
ژان ریاچی
@riachi_jean · انرژی، اقتصاد و کشتیرانی
ژان ریاچی یک بانکدار لبنانی است که ریاست بانک I&C لبنان و FFA Private Bank دبی را بر عهده دارد.
سه سال است که مازاد بودجه برای بازپرداخت سپردهها طبق مراحل زیر استفاده میشود: نخست، دولت عمداً درآمدهای خود را در بودجه کمتر از میزان واقعی برآورد میکند. در عمل، درآمدهای وصولشده واقعی از مبالغ درجشده در بودجه بیشتر است و این امر به ایجاد مازاد بودجه میانجامد. دوم، این مازاد به حساب دولت نزد بانک لبنان واریز میشود. بدین ترتیب، لیرههای لبنانی متناظر از گردش خارج میشوند؛ یعنی «استریل» میشوند، به این معنا که دیگر در چارچوب حجم پول برای تأمین مالی هزینههای جدید یا افزایش تقاضا برای ارزهای خارجی در دسترس نیستند. این استریلسازی حاشیهای برای مداخله پولی فراهم میکند. لیرههای لبنانی خارجشده از گردش را میتوان بعداً بهصورت کنترلشده دوباره وارد گردش کرد تا دلار خریداری شود. از این دلارها برای تأمین مالی بازپرداخت بخشی از سپردههای بانکی، بهویژه سپردههای مشمول بخشنامههای ۱۵۸ و ۱۶۶، استفاده میشود. این سازوکار را میتوان چنین خلاصه کرد: ۱. درآمدهای دولت از برآوردهای مندرج در بودجه فراتر میرود. ۲. مازاد به حساب دولت نزد بانک لبنان واریز میشود. ۳. لیرههای لبنانی متناظر از حجم پول خارج میشوند. ۴. میتوان این لیرهها را بعداً برای خرید دلار دوباره وارد گردش کرد. ۵. از این دلارها برای بازپرداخت برخی سپردهها استفاده میشود. به بیان دیگر، دولت چندین سال است در بازپرداخت سپردهها مشارکت میکند، حتی اگر این مشارکت همیشه با این عبارت ارائه نشده باشد. چالش واقعی اکنون تعیین این است که چگونه مطالبات از دولت را از ترازنامه بانک لبنان حذف کنیم. راهحل در تهاتر آنها با بدهیهای دولت به بانک لبنان نهفته است.
ترجمهشده از عربیمن با فؤاد ابوناضر موافقم که لبنان نمیتواند منتظر بماند تا حزبالله سلاحهایش را تحویل دهد و بعد شروع به بهبود کند. باید در دو مسیر موازی حرکت کنیم: از یک سو به مسئله سلاح و حاکمیت رسیدگی کنیم و از سوی دیگر فوراً برای نجات اقتصادی و اجتماعی کشور تلاش کنیم. این موضوع بهویژه برای مسیحیانی که از مهاجرت شتابگرفته رنج میبرند، فوریت دارد؛ اما در واقع جوانان همه طوایف را دربرمیگیرد که لبنان را در جستوجوی آیندهای در خارج ترک میکنند. همچنین با او درباره نبود چشمانداز در میان رهبران مسیحی موافقم، اما نه کاملاً به معنایی که او منظور دارد. توسعه اقتصادی، برق، زیرساختها، رشد و ایجاد فرصتهای شغلی تنها مسئولیت رهبران مسیحی نیست، بلکه در کانون مسئولیت دولت قرار دارد. دقیقاً در همینجا باید تقصیر را متوجه کرد: هفت سال است که کشور در حال غرق شدن است و دولت از آغاز یک مسیر جدی برای بهبود ناتوان است. نمیتوانیم همچنان منتظر حل همه بحرانهای سیاسی و مربوط به حاکمیت بمانیم و بعد شروع به ساختن اقتصادی و دولتی کنیم که بتواند جوانان خود را در لبنان نگه دارد.
ترجمهشده از عربیصحبت کردن از «حفظ برتری اخلاقی» در این مورد خاص چندان معنایی ندارد. imperative اخلاقی واقعی این است که به وضعیتی پایان داده شود که در آن لبنان و مردمش از طریق یک سازمان مسلح که بهطور یکجانبه درباره مسائل جنگ و صلح تصمیم میگیرد، فدای منافع راهبردی ایران میشوند. اگر یکی از پیامدهای این جنگ این باشد که چنگال نفوذ ایران بر لبنان از طریق حزبالله سرانجام شکسته شود، اینکه این امر به دست اسرائیل محقق شود یا خود شیطان، چیزی از آن واقعیت کم نمیکند. البته مرگ، جراحت و ویرانی وجود دارد و هیچکس نباید از آنها شادمان شود. اما حتماً از توجه شما دور نمانده است که نه ایران و نه حزبالله ظاهراً حاضر نیستند نتیجه آشکار را بگیرند. آنها به جنگی ویرانگر ادامه میدهند که میدانند نمیتوانند در آن پیروز شوند، و در همین حال انبارهای تسلیحات، نیروهای جنگجو و ورودیهای تونلها را میان خانههای غیرنظامیان قرار میدهند و بدین ترتیب مردم را بیش از پیش در معرض پیامدهای آن قرار میدهند. آیا «حفظ برتری اخلاقی» در طول جنگ جهانی دوم به معنای امتناع از جنگیدن برای شکست دادن آلمان نازی بود، چون ادامه جنگ تلفات هولناکی به غیرنظامیان وارد میکرد؟ ارتش و جمعیتی که رژیم آنها را تلقینپذیر و ایدئولوژیک کرده بود تا آخرین لحظه به جنگ ادامه دادند و در نتیجه متفقین شهرهای کاملی را به بهای جان دهها هزار نفر نابود کردند. آن تراژدی به این معنا نبود که باید اجازه میدادند هیتلر پیروز شود. میتوان مرگها و ویرانی را محکوم کرد، بر حفاظت از غیرنظامیان اصرار ورزید و در عین حال باور داشت که پایان دادن به سلطه نظامی ایران و حزبالله بر لبنان هم یک ضرورت اخلاقی و هم یک ضرورت ملی است. میان این دو هیچ تناقضی وجود ندارد.
ترجمهشده از انگلیسیصحبت از «حفظ برتری اخلاقی» در این مورد خاص چندان معنایی ندارد. ضرورت اخلاقی واقعی این است که به وضعیتی پایان داده شود که در آن لبنان و مردمش از طریق یک سازمان مسلح که بهطور یکجانبه درباره جنگ و صلح تصمیم میگیرد، قربانی منافع راهبردی ایران میشوند. اگر یکی از پیامدهای این جنگ این باشد که سرانجام سلطه ایران بر لبنان از طریق حزبالله شکسته شود، اینکه این کار به دست اسرائیل انجام شود یا خود شیطان، این واقعیت را تغییر نمیدهد. البته کشتهها، مجروحان و ویرانی وجود دارد و هیچکس نباید از آنها شادمان شود. اما حتماً از توجه شما دور نمانده است که نه ایران و نه حزبالله ظاهراً حاضر نیستند نتیجه بدیهی را بپذیرند. آنها به جنگی ویرانگر ادامه میدهند که میدانند نمیتوانند در آن پیروز شوند، در حالی که انبارهای سلاح، نیروهای جنگجو و ورودیهای تونلها را میان خانههای غیرنظامیان قرار میدهند و بدین ترتیب مردم را بیش از پیش در معرض پیامدهای آن قرار میدهند. آیا «حفظ برتری اخلاقی» در طول جنگ جهانی دوم به معنای خودداری از جنگیدن برای شکست آلمان نازی بود، چون ادامه جنگ تلفات هولناک غیرنظامی به بار میآورد؟ ارتش و مردمی که رژیم آنها را ایدئولوژیک کرده بود، تا پایان تلخ به جنگ ادامه دادند و این امر باعث شد متفقین شهرهای کامل را به بهای جان دهها هزار نفر نابود کنند. آن تراژدی به این معنا نبود که باید به هیتلر اجازه داده میشد پیروز شود. میتوان مرگها و ویرانی را محکوم کرد، بر حفاظت از غیرنظامیان اصرار ورزید و در عین حال باور داشت که پایان دادن به نفوذ نظامی ایران و حزبالله بر لبنان، هم یک ضرورت اخلاقی و هم یک ضرورت ملی است. میان این دو هیچ تناقضی وجود ندارد.
ترجمهشده از انگلیسیروایت یک تهاجم نرم: شش سال پیش، بدون دلیل مشخصی، انگار آهنربایی مرا به سوی پاروس کشاند، بیآنکه حتی آن را بشناسم. از آن زمان، سالی دو ماه، با جسم و جان. و من تنها فرد مبتلاشده نیستم: هر تابستان میبینم که چند لهجه بیروتیِ دیگر از کشتی در پاریکیا پیاده میشوند. این نخستین بار نیست که لبنان به پاروس علاقهمند شده است. ۲۶۰۰ سال پیش، فنیقیها در آنجا از پیش به تجارت مشغول بودند و جزیره همسایه، اولیاروس، را مستعمره کردند — به گفته هرکلییدِ منتقد، «مستعمره صیدا». آنها برای بهدستآوردن مرمر پاروسی میآمدند؛ همان مرمری که برای تراشیدن سارکوفاگهای فنیقی به کار رفت که امروز در زیرزمین موزه ملی بیروت به نمایش گذاشته شدهاند؛ نوادگانشان امروز، با اختاپوس کبابی و یک لیوان آسیرتیکوی سفیدِ پاروس در دست. اگر چند سال دیگر سانتا ماریا و آملِاس ویلاهای لبنانی بیشتری از میخانههای یونانی داشته باشند، خواهیم دانست که بدون خونریزی شاهد دومین استعمار دوباره فنیقیِ جزیره بودهایم.
ترجمهشده از فرانسویقرار دادن واژه «شهید» در گیومه، وارد کردن زخمی غیرضروری به جامعهای بود که هنوز عمیقاً از آسیبهای جنگ داخلی رنج میبرد. عذرخواهی نکردن بابت آن و سپس توجیه این انتخاب به نام احترام دقیق به زبان فرانسوی، متأسفانه این احساس را ایجاد میکند که انتخاب مزبور عمدی بوده است. و هنگامی که در همان پاسخ از عبارتی به همان اندازه پیشپاافتاده و بیاحترام مانند «از همه نوع» استفاده میشود، دفاع از استدلال زبانی دشوار میشود. بسیار سادهتر بود که اشتباه پذیرفته و عذرخواهی شود، به جای آنکه به دنبال توجیهات پیچیده بگردند. این موضوع به هیچ وجه قضاوت من درباره L’Orient-Le Jour را تغییر نمیدهد. من از روشنی و ثبات موضع آن در برابر حزبالله و نفوذ ایران آگاهم. از نظر من، این رسانه همچنان آزادترین و مستقلترین رسانه لبنانی و کمترین تابع قدرتهای پول و سیاست است. دقیقاً به این دلیل که چنین اعتمادی به آن داریم، حق داریم از آن بیشتر انتظار داشته باشیم.
ترجمهشده از فرانسویجالب اینجاست که دقیقاً همین موضوع را دیشب سر شام داشتیم مطرح میکردیم. در میان جوانان مرفه و بورژوای لبنان، احتمالاً باید آن بودجه را دستکم پنج برابر کنید. اول، چون وقتی صحبت از لباس و سفر میشود، انتظارات بسیار بالاتر است. دوم، چون عروسیها اغلب در خارج از کشور برگزار میشوند، بنابراین باید هزینه سفر و اقامت برای خود مراسم عروسی را هم اضافه کنید. و حتی از تازهبهدورانرسیدهها هم حرف نمیزنم؛ جایی که تجملگرایی اغلب این بودجهها را وارد ردهای کاملاً متفاوت میکند. در زمان ما، عروسیها بیشتر شبیه شامهای کوکتل بودند که در آنها والدین عمدتاً دوستان، آشنایان و ارتباطات کاری خود را دعوت میکردند. جوانها در درجه دوم اهمیت بودند و مهمانی بسیار کمتری برگزار میشد. اما خب، آن زمان اینستاگرام وجود نداشت.
ترجمهشده از انگلیسینوبت حوثیهاست که حسابی کتک بخورند؟
ترجمهشده از عربی (لبنان)فراخوان دوم نبطیه: «کسی که سالها تصمیمگیری درباره جنگ و امنیت را در دست داشت و به مردم جنوب گفت که بیش از همه توانایی حفاظت از آنان را دارد، باید امروز درباره نتایج انتخاب خود پاسخ بدهد: سرزمین اکنون کجاست؟ بر سر روستاها چه آمده است؟ و چه اندازه توان ایستادگی و بازگشت برای مردم باقی مانده است؟» اگر رهبران حزبالله ذرهای انسانیت، ذرهای عقل و ذرهای میهندوستی داشتند، امروز به اربابان خود در ایران میگفتند: «کافی است. لبنانیها به اندازه کافی بهای جنگهای شما را پرداختهاند. جنوب به اندازه کافی ویران شده و به اندازه کافی از فرزندان ما کشته شدهاند. از امروز دیگر برای منافع شما نخواهیم مرد.» و فوراً اعلام میکردند که سلاحهای خود را به دولت تحویل میدهند و مسئولیت دفاع از لبنان و اعمال حاکمیت بر سراسر خاک آن را تنها به ارتش لبنان واگذار میکردند. چنین اقدامی همهچیز را تغییر خواهد داد. همه لبنانیها را پشت سر دولت و ارتششان و پشت سر جنوب و مردمش متحد خواهد کرد، هر بهانهای را از اسرائیل برای ماندن در خاک لبنان خواهد گرفت و فشار کامل را برای عقبنشینی بر آن وارد خواهد کرد.
ترجمهشده از عربینواف سلام با مواضع ملی محکم و شجاعانهاش دل لبنانیها را به دست آورد. بنابراین قابل درک نیست که چرا اکنون با دفاع از مواضع برخی از وزیرانش، اعتبار خود را که آن را ساخته بود به خطر میاندازد، بهویژه اینکه این مواضع با رویکرد خود او در تضاد است. همچنین، توجیهاتی که او برای غیبت وزیر امور خارجه از دیدارهای رسمی ارائه کرد، نه با قانون اساسی لبنان سازگار است و نه با اهمیت و حساسیت مسائل سیاسی مطرحشده. این یک لغزش ناموفق بود و امیدواریم تکرار نشود.
ترجمهشده از عربی (لبنان)به نظر میرسد محمود قماطی و نعیم قاسم یک مسابقه راه انداختهاند: کدامیک حرف احمقانهتر و بچگانهتری میزند. آنها من را یاد پسربچهای در مدرسه میاندازند که کتک میخورد، بعد بلند میشود، گرد و خاک لباسش را میتکاند و با نهایت گستاخی میگوید: «اصلاً درد نداشت!».
ترجمهشده از عربی« همین امر درباره حرفهای بودن وزیران او نیز صدق میکند؛ در رأس آنها معاونش طارق متری قرار دارد که بهطور معناداری مسئول وزارت دادگستری است. » نام وزیر دادگستری در واقع عادل نصار است و او واقعاً فردی بسیار حرفهای است. متأسفانه نمیتوان همین را درباره این مقاله گفت. اشتباه گرفتن طارق متری با وزیر دادگستری یک جزئیات ساده نیست: چنین خطای ابتداییای، دستکم، نشاندهنده شناختی تقریبی از سیاست لبنان است و آدم را به پرسش درباره دقتی وامیدارد که ادامه تحلیل با آن ساخته شده است. به نظر میرسد ژانپیر فیلیو در اینجا روایتی را تکرار کرده که به او ارائه شده بود، بیآنکه به اندازه کافی واقعیتها یا پیشفرضهای آن را بررسی کند.
ترجمهشده از فرانسوییکی از پیامدهای تربیت «شریفترین مردم» توسط حسن نصرالله این است که مفهوم شرافت به مترادفی برای برتریجویی و لاتبازی تبدیل شده است.
ترجمهشده از عربیبه نظر میرسد آنچه پائولا یعقوبیان میگوید درست است، و همه نیروهای سیاسی و کشورهایی که از انتخاب جوزاف عون حمایت کردند (امیدواریم فرانسه از ایدههای پوچ خود که در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ پذیرفته بود دست کشیده باشد) باید در برابر این روند بایستند. لبنانیها خواهان اصلاحات، پایان دادن به فساد و تعیین تکلیف نهایی رابطه مدارا و غزلگویی میان دولت و حزبالله هستند. خلاصه اینکه آنها بازگشت «دولت عمیق» را نمیخواهند؛ دولتی که به نظر میرسد نجیب میقاتی نامزد مورد علاقهاش است.
ترجمهشده از عربیحقیقت حزبالله
ترجمهشده از عربیتنها چیز احمقانه این است که باور کنیم حامیان حماس بهنوعی «مترقی» هستند، درست مثل مترقیهای خودخواندهای که از حزبالله حمایت میکنند، همانطور که تو میکنی. از کمونیستها و فعالان چپگرایی که به خمینی کمک کردند در ایران به قدرت برسد بپرس درباره این اتحاد چه نظری دارند. اوه، ببخشید. یادم رفت. آنها دیگر نیستند که به تو پاسخ بدهند. رژیم ملاها آنها را اعدام کرد.
ترجمهشده از انگلیسیاین احساس بهطور فزایندهای وجود دارد که هزینه زندگی در بیروت اکنون حتی از ژنو، یکی از گرانترین شهرهای جهان، بیشتر شده است. ممکن است این فقط برداشتی باشد که هنوز بر پایه یک مطالعه علمی نیست، اما شایسته توجه دولت است. آنچه لازم است مطالعهای است که قیمتهای سبد مصرف خانوار و روند تغییر آن را قلمبهقلم مقایسه کند و مهمتر از آن، دلایل گرانی را تحلیل کند: مالیاتها و عوارض، هزینه واردات و انرژی، انحصارها و ضعف رقابت، و نبود یک نظام بانکی کارآمد. مشکل با شعار حل نمیشود، بلکه با ارقام، تشخیص دلایل و سپس رسیدگی به آنها حل میشود.
ترجمهشده از عربییونیفل در جنوب لبنان: پولی که به اقتصاد ما وارد میکند واقعی است. اما فعلاً این موضوع را کنار بگذارید و کارنامهاش را سرد و بیطرفانه بررسی کنید. از سال ۲۰۰۶، هدف روشن بود: منطقهای میان رود لیتانی و مرز اسرائیل که از سلاحها و حضور مسلحانه حزبالله خالی باشد. بیست سال بعد، نتیجه خود گویای همهچیز است: انبارهای سلاح، زیرساختهای نظامی و تونلها در سراسر جنوب، از جمله در مناطق غیرنظامی، پراکندهاند. مأموریتی که پیوسته در دستیابی به نتیجهای که برای تحقق آن ایجاد شده ناکام میماند، سرانجام چیزی بیش از یک خیال دیپلماتیک نخواهد بود. مشکل ساختاری است، نه تصادفی. یونیفل نه مأموریت و نه قدرت قهری لازم برای تحمیل خلع سلاح حزبالله را دارد. هرگاه نیروهای حافظ صلح تلاش میکنند یک محل حساس را بازرسی کنند، بهاصطلاح «اهالی» ظاهر میشوند—محلیهایی که گفته میشود خودجوش عمل میکنند، اما در عمل بهعنوان سازوکاری بهطرزی چشمگیر مؤثر برای جلوگیری از راستیآزمایی و محدود کردن دسترسی عمل میکنند. سپس نوبت به شکست خود دولت لبنان میرسد. قرار است ارتش لبنان شریک یونیفل در میدان باشد، با این حال تعهدات بارها انجام نشده، دسترسی مسدود شده و دولت تحمل کرده است که حزبالله دقیقاً در منطقهای که قرار بود تحت اختیار انحصاری آن باشد، زیرساخت نظامی موازی خود را حفظ کند. نتیجه، جنوبی است که قرار بود از حضور نظامی حزبالله خالی باشد اما در عوض بهشدت نظامیسازی شده است. حفظ یونیفل برای مدت نامحدود همچنین به دولت لبنان اجازه میدهد با آسودگی به واگذار کردن مسئولیتی به سازمان ملل ادامه دهد که خود از پذیرفتن آن سر باز میزند. شاید پایان دادن به مأموریت سرانجام لبنان را وادار کند مسئولیت مرز خود را بپذیرد، اختیار انحصاری دولت را در جنوب برقرار کند و مستقیماً با اسرائیل مذاکره کند، بهجای آنکه پشت نیرویی پنهان شود که همه در خلوت میدانند نمیتواند حزبالله را از عمل کردن طبق دستورکار راهبردی ایران بازدارد. پیامدهای این شکست اکنون پیش روی ماست.
ترجمهشده از انگلیسیحزبالله یک گروه دلقک است
ترجمهشده از عربی"و حالا دارد روشن میشود که این حزب بزرگترین فریب در تاریخ معاصر لبنان است؛ فریبی که اصلاً خندهدار نیست، چون به خاطر آن جبل عامل دیگر به شکل قدیمی خود بازنخواهد گشت، نه با بازسازی و نه به هیچ شکل دیگری، و سرنوشت مردم این سرزمین پراکنده شدن برای دستکم ده سال است."
ترجمهشده از عربی«همجنسگراها برای غزه» طعنه بهسختی قابل چشمپوشی است: افراد دگرباش جنسی تحت ایدئولوژی اسلامگرایانهای که حماس نماینده آن است، با آزار و اذیت شدید روبهرو میشدند. شاید برخی از این فعالان باید کمی زمان کمتری را صرف رمانتیک جلوه دادن حماس کنند و کمی زمان بیشتری را صرف پرسیدن این کنند که زندگی واقعاً برایشان تحت حکومت آن چگونه خواهد بود.
ترجمهشده از انگلیسیاین دختر میگوید قربانی اخاذی با یک نوار جنسی است و نام اراذلی را که متهم میکند دختران نابالغ را بیهوش کرده، به آنان تعرض کرده و از آنان فیلم گرفتهاند، بهصراحت ذکر میکند. به نظر میرسد این موضوع موجب تمسخر برخی مأموران پاسگاه حبیـش شده است؛ مأمورانی که حتی زحمت گوش دادن به او را هم به خود ندادند. البته آدمهای احمق همهجا هستند. اما در برابر چنین اتهامات سنگینی، مقامات نمیتوانند سکوت کنند. وزیر کشور و دادستان کل دیوان تمییز وظیفه دارند اقدام کنند و تحقیق جدی را آغاز کنند.
ترجمهشده از عربیاین پست بیش از یک میلیون بازدید داشت. پ.ن.: وزیر موردنظر بهخاطر فساد سر از زندان درآورد. در لبنان، کشور بیکیفرمانی، باید این کار را کرد Mddddrrrrr
ترجمهشده از فرانسوییک انجمن حرفهای برای «بازاریابی محصولات بانکی» به وجود نیامده است؛ وظیفهاش لابیگری و تأثیرگذاری بر افکار عمومی است. این کار ذاتاً ایرادی ندارد—این بخشی از نقش آن است. مشکل زمانی آغاز میشود که این لابیگری مستقیماً برخلاف منافع عمومی عمل کند. بحران مالی لبنان بیش از هفت سال است که بدون حلوفصل ادامه دارد، عمدتاً به این دلیل که این لابیگری پیوسته مانع اصلاحات معنادار و پاسخگویی شده است.
ترجمهشده از انگلیسینفوذ بانکها در لبنان اغلب با حضور سیاستمداران در میان مالکان یا هیئتهای مدیره آنها توضیح داده میشود. اما به نظر من، این موضوع ماهیت نفوذ آنها را توضیح نمیدهد. منبع واقعی قدرت پول است و از طریق دو کانال به کار گرفته میشود: نخست بهطور مستقیم، برای تأثیرگذاری بر سیاستمداران از طریق مزایا و خدمات، از جمله انتقالهای ترجیحی که در ارتباط با بحران سال ۲۰۱۹ انجام شد. دوم بهطور غیرمستقیم، از طریق تأمین مالی رسانهها برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی؛ افکار عمومی نیز به نوبه خود بر سیاستمداران و تصمیمهایشان تأثیر میگذارد.
ترجمهشده از عربی