورش، خرابکاری و پایمال کردن اقتدار رده سیاسی منتخب بر دستگاه امنیتی تحریک کردند و اکنون چشمهایشان را بالا میاندازند و میکوشند هرکس را که درباره این شورش صحبت میکند توطئهگر دیوانه جلوه دهند: آن قطعه صدای عوامفریبانه «وفادار به پادشاهی، نه به پادشاه»، شعاری که با آن «نگهبانان دروازه» را به براندازی رده منتخب تحریک کردند، چه کسی این جمله را ابداع کرد؟ ارز تدمور؟ گادی طائوب؟ آرال سگال؟ چه کسی این جمله را ابداع کرد و دقیقاً قرار بود چه چیزی را محقق کند؟ خوشحال شدم که کمک کردم. و برای کسانی از شما که به واقعیتها علاقهمندند نه به دروغهای آوینداو بگین، این گفتوگوی کامل با دکتر عیدو نتانیاهو است
ترجمهشده از عبریو ممنون از اوری مشگاو برای یک کارزار روابط عمومی افسانهای که «شورش ژنرالها» را مستقیماً وارد فهرست پرفروشهای تسومت سفاریم کرد. باشد که ویرانی روزنامهٔ «هاآرتص» مایه تسلیتان باشد!
ترجمهشده از عبری