
میعاد ملکی
@miadmaleki · ناظران ایران، کارشناسان هستهای و مخالفان
میعاد ملکی از اعضای ارشد FDD، مقام سابق تحریم های خزانه داری آمریکا و کهنه کار نیروی هوایی است.
اقدامات جدید @USTreasury درباره ایران و مبارزه با تروریسم در امروز؛ سه نکته که ارزش توجه دارند: نخست، هدف قرار دادن یک صرافی در امارات متحده عربی؛ یک مغازه کوچک حواله در دیره که نزد بانک مرکزی امارات ثبت شده و به دلیل تسهیل مالی برای ایران تحریم شده است، همراه با دو مالک عراقیتبار که گذرنامههای کانادایی و ترکی دارند. این صرافی بزرگی نیست و احتمالاً نکته همین است. وزارت خزانهداری اکنون به سراغ گرههای در حد یک مغازه میرود که جریان پول ایران از طریق خلیج را حفظ میکنند. دوم، کتائب حزبالله: نیروها و شرکتهای پوششی در بغداد، از جمله یک شرکت «سامانههای حفاظتی» و یک پیمانکار عمومی، بهعلاوه تأمینکنندگان مالی حزبالله در لبنان که یک صرافی و یک طلافروشی را اداره میکنند. سوم، و بیسروصدا مهمترین مورد: اوفک اکنون برای همه مجوزهای مشخص مرتبط با ایران، فرض رد شدن را اعمال میکند، مگر در مواردی که قانون الزام کند یا خطر متوجه جان، اندام یا ایمنی محیطزیست باشد. سیاستهای قبلیِ مطلوبِ صدور مجوز تعلیق شدهاند؛ با این حال، فرض رد شدن همیشه قاعده بوده است.
ترجمهشده از انگلیسیچوکسین، یک مجرای تسویه تجارت چین و ایران، بانک چینی دارای مجوز نیست، اما مانند یک بانک عمل میکند و دستکم روی کاغذ، هدفی آسان برای @USTreasury به نظر میرسد. @laurnorman از @WSJ نخستین بار اکتبر گذشته درباره چوکسین گزارش داد و @Reuters امروز جزئیات بیشتری ارائه کرد. تحریم کردن آن، منابع مالی ایران در چین را حتی سمیتر از آنچه اکنون هستند خواهد کرد، اما موضوع به این سادگی نیست و حدس من این است که @SecScottBessent احتمالاً تلاش میکند از طریق تعاملات آن را از بین ببرد. نکته اینجاست: خزانهداری آمریکا نمیتواند یک صفحهگسترده را در فهرست تحریمها قرار دهد. باید نام مؤسسه واقعیِ دارنده حسابها را اعلام کند؛ اقدامی که واشنگتن در مورد هیچ بانک بزرگ چینی انجام نداده است. و با درگیر بودن Sinosure و وزارت بازرگانی چین، این ضربهای به پکن است، نه فقط به یک دلال تجاری سرکش. خلاصه اینکه: خریداری که از طرف Zhuhai Zhenrong، یک معاملهگر نفت دولتی چین که تحت تحریم است، عمل میکند، هر ماه صدها میلیون دلار بابت نفت خام ایران نزد چوکسین سپردهگذاری میکند. چوکسین سپس به پیمانکاران چینیِ در حال ساخت زیرساخت در ایران پول میپردازد و یک شرکت با هدف ویژه را تأمین مالی میکند که به صادرکنندگان چینی، از جمله طبق گزارشها تأمینکنندگان تجهیزات نظامی، پول میپردازد. نام آن در هیچ ثبت چینیِ بانکها یا شرکتها دیده نمیشود. سالانه میلیاردها دلار خارج از نظام بانکی بینالمللی از طریق آن جابهجا میشود.
ترجمهشده از انگلیسیTahmasb Mazaheri، وزیر دارایی پیشین ایران، درباره وجوه نفتی ایران که در چین نگهداری میشوند: «این داراییها مسدود نیستند — حتی در دسته داراییهای مسدود هم قرار نمیگیرند. وضعیتشان از مسدود بودن هم بدتر است. غربیها پول را مسدود میکنند و اعلام میکنند که آن را مسدود کردهاند. وقتی توافقی حاصل شود، آن را آزاد میکنند. اما چینیها بیشرمانه پول را میگیرند و پس نمیدهند. اسمش را «امانتداری» میگذارند. حتی پس از توافق هم همچنان آن را پس نمیدهند. در بهترین حالت، مقداری کالای بنجل را با قیمتهایی بهشدت گزاف تحویل میدهند و حتی همین کار هم با شروطی همراه است، از جمله رشوه و کمیسیون برای واسطههای خودشان.» — ۱۷ ژوئیه ۲۰۱۵
ترجمهشده از انگلیسیمحاصره دریایی اکنون به لطف @USTreasury همتای هوایی پیدا کرده است. هرچند این از نظر حقوقی محاصره محسوب نمیشود و هیچ هواپیمایی رهگیری نمیشود، اما از طریق نظام مالی همان کار را انجام میدهد: پرواز کردن به ایران، از ایران یا برای ایران را بسیار پرریسک میکند. از نظر اقتصادی، شرکتهای هواپیمایی ایران ارزآور هستند: فروش بلیت به درهم و لیر، بار و هزینههای عبور از حریم هوایی. اکنون ایالات متحده هر ۲۷ شرکت هواپیمایی باقیمانده ایران، بهعلاوه تسهیلکنندگان ماهان ایر در امارات متحده عربی، ترکیه، بریتانیا، مالزی و قزاقستان را در چارچوب تحریمهای قدرتمند تروریسم در فهرست تحریمها قرار داده است. هر بانک، اجارهدهنده، ارائهدهنده خدمات یا تأمینکننده سوختی که با آنها تعامل داشته باشد، اکنون با خطر تحریمهای ثانویه روبهرو است و برای این صنعت، تجارت با ایران از ابتدا هم کوچک و پرریسک بوده است. وزارت خزانهداری همچنین چندین معافیت دیرینه از تحریمها را لغو کرد؛ معافیتهایی که بیسروصدا بخش هوانوردی ایران را به جهان متصل نگه میداشتند. شرکتهای آمریکایی دیگر نمیتوانند هزینههایی را که شرکتهای هواپیمایی بابت عبور از حریم هوایی ایران بدهکارند، به ایران پرداخت کنند. معافیتهایی که به هواپیماهای ایرانی اجازه میداد قطعات مرتبط با ایمنی، سوخت و تعمیرات اضطراری را در خارج از کشور دریافت کنند، لغو شدهاند. همچنین شرکتهای هواپیمایی خارجی دیگر نمیتوانند بدون اجازه ویژه واشنگتن، جتهای بوئینگ یا جتهای ایرباسی را که با قطعات آمریکایی ساخته شدهاند، وارد ایران کنند. این مقررات تقریباً همه هواپیماهای مسافربری مدرن را شامل میشود، بنابراین مسیرهای اتصال تهران به دبی، دوحه و استانبول، که درهای اصلی ایران به تجارت و بانکداری منطقهای هستند، اکنون در معرض خطرند. شرکتها تا ۲۳ سپتامبر فرصت دارند فعالیتهای خود را جمع کنند.
ترجمهشده از انگلیسیتحریمهای جدید بریتانیا علیه ایران ممنوعیتهای بخشی را که اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۶ در چارچوب توافق هستهای ایران لغو کرده بود، دوباره برقرار میکند (بانکداری، بیمه، انرژی، فلزات، طلا، نرمافزار و کشتیرانی) و اختیار تحریم کشتیهای منفرد را اضافه میکند و فرود هواپیماهای ایرانی در بریتانیا را ممنوع میسازد. تحریمهای جدید بریتانیا علیه ایران چه معنایی دارند؛ روی کاغذ، بسیار زیاد، اما در عمل به اجرای آن بستگی دارد. تجارت بریتانیا و ایران ناچیز است و تحریمهای ثانویه آمریکا سالهاست شرکتهای بریتانیایی را بیرون نگه داشتهاند. اثر حاشیهای در پیوند با بریتانیاست: بیمهگران لویدز و باشگاههای حمایت و غرامت، تسویه با پوند استرلینگ، کشتیهای دارای پرچم بریتانیا، صادرکنندگان نرمافزار و فردِ دورزننده تحریمهای رژیم که در لندن مستقر است. بدون تحقیقات، اقدامات و مجازاتهای OFSI/FCDO، این یک بیانیه مطبوعاتی مثبت با شماره یک سند قانونی است. بانکهای ایرانی در لندن. داراییهای Melli Bank plc، Persia International Bank plc و بازوی بریتانیایی Bank Saderat پیشتر در ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۵ مسدود شده بود؛ Bank Sepah International در پی قرار گرفتن در فهرست سازمان ملل بازگشت. مجوز تعطیلسازی آنها در نوامبر منقضی شد. امروز برای آنها تغییر چندانی ایجاد نمیکند، چون پوستههای مسدودشده هستند.
ترجمهشده از انگلیسی۳۰ میلیون بشکهای که به گفته @SecScottBessent برای ایران باقی مانده است، تا وقتی قیمتش را حساب نکنید زیاد به نظر میرسد. پس از کسرهای گزاف و سودجویانه متعدد واسطهها، حملونقل مشمول تحریم، ماهها ذخیرهسازی شناور، انتقال کشتیبهکشتی و تبدیل به یوان، رژیم احتمالاً از هر بشکه ۵۰–۷۵ دلار درآمد خالص دارد؛ در مجموع چیزی حدود ۱.۵–۲.۳ میلیارد دلار، یعنی تقریباً به اندازه یک ماه درآمد نفتی پیش از جنگ. و برخلاف پیش از جنگ، پشت آن هیچ چیز نیست: از اواسط ژوئیه هیچ نفتکش ایرانیِ بارگیریشدهای محاصره را ترک نکرده است. هر بشکهای که هنوز روی آب است، پیشاپیش هزینههای دو تا سه ماه ناوگان سایه را متحمل شده و هیچکدام از آنها قابل جایگزینی نیست.
ترجمهشده از انگلیسیاین همان شیوهای است که تجارت خارجی ایران در سطح کلان واقعاً تسویه میشود و اینها همان گرههایی هستند که @USTreasury و @CENTCOM هدف گرفتهاند. نمودار را ببینید؛ این هم خلاصه: 1. تهران نفت خام را به امینها اختصاص میدهد: فرماندهیهای نفتی سپاه و نیروهای مسلح، شرکتهای «رهبر» ایجادشده توسط بانکها، صرافیهای دارای مجوز بانک مرکزی و تاجران خصوصی. 2. آنها نفت را از طریق شرکتهای پوششی خارجی در خارج میفروشند، وجه را به حساب همان شرکتهای پوششی در بانکهای امارات متحده عربی، هنگکنگ/چین و ترکیه میگیرند، درآمدها را همانجا نگه میدارند و هزینه واردات ایران را از همان موجودیها میپردازند. 3. فقط نفت، کالا و دستورهای پرداخت از مرز عبور میکنند؛ جابهجایی فیزیکی ارز خارجی بسیار اندک است. 4..در داخل، سامانه بانک مرکزی مطالبات مربوط به آن پول offshore را به ریال تسویه میکند. به همین دلیل ایران میتواند نسبت «بازگشت ارز» ۱۱۷ درصدی گزارش کند، در حالی که خود بانک مرکزی عواید صادراتی بازنگشته از سال ۲۰۱۸ را ۸۱ میلیارد دلار برآورد میکند، در برابر شکاف خام بازگشت صادرات حدود ۱۳۰ میلیارد دلار. این ۱۱۷ درصد ماههای مارس تا اوت ۲۰۲۶ را پوشش میدهد؛ زمانی که محاصره صادرات را فروپاشانده بود: با کوچک شدن مخرج، بازگشتهای اندک به صورت درصدی عظیم ظاهر میشوند. بهترین رقم بانک مرکزی خود معیاری از اثر محاصره است. محاصره دریایی CENTCOM بخش فیزیکی را قطع کرده است، در حالی که وزارت خزانهداری امینها، صرافیها و شرکتهای رهبر را در فهرست تحریم قرار داده و از اوت، بانکهای خارجی میزبان را تحریم کرده است.
ترجمهشده از انگلیسی(3/3) نمونه این وضعیت امارات متحده عربی است. ابوظبی ۳۰٪ از واردات ایران (۲۱ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴) را تأمین میکرد. این کشور در ۱۸ اوت همه روابط تجاری و مالی با تهران را متوقف کرد. تجارت آن با آمریکا در سال ۲۰۲۵ به ۳۹ میلیارد دلار رسید و با تعهد سرمایهگذاری ۱٫۴ تریلیون دلاری همراه بود. بخش خصوصی ترکیه از قبل پاسخ را میداند و ما شاهد وقوع چنین چیزی بودهایم. در سال ۲۰۱۹، توبراش با پایان یافتن معافیتهای آمریکا، واردات نفت خام ایران را به صفر رساند؛ ایران پیشتر ۴۷٪ از واردات نفت ترکیه را تشکیل میداد. هالکبانک همین حالا پذیرفته است تراکنشهای ایران را ممنوع کند و سهامش پس از انتشار این خبر ۱۰٪ جهش کرد. قرارداد ۲۵ساله گاز ایران با ترکیه در ۳۱ ژوئیه بدون آغاز مذاکرات تمدید منقضی شد. گاز ایران در سال ۲۰۲۵، ۱۳٪ از واردات ترکیه را تشکیل میداد. بوتاش پیش از این جایگزین کردن آن با الانجی از آمریکا، مرکوریا، وودساید، اکسونموبیل و شل را آغاز کرده است.
ترجمهشده از انگلیسی(2/3) رابطه تجاری ایالات متحده و ترکیه نه برابر بزرگتر است و در حال رشد است، در حالی که رابطه با ایران در حال کوچکشدن است. تجارت کالا و خدمات ایالات متحده و ترکیه: ۴۸.۹ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵، ۱۴ درصد بیشتر از یک سال قبل. تجارت ترکیه و ایران در سال ۲۰۲۵: حدود ۵.۵ میلیارد دلار و در حال کاهش. اردوغان و ترامپ هدف تجاری ۱۰۰ میلیارد دلاری تعیین کردهاند. ترکیش ایرلاینز بهتازگی سفارشی ۳۰ میلیارد دلاری برای بوئینگ امضا کرده است. بوتاش قراردادهای ۲۰ ساله الانجی را بر پایه گاز آمریکا امضا کرد. هیچیک از اینها با اینکه ترکیه پنجره نقدینگی و طلای سپاه پاسداران باشد سازگار نیست.
ترجمهشده از انگلیسی(1/3) @USAMBTurkiye درست میگوید: اقدام @USTreasury علیه بانک ترکِ Golden Global Bank درباره یک مؤسسه است، نه درباره ترکیه. اما تصویر بزرگتر در اینجا انتخابی است که پیش روی آنکارا میگذارد و ارقام این انتخاب را روشن و آسان میکنند. هر ۱ دلار تجارت سیاه با ایران، ۹ دلار از تجارت قانونی آمریکا در ترکیه را در معرض خطر قرار میدهد. بازار ترکیه ترجیح خود را روشن کرده است و آنکارا باید از آن پیروی کند، با این درک که این سیاست آمریکا دستکم دو سال دیگر ادامه خواهد داشت و در بلندمدت، تجارت بیشتر با ایران به معنای سرمایهگذاری کمتر آمریکا خواهد بود، تا زمانی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ایران حکومت میکند. (1/3)
ترجمهشده از انگلیسیچرا اقدام امروز @USTreasury علیه یک بانک ترکیهای مهمتر از چیزی است که اندازه هدف نشان میدهد. بانک گلدن گلوب یاتریم بانکاسی کوچک است: در سال ۲۰۱۹ مجوز گرفت، دو شعبه در استانبول دارد و حدود ۵۰۰ میلیون دلار دارایی دارد. اما سال گذشته ۵۷ درصد رشد کرد، سرمایهاش را ۱۱ برابر کرد و فقط چهار ماه پیش ۳۰ میلیون دلار صکوک دلاری فروخت. یک بانک کوچک و تازهتأسیس که با چنین سرعتی رشد میکند یا داستانی عالی است یا یک پولشویی. در اینجا، وزارت خزانهداری میگوید دومی بوده است. این همچنین نخستین بانک در یک متحد ناتو است که تحت عملیات Economic Outcast، کارزار وزارت خزانهداری علیه ایران، هدف قرار گرفته است و یک هفته پس از آن رخ میدهد که Banque Misr UAE مصر از بانکهای آمریکایی قطع شد. وزیر بسنِت وعده داده است هر هفته موارد بیشتری در راه باشد. با بستهشدن کانالهای خلیج فارس، ترکیه مسیر انتقال خواهد بود و بانکهایش بهسرعت ریسکزدایی خواهند کرد. گلدن گلوب چه کرده است؟ وزارت خزانهداری میگوید این بانک برای انتقال درآمد نفتی ایران از چین به ترکیه بهمنظور تبدیل آن به پول نقد و طلا ساخته شده بود و به نیروهای نیابتی نیروی قدس سپاه پاسداران در شبکه سیتکی آیان، تاجر نفت مرتبط با اردوغان که اوفک در سال ۲۰۲۲ تحریمش کرد، خدمات بانکی میداد. سوابق افشاشده در @WikIran سازوکار این شبکه را نشان میدهد. بین نوامبر و دسامبر ۲۰۲۱، شرکت Baslam Nakliyat، شرکت پوششی تحریمشده آیان، ۱۲ میلیون یورو را در شش پرداخت سوئیفت، بر اساس نامههای واگذاری با عنوان «فروش نفت خام»، به حسابهای شرکتهای پوششی در گلدن گلوب فرستاد. گلدن گلوب یوروها را از طریق بانک روسی Transkapitalbank تسویه کرد؛ بانکی که چند ماه بعد نیز بهدلیل کمک به بانکها برای دور زدن تحریمها تحریم شد.
ترجمهشده از انگلیسی«اتحادیه اروپا از تلاشها برای اطمینان یافتن از توقف فعالیتهای بیثباتکننده ایران و مشارکت این کشور در مذاکرات صلح با حسن نیت استقبال میکند؛ از جمله از طریق فشار اقتصادی بیشتر، از جمله از طریق عملیات Economic Outcast به رهبری آمریکا.» این دستاورد بزرگی برای @SecScottBessent بود. اتحادیه اروپا تحریمهای موجودی دارد که اجرا نمیشوند و میتوانند مسیر زمینی رژیم به اروپا، تجارت آن با ترکیه و ارز خارجیای را که در آنجا به دست میآورد، و تجارتش با خود اتحادیه اروپا را هدف قرار دهند. ۱. با بسته بودن تنگه هرمز، گذرگاه بازرگان–گوربولاک به ترکیه اصلیترین دروازه زمینی ایران به اروپا است: بیش از ۲۰۰٬۰۰۰ کامیون در سال؛ رقمی که طبق آمار خود تهران ۶۰ درصد افزایش یافته و به ۳۲۰ کامیون در روز رسیده است. هر محمولهای که در بلغارستان یا یونان به مرز اتحادیه اروپا برسد، مشمول قوانین گمرکی و تحریمهای اتحادیه اروپا میشود. ۲. تجارت رسمی ایران و ترکیه در سال ۲۰۲۴ بالغ بر ۵.۷ میلیارد دلار بود. ایران در سال ۲۰۲۵، ۷.۸ میلیارد مترمکعب گاز به ترکیه فروخت (۱۳ درصد از واردات ترکیه) و این رقم در نیمه نخست ۲۰۲۶، ۳۴ درصد بیشتر شد: آخرین بازار بزرگ انرژی اروپایی تهران و یک شریان حیاتی ارز خارجی، در حالی که صادرات نفت فرو میریزد. ۳. ۳.۷ میلیارد یورو در سال ۲۰۲۵: ۳ میلیارد یورو صادرات اتحادیه اروپا (ماشینآلات و مواد شیمیایی) و ۷۶۰ میلیون یورو واردات، با پیشتازی آلمان (۱.۲ میلیارد یورو)، ایتالیا و هلند، بهعلاوه حدود ۱.۶ میلیارد یورو خدمات. این تجارت بر کانالهای بانکی یورو انجام میشود و شعبه هامبورگ بانک ملی، که طبق قوانین اتحادیه اروپا مسدود شده، همچنان باز است.
ترجمهشده از انگلیسیآنچه شبکه بانکداری سایه جمهوری اسلامی، موسوم به شبکه رهبر، را سرپا نگه میدارد، مهندسی مالی هوشمندانه نیست. این کار را افراد انجام میدهند: اشخاص مورداعتماد و چند صراف، دلالان ارز که دروازه رژیم به نظام مالی جهانی را اداره میکنند. همانطور که نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سرکوب رژیم را در داخل اجرا میکنند، این بازرگانان و امینها مسئولیت تأمین مالی تروریسم آن را در داخل و خارج بر عهده دارند. بدون آنها، تهران نمیتوانست حتی یک یوان از حسابهایش در چین جابهجا کند یا حتی یک دلار یا یورو در دبی یا استانبول بخرد.
ترجمهشده از انگلیسیجمهوری اسلامی در گوشهای راهبردی گرفتار شده که خودش ساخته است و هر تشدیدی باید بهعنوان یک پیشنهادِ معامله خوانده شود، نه یک طرح نبرد. رژیم برای تنها کالایی پیشنهاد میدهد که نمیتواند در داخل تولید کند: رفع تحریمها، در قالب اشتیاق آمریکا. از نظر اقتصادی، تنها میتواند «مقاومت» کند و در حالی که پایه درآمدهایش فرو میریزد، مالیات تورمی را جایگزین ناتوانی کامل در پرداخت حقوق کند. از نظر دیپلماتیک، تنها بازی باقیماندهاش تشدیدی است که برای کشاندن دوباره ایالات متحده به میز مذاکره و ایجاد فشار در واشنگتن برای گفتوگو طراحی شده است. از نظر سیاسی، به توافق نیاز دارد، اما به توافقی که بتواند آن را به تنها گروهی که برایش باقی مانده بفروشد: پایگاه حمایتیای که به رادیکالترین هسته خود تقلیل یافته است. این پایگاه، که محدودترین پایگاه در تاریخ رژیم است، دقیقاً همان مخاطبانی هستند که کمترین آمادگی را برای پذیرفتن امتیازاتی دارند که هر توافق واقعی لازم دارد. بنابراین این گوشه بهطور خودکار تنگتر میشود: هرچه رژیم در داخل منزویتر شود، بیشتر ناچار است در خارج تشدید کند؛ و هرچه بیشتر تشدید کند، فروش توافقی که به آن نیاز دارد دشوارتر میشود.
ترجمهشده از انگلیسیداعش را یادتان هست؟ داعش با پشتوانه جنگی ۲ میلیارد دلاری، پنج سال بر ۱۲ میلیون نفر حکومت کرد. جهان برای نابود کردن آن ائتلافی ۹۰ عضوی تشکیل داد. جمهوری اسلامی ۴۷ سال است همان پروژه را با یک تریلیون دلار درآمد نفتی پیش برده است؛ با سفارتخانهها، کرسی در سازمان ملل، برنامه هستهای و بانک مرکزی. دستکم ۱٬۶۳۹ نفر در سال ۲۰۲۵ به دار آویخته شدند. دستکم ۵٬۰۰۰ زندانی سیاسی در یک تابستان در سال ۱۹۸۸ اعدام شدند. حدود ۱٬۵۰۰ معترض در دو هفته در سال ۲۰۱۹ کشته شدند و دهها هزار نفر در دو روز در ژانویه. این حکومت اینترنت کل کشور را نزدیک به دو ماه قطع کرد، در حالی که غیرنظامیان را قتلعام میکرد. داعش اعدامهایش را فیلمبرداری میکرد. مبلغان پروپاگاندای IR بیرون کاخ سفید میایستند و مصاحبههای ساختگی انجام میدهند. IR همان داعش است، با بانک مرکزی و ۹۰ میلیون گروگان: جوان، تحصیلکرده و از غربگراترین جوامع روی زمین.
ترجمهشده از انگلیسیحکومت میتواند برای پرهیز از کاهش حقوق به چاپ ریال ادامه دهد، اما نمیتواند بنزین یا کاتالیزورهای پالایشگاهی چاپ کند. چاپ پول زمان میخرد، اما حقوقهایی که با ریالهای در حال آبشدن پرداخت میشوند هنوز نمیتوانند وارداتی را بخرند که دیگر از راه نمیرسند. حکومت با تورم هزینه حقوق و دستمزد را بیاثر میکند، اما نمیتواند با تورم باکهای خالی سوخت را پر کند. وزیر اقتصاد حکومت اعتراف کرد که فقط در فاصله مارس تا مه، حدود ۱۰۰ تریلیون تومان مستقیماً از بانک مرکزی قرض گرفته شده است. پایه پولی ۶۱٫۵ درصد افزایش یافته است. تورم نزدیک به ۹۰ درصد است و تورم مواد غذایی دستکم ۱۳۴ درصد. چرا؟ چون ایرانیان دههها تورم بالا را تحمل کردهاند (هرچند به هیچوجه به نرخهای کنونی نزدیک نبود)، اما قطع شدن حقوق پدیدهای متفاوت است: تاریخی مشترک، نارضایتی مشترک، و مقصری آشکار. حقوقهای پرداختنشده باعث اعتصاب خواهند شد.
ترجمهشده از انگلیسیبرای چین، ایران شریکی جدی نیست، بلکه اهرمی ارزان برای ایجاد موازنه در برابر واشنگتن است. یک مقام چینی زمانی به من گفت: «بیشتر مایه دردسر بوده است.» تجارت چین در سال ۲۰۲۵: - ایالات متحده ۵۷۵ میلیارد دلار - عربستان سعودی ۱۰۸ میلیارد دلار - امارات متحده عربی ۱۰۸ میلیارد دلار - ایران ۱۰ میلیارد دلار (اگر نفت خام ایرانی را که پکن در حسابهایش ثبت نمیکند اضافه کنید، ۴۱ میلیارد دلار). ایران برای حدود ۹۰٪ از صادرات نفتی و بیش از حدود ۵۰٪ از وارداتش به چین وابسته است (با احتساب کالاهای ترانزیتشده از امارات متحده عربی). چین برای حدود ۱۲٪ (اکنون بسیار کمتر) از واردات نفت خام و ۰٫۲٪ از صادراتش به ایران وابسته است.
ترجمهشده از انگلیسیجمهوری اسلامی از زمان تأسیسش سرمایه را از ایران خارج کرده است. نخست، و از سال ۱۹۷۹، آینده تهران و کیش را به دبی منتقل کرد. کیش طوری طراحی شده بود که سنگاپور خلیج فارس باشد. امروز سالانه کمتر از ۱ میلیون کانتینر کشتیرانی را جابهجا میکند. جبلعلی ۱۵٫۶ میلیون کانتینر جابهجا میکند و منطقه آزاد آن سال گذشته ۱۹۰ میلیارد دلار تجارت داشت. حالا با بستن هرمز، باقیمانده را به فجیره و ساحل دریای سرخ عربستان میراند: • دیپی ورلد، ۲۲ ژوئیه: دو پایانه جدید در فجیره، با افزایش ۲٫۵ میلیون کانتینر و ۳٫۶ میلیون تن بار، در قراردادی ۵۰ ساله. • امارات متحده عربی، مه ۲۰۲۶: خط لولهای به ارزش حدود ۳ میلیارد دلار با روند سریع برای دو برابر کردن ظرفیت نفت خام به مقصد فجیره تا سال ۲۰۲۷. • عربستان سعودی، ژوئیه–اوت: بستههای ۱۷۰ میلیون دلاری + ۲۶۷ میلیون دلاری + ۴۳۴ میلیون دلاری در جده؛ پترولاین با ظرفیت ۷ میلیون بشکه در روز به ینبع، که هرمز را بهطور کامل دور میزند. در همین حال، جبلعلی با حدود ۱۰٪ ظرفیت عادی کار میکند، بندرعباس تحت محاصره آمریکا است، و کل سرمایهگذاری خارجی ایران در سال ۲۰۲۵ برابر با ۱٫۶۵ میلیارد دلار بود (که احتمالاً حتی درست هم نیست)، کمتر از ارزش یک قرارداد بندری عربستان.
ترجمهشده از انگلیسییک بانک اماراتی با حدود ۶ میلیارد دلار آمریکا و تنها سه خط بانک کارگزار در ایالات متحده، سالانه تقریباً معادل یکسوم ترازنامهاش را در جریانهای مشکوک بانکداری سایهای ایران جابهجا میکند؛ قطع این سه خط راهی کمهزینه و پُرتأثیر برای قطع یک گره دسترسی ایران به دلار آمریکا است.
ترجمهشده از انگلیسیروز دوشنبه، @SecScottBessent گفت هر شعبه خارجی بانک ملی ایران باید تعطیل شود. بانک ملی بزرگترین است، اما تنها بانک نیست: Saderat، Mellat، Tejarat، Sepah، EDBI و چند بانک کوچکتر ایرانی دیگر، که همگی مشمول @USTreasury هستند، همچنان در خارج شعبه، شرکت تابعه و سرمایهگذاری مشترک دارند. ۴۵ واحد در ۲۷ حوزه قضایی. ۱۱ مورد متعلق به Melli و ۱۱ مورد دیگر متعلق به Saderat است. ۲۲ واحد همچنان فعالاند و بیشترشان محدود شده یا تحت فشار هستند. ۱۴ واحد مسدود یا غیرفعالاند. ۵ واحد از بین رفتهاند (منحل شدهاند، مجوزشان لغو شده یا هرگز افتتاح نشدهاند). اروپا ۱۵ واحد دارد و از زمانی که اتحادیه اروپا و بریتانیا در ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۵ تحریمها را دوباره اعمال کردند، ۱۳ مورد مسدود شده، بدون فعالیت تجاری یا تحت مدیریت هستند. تنها در لندن، چهار بانک ایرانی حدود ۱٫۰۶ میلیارد یورو دارایی و ۷۳۸ میلیون یورو حقوق صاحبان سهام دارند؛ همه هنوز مجوز بانکی بریتانیا را حفظ کردهاند، اما هیچکدام کسبوکار جدیدی انجام نمیدهند. در خلیج فارس هنوز درها باز است: ۱۶ شعبه متعلق به Melli و Saderat در امارات متحده عربی، بهعلاوه عمان، قطر، ترکمنستان و ازبکستان. این همان چیزی است که امارات ممکن است قطع کند. تنها رشد در شرق است: مسکو، مینسک، ایروان، باکو.
ترجمهشده از انگلیسی(17/17) دربارهٔ «تردیدی نیست که این کارزار به ایران و اقتصادش آسیب خواهد زد. اما تقریباً بهطور قطعی در وادار کردن تهران به تسلیم شکست خواهد خورد.» این مقاله سازوکار را میپذیرد و سپس با جابهجا کردن هدف به «تسلیم»، نتیجهگیری را رد میکند. اگر متن را یکجا بخوانیم، میگوید: فشار به اقتصاد ایران آسیب میزند؛ فشار ایران را به پذیرش برجام واداشت؛ فشار ایران را در دوران بوش به توقف برنامه هستهایاش واداشت؛ فشار — همراه با درگیری دریایی آمریکا — خمینی را به پایان دادن به جنگ ایران و عراق واداشت؛ ایران اذعان دارد که به رفع تحریمها نیاز دارد. امتیاز سال ۱۹۸۸ تعیینکننده است. مقاله اذعان میکند که حکومت توافقی را پذیرفت که دوازده ماه از پذیرش آن خودداری کرده بود، زیرا همگرایی فشار نظامی و اقتصادی، رد کردن توافق را پرهزینهتر از پذیرفتن آن کرد. این دقیقاً استدلالی به سود راهبرد کنونی است. مقاله با استنادهای تاریخی خودش رد میشود. مقاله میپذیرد که فشار در سالهای ۲۰۰۳، ۲۰۱۲ و — مهمتر از همه — ۱۹۸۸ کارساز بود، اما سپس اعلام میکند که در سال ۲۰۲۶ نمیتواند کارساز باشد، در حالی که فشار در آن سال به شکلی جامعتر از هر یک از آن موارد اعمال میشود. کسی که درباره فشار خوشبین بود، دولت کنونی نیست، بلکه در واقع خمینی در سال ۱۹۸۸ بود که بیسروصدا به جهان نشان داد این محاسبه در عمل چگونه پیش میرود.
ترجمهشده از انگلیسی(16/17) درباره «جنگ… سرانجام زمانی که ایران تنگه هرمز را بست و زیرساختهای انرژی خلیج فارس را هدف قرار داد، پیامدهایی را متوجه مردم آمریکا کرد.» هزینههای تشدید تنش از سوی ایران عمدتاً بر دوش بازیگرانی است که با حکومت کنار آمدند، نه آمریکاییها. کشورهای خلیج فارس که ایران بنادر، پالایشگاهها و بیمه کشتیرانیشان را هدف قرار داد — همان کشورهایی که شبکههای دور زدن تحریمهای ایران را میزبانی کردند، گردشگران ایرانی را پذیرفتند، کریدور صرافیهای دبی را اداره کردند و برای کاهش فشار به واشنگتن لابی کردند. چین، که پالایشگاههای کوچک آن حدود ۹۰٪ نفت خام ایران را خریدند، بانکهایش بیشتر موجودیهای یوانِ محصورشده ایران را نگه میدارند و شریان حیاتی دریاییاش از هرمز در معرض دقیقاً همان ابزاری است که خود ایران تهدید به استفاده از آن میکند. اروپا و آسیا — هند، کره جنوبی و ژاپن — از طریق بیمه، بیمه اتکایی و وابستگی مستقیم به واردات، بیش از همه در معرض اختلال انرژی خلیج فارس هستند. آمریکا صادرکننده خالص انرژی است. قیمت بنزین آمریکا بازتابدهنده نفت خام جهانی است، اما آسیبپذیری آمریکا در برابر شوک خلیج فارس تنها بخش کوچکی از آسیبپذیری اروپا یا آسیاست. در همین حال، کریدوری به رهبری آمریکا حدود ۱۰ میلیون بشکه در روز را در حرکت نگه داشت. کشورهایی که بالاترین هزینه اختلال کنونی را میپردازند، همان کشورهایی هستند که در دهه گذشته به تأمین مالی، میزبانی یا مماشات با حکومتی پرداختند که اکنون آنها را دچار اختلال میکند.
ترجمهشده از انگلیسی(15/17) درباره این گزاره که «تحریمها عمدتاً نتوانستهاند تغییرات سیاستیای را که برای ایجادشان طراحی شده بودند، به وجود آورند.» این خطای مفهومی اصلی مقاله است. نیت، دوست من، خودت میدانی که باید بهتر از این بدانی. تحریمها ابزاری مستقل برای ایجاد «تغییر سیاست» نیستند. آنها بخشی از مجموعهابزارهای اعمال فشارند که اعتبار نظامی، دیپلماسی، اجرای تحریمها توسط متحدان، ائتلافسازی و یک مسیر خروج مشخص را دربر میگیرد. مقاله ابتدا تحریمها را بهخاطر انجام ندادن کاری مورد حمله قرار میدهد که فقط کل این مجموعهابزار میتواند انجام دهد، و سپس به کارزار کنونی حمله میکند چون بخش بیشتری از این مجموعهابزار را به کار میگیرد؛ محاصره، اجرای منطقهای، تحریمهای ثانویه و بازگشت خودکار تحریمها. مثالهای خود مقاله آن را رد میکنند. توقف هستهای سال ۲۰۰۳ در شرایط فشار نظامیِ همافزا پس از حمله به عراق، بهعلاوه فشار اقتصادی، رخ داد. برجام در شرایط همافزایی تحریمهای سال ۲۰۱۲ بانک مرکزی ایران/نفت، تهدید نظامی معتبر و سازوکار بازگشت خودکار تحریمها پذیرفته شد. سال ۱۹۸۸ در شرایط همافزایی درگیری دریایی آمریکا، فروپاشی اقتصاد جنگ و شکست در میدان نبرد رخ داد. مقاله حتی اذعان میکند: «فشار کمک کرد ایران در دوره دولت جورج دبلیو بوش موقتاً برنامه هستهای خود را متوقف کند و بعدتر برجام را بپذیرد.» این اعترافی است به اینکه فشار مؤثر است. باقی ماجرا بازتعریف «اثرگذاری» بهعنوان «فروپاشی رژیم بدون ابزارهای دیگر» است؛ تعریفی که هیچ نظریهای درباره اعمال فشار تاکنون نپذیرفته است.
ترجمهشده از انگلیسی(14/17) درباره اینکه ایران "کشف کرده است که ایالات متحده تمایلی به اعزام نیروهای زمینی به قلمرو آن ندارد." این کشف تازهای نیست. این فرض عملیاتی رژیم طی ۴۷ سال گذشته بوده، اما بیشتر پس از جنگ عراق (زاریا این را یک میلیون بار گفت). هیچ طرح جدیای هرگز تهاجم زمینی آمریکا به ایران را در نظر نگرفته است؛ همانطور که خود مقاله اشاره میکند، دلیل ساختن شبکه نیابتی سپاه پاسداران دقیقاً همین بود. نکته تازه این است که فشار به تهاجم نیاز ندارد. کارزار ۲۰۲۶ این را ثابت میکند: حملات فرماندهی را سر بریدند، محاصره تجارت را خفه کرد، قطع ارتباط امارات کریدور را بست و بازگشت تحریمهای اروپا پنجره پشتی چندجانبه را بست؛ همه اینها بدون آنکه چکمه آمریکایی روی زمین باشد. طنز تلخ ماجرا این است که همان دولتی که مقاله از رویکردش دفاع میکند، از ترس تشدید تنش از اجرای تحریمهای اقتصادی موجود خودداری کرد. درسی که تهران از ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ گرفت درباره تهاجم نبود، بلکه این بود که واشنگتن داوطلبانه ابزارهای خودش را از برق خواهد کشید. قرار نبود کسی به ایران حمله کند. همه همیشه این را میدانستند. پرسش جالب این است که آیا واشنگتن از ابزارهایی که در اختیار دارد استفاده خواهد کرد، و چهار سال پیشین سالهایی بودند که از این کار خودداری کرد.
ترجمهشده از انگلیسی(13/17) درباره جمهوری اسلامی که "یاد گرفته است میتواند از حملات هوایی گسترده آمریکا و اسرائیل جان سالم به در ببرد." این تکرار تبلیغات خود رژیم است. کسانی که ادعای "ما زنده ماندیم" را مطرح میکنند، تا حد زیادی مردهاند: — حسین سلامی، فرمانده سپاه پاسداران — در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ کشته شد. — محمد باقری، رئیس نیروهای مسلح — همان روز کشته شد. — علی شمخانی، دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی — هدف قرار گرفت؛ ابتدا گزارش شد که کشته شده است. — چندین فرمانده ارشد سپاه پاسداران و دانشمند هستهای در نخستین ساعات جنگ حذف شدند. توانمندیهای مادی که ساختنشان دههها طول کشید — ذخایر موشک و پهپاد، معماری پدافند هوایی، داراییهای دریایی و زیرساخت هستهای در نطنز، فردو و اصفهان — از میان رفتهاند. مقامهایی که هنوز میتوانند ادعای بقا کنند، کسانی هستند که اتفاقاً زنده ماندهاند تا چنین ادعایی کنند؛ این مغالطه بازمانده است. و هیچ برنامهریز جدی هرگز نگفته است که یک کارزار حمله هوایی، هرقدر هم مؤثر، میتواند یک دولت مستقر را از هوا ساقط کند. معیار درست این است که رژیم هنوز چه کاری میتواند انجام دهد. بر اساس این معیار: پدافند هوایی از میان رفته، فرماندهی ارشد از میان رفته، حزبالله از میان رفته، رهبری حماس از میان رفته و زیرساخت هستهای هدف قرار گرفته است. این از هیچ معیاری بقا نیست، بلکه در واقع تعریف فرسایش است.
ترجمهشده از انگلیسی
داستانهای مرتبط
- U.S. Sanctions 36 Targets Supporting Iran’s Aviation Sector
- White House Says Iran Naval Blockade and Economic Pressure Remain in Force
- U.S. Sanctions Turkish Bank Over Tens of Millions in IRGC-QF Transactions
- Bessent Says EU Has Officially Joined U.S. Iran Pressure Campaign
- Pezeshkian Asks Modi to Help Move Iran War Back to Negotiations
- China Says Cooperation With Iran Should Not Be Disrupted by U.S. Sanctions
- Iran and Oman Propose Joint Hormuz Corridor and Mine-Clearing Project
- Two Tankers Cross Hormuz, Lowest Commodity-Vessel Tally Since Early May
- U.S. Officials Confirm Navy Cleared Hormuz Median Shipping Lane
- Iran Says Hormuz Corridor Deal Does Not Reopen the Strait
- CENTCOM Says U.S. Cleared Iranian Mines From Strait of Hormuz Lanes
- U.S. Officials Say 20-30 Tankers Cross Hormuz Nightly Under Military Cover