
موشه فیگلین
@moshefeiglin · مخالفان اسرائیلی و مقامهای پیشین
موشه فیگلین یک سیاستمدار اسرائیلی است.
باورنکردنی است! تال یینون داردیک دوباره در زندان نیتسان است. دوباره با حکم اداری. و دوباره دست به اعتصاب غذا زده است! بدون کیفرخواست، بدون محاکمه، و بدون اینکه ابتداییترین حق به او داده شود: بداند به چه چیزی متهم شده و از خود دفاع کند. نباید او را تنها گذاشت. مبارزه تال یینون فقط مبارزه شهرکنشینان در یهودا و سامره نیست. این مبارزهای برای ابتداییترین حقوق انسانی هر شهروند اسرائیل است؛ از راست و چپ. من با تو هستم، تال. از تمام مردم میخواهم بار دیگر پشت تال یینون داردیک بایستند. ویدئو را به اشتراک بگذارید. صدایتان را بلند کنید. نگذارید این موضوع در سکوت بگذرد!
ترجمهشده از عبریدقیقاً یک سال پیش، چارلی کرک به قتل رسید. او در جایی به قتل رسید که بیش از هر جا احساس میکرد خانهاش است: روبهروی جوانان در یک دانشگاه، در حالی که زیر آسمان باز نشسته بود و از هر کس که متفاوت فکر میکرد دعوت میکرد به سوی میکروفن بیاید، با او بحث کند و بکوشد قانعش کند. یک گلوله تلاش کرد به خودِ امکان چنین گفتوگویی پایان دهد. وقتی تصاویر تکاندهنده آن رویداد را دیدم، فوراً فهمیدم واکنش درست به قتل چارلی این است که درباره همه چیز به حرف زدن ادامه دهیم! حتی اگر موافق نباشیم و حتی اگر حقیقت خوشایند نباشد! و اینگونه کارزار «مرا قانع کن» نزد ما متولد شد. راهی میدان صهیون در اورشلیم شدیم. از آنجا به میدان هبیما در تلآویو رفتیم. به بنیبراک و رamat گان، بئرشبع، دانشگاه عبری و دانشگاه آریل ادامه دادیم و به دهها گردهمایی دیگر در سراسر کشور رفتیم. یک صندلی و یک میکروفن گذاشتیم و به هر کس که میخواست گفتیم: من اینجا هستم. با من موافق نیستی؟ عالی است. بیا. بپرس. به استدلال حمله کن. استدلال دیگری ارائه بده. مرا قانع کن. و درباره همه چیز حرف زدیم. درباره یهودیت و دموکراسی، امنیت و غزه، اقتصاد و آزادی، دین و دولت، سربازگیری، و هویت اسرائیل — همه آن پرسشهایی که سیاست اسرائیل معمولاً ترجیح میدهد به شعارهای توخالی تقلیل دهد. همیشه موافق نبودیم. درست برعکس. اما بارها و بارها به یک چیز ساده پی بردیم که در جهان غرب تقریباً فراموش شده است: میتوان عمیقاً، حتی بسیار تند، اختلاف نظر داشت، بیآنکه فرد روبهرو را به دشمنی تبدیل کنیم که باید ساکتش کرد. پس از آنکه راه افتادیم، با رضایت فراوان دیدیم که ابتکارهای مشابه و مبارکِ گفتوگوی آزاد، مانند قارچ پس از باران، در هر گوشهای سر برآوردند. و چه خوب! سد شکسته شد و میدان ثابت کرد که افکار عمومی اسرائیل از بحث تند نمیترسد — تشنه آن است. چارلی کرک فهمیده بود که نبرد بزرگ نسل ما فقط بر سر یک موضع یا موضعی دیگر نیست. بر سر خودِ امکان جستوجوی حقیقت در جامعهای است که بهتدریج توان شنیدن حقیقتی را که برایش خوشایند نیست از دست میدهد. قاتل او توانست در ۳۱سالگی به زندگیاش پایان دهد — اما نتوانست به گفتوگو پایان دهد. به حرف زدن ادامه خواهیم داد، به بحث کردن ادامه خواهیم داد، به پرسیدن سؤالها ادامه خواهیم داد و میکروفن را به کسی هم خواهیم داد که دقیقاً خلاف ما فکر میکند. چون ایده بد را با گلوله شکست نمیدهند — فقط با ایدهای بهتر.
ترجمهشده از عبریدر آستانه پایان سال ۵۷۸۶، طلوع چشماندازی نو و راهی نو شروع به روشن کردن آسمان سرزمین ما میکند. هنگامی که سیاست قدیمی اصرار دارد همچنان از فاجعه برای حمله متقابل و عمیقتر کردن نفرت استفاده کند، «هویت» میآید، مسئولیت هر دو اردوگاه را میپذیرد و تنها مسیر امنیتی را که از کشتار بعدی جلوگیری خواهد کرد مشخص میکند: * قانون اخلاقی جدیدی برای ارتش اسرائیل که بر ارزشهای تورات اسرائیل استوار باشد: «این سرزمین را به نسل تو دادم»، «اگر کسی برای کشتنت آمد، پیشدستی کن و اول او را بکش»! «دشمنانم را تعقیب میکنم و به آنان میرسم و تا نابود کردنشان بازنمیگردم». * پاکسازی ارتش از دخالت حقوقی و تغییر کامل قواعد گشودن آتش. * پاکسازی ارتش از افسران وکسنر و برپا کردن فرماندهی جدید و پیروز از نسل قهرمانی. * سربازگیری مجدد و سریع صدها هزار سربازی که ارتش مترقی اسرائیل در دهه گذشته مرخص کرده است. مدل سربازگیری برابر و مناسب برای حریدیها نیز. * بازسازی سریع ارتش زمینی و لشکرهایی که آیزنکوت و دیگر رؤسای ستاد کل در دهه گذشته منحل کردند. * قطع سریع و قاطع وابستگی به آمریکاییها. * محو چشمانداز ویلا در جنگل و راهبرد یورشها و دورهای خونینی که از آن ناشی میشود. * ساختن ارتش بهعنوان ارتشی در خدمت چشمانداز قدرت منطقهای ــ فتح، اخراج و شهرکسازی در سراسر سرزمینهای سرزمین کتاب مقدس که از آنجا مورد حمله قرار خواهیم گرفت، و اتحادهای منطقهای با دروزیها و کردها. در حالی که همه احزاب راهحلهای مدنی پیشنهاد میکنند که معنایش قدرت بیشتر و بیشتر برای دولت و قدرت کمتر و کمتر برای شهروندان است، «هویت» میگوید: «دولت راهحل نیست، دولت مشکل است» و بنابراین ــ * تعداد وزارتخانههای دولت فقط ۱۱ خواهد بود! * بازار اقتصادی واقعاً آزاد خواهد بود: قطعات زمین برای ساختوساز به هر خانواده یهودی در اسرائیل و پیش از همه به رزمندگان واگذار میشود. موانع واردات لغو میشوند، مقررات و رانتخواری برای نزدیکان از بین میرود و مالیات ثابت و حداقلی خواهد بود. * آزادی انسان شکوفا خواهد شد: نه دوربینهای نظارتی! نه پول دیجیتال! و نه تزریق اجباری. «هویت» به شهروندان اسرائیل میگوید: ما فرزندان دولت عزیزمان نیستیم، ما والدین آن هستیم. ما آن را اداره خواهیم کرد، نه اینکه او ما را اداره کند. و مانند والدینی خوب و مسئول، از آن همچون مردمک چشممان مراقبت خواهیم کرد و همچنین خواهیم دانست که هرگاه لازم باشد، برایش حد و مرز بگذاریم. این طلوع هویت و آزادی گرانبهایی است که «هویت» در آستانه سال ۵۷۸۷ آینده، که برای خیر و برکت ما فرا میرسد، نوید میدهد: هویت ملی استوار و آزادی شخصی بدون مصالحه. سالی خوب و شاد برای همه هویتیها و همه مردم اسرائیل! امشب ساعت ۱۷:۰۰ در پخش زنده پنج در برابر پنج که سال گذشته را جمعبندی میکند و ما را برای چالش سال جدید آماده میسازد، همراه ما باشید.
ترجمهشده از عبریمن هیچ توهمی برای فروختن به شما ندارم. فقط حقیقت. در گفتوگویی با آدام آتیاس، درباره چیزی صحبت کردیم که واقعاً واقعیت را در اینجا تغییر خواهد داد: آزادی اقتصادی واقعی همراه با لیبرالسازی و ارزهای غیرمتمرکز، و کاهش شدید دستگاه متورم دولتی از ۳۴ وزارتخانه به تنها ۱۱ وزارتخانه، دقیقاً همانطور که در جهان انجام میدهند. من پیامبر نیستم و درباره سیاست آیندهای که هیچکس نمیتواند پیشبینی کند تعهدی نمیدهم، اما یک چیز برای هرکسی که طی سالها مرا دنبال کرده روشن است: آنچه نوشتیم و دربارهاش هشدار دادیم، همیشه در نهایت محقق شد. برنامههای اصلاحی در برنامه انتخاباتی زهوت از پیش آمادهاند و اکنون زمان اجرای آنهاست. بخش کامل را ببینید.
ترجمهشده از عبریمن حتی یک میلیمتر هم از اصول اقتصادی خود عقبنشینی نکردهام. همهچیز همچنان سر جای خود است و کاملاً پابرجاست: بازار آزاد واقعی، لغو دوربینهای جادهای، متوقف کردن پایگاه دادهٔ زیستی و حفاظت از آزادی فردی. موضوع اقتصادی بیاندازه مهم است - اما امروز در جایگاه دوم قرار دارد. عدهای میگویند بدون اقتصاد امنیتی وجود ندارد. برعکس، واقعیت این است: بدون امنیت اقتصادی وجود ندارد. اگر ما اینجا نباشیم - هیچ اقتصادی اینجا وجود نخواهد داشت. @cartrigeblower
ترجمهشده از عبریمیخواهید بدانید چگونه آزادیتان را بدون اینکه متوجه شوید از شما میگیرند؟ به کیف پولتان نگاه کنید... آیا تابلوهای جدید در فروشگاهها را دیدهاید: "اینجا فقط با کارت اعتباری یا اپلیکیشن پرداخت میشود"؟ به شما میگویند این تصمیم فروشگاه است، یا اینکه همه اینها بخشی از "مبارزه با سرمایه سیاه" است. این داستانها را باور نکنید. دولت بهسادگی و آهسته و بیسروصدا پول نقد را خفه میکند: اول به شما گفتند خرید نقدی بیش از ۶٬۰۰۰ شکل ممنوع است. بعد مقرر کردند که انتقال بیش از ۱۵٬۰۰۰ شکل میان دو فرد خصوصی ممنوع است. جریمههای هنگفت و تهدید به زندان را برای هرکس که جرئت نقض دستورها را داشته باشد اضافه کردند. و اخیراً در دیگری را بستند و مانع نقد کردن چکها توسط مردم شدند. کسبوکارها فقط منظور را میفهمند. چرا صاحب مغازه باید خودش را با دولت و جریمههای دیوانهوار به دردسر بیندازد؟ خیلی سادهتر است که تابلوی "پول نقد پذیرفته نمیشود" را نصب کند و کار کثیف دولت را برایش انجام دهد. بفهمید واقعاً اینجا چه اتفاقی میافتد: جنگ علیه مجرمان نیست، جنگ علیه شماست. بهمحض اینکه پول نقدی در جیبتان نباشد، هر شکل شما باید از رایانههای بانک و اداره مالیات عبور کند. آنها میبینند کجا قهوه نوشیدهاید، در سوپرمارکت چه خریدهاید و چه مقدار پول به فرزندتان دادهاید. بدتر از آن: وقتی تمام پولتان فقط یک عدد روی صفحه باشد، یک کارمند دولتی میتواند با فشردن تنها یک دکمه کارت اعتباری یا اپلیکیشن شما را مسدود کند و شما را بدون حتی یک شکل برای خرید غذا بگذارد. از دوربینهای هر گوشه خیابان، از طریق پایگاههای داده، تا حذف پول نقد، ما را از انسانهایی آزاد به رعایایی تبدیل میکنند که بیستوچهار ساعت شبانهروز تحت نظارتاند. پول نقد پول قدیمی نیست، پول نقد آزادی شماست. این تنها راه داشتن واقعی داراییتان است، بدون اینکه از هیچ پلیس یا مقام دولتی اجازه بخواهید. ما در حزب "هویت" متعهد میشویم قانون محدودیت استفاده از پول نقد را از نخستین روز لغو کنیم. سقفهای ظالمانه را لغو میکنیم، جریمهها را پاک میکنیم و جایگاه پول نقد را بهعنوان پول قانونی کامل که هر کسبوکاری موظف به پذیرفتن آن است بازمیگردانیم. دیگر با هر شهروند شاغل مانند مجرمی بالقوه رفتار نخواهیم کرد و حاکمیت و مالکیت کامل پول و زندگیتان را به شما بازمیگردانیم. کشور را به مردم بازمیگردانیم!
ترجمهشده از عبریدر ۷ اکتبر، موجودیت تروریستی اسلامونازی با همه اجزایش، هر حقی برای ماندن حتی یک دقیقه بیشتر در ساحل غربی نقب، که نوار غزه نامیده میشود، از دست داد. این خبر درباره دانشجویان غزه که از پوتین التماس میکنند آنها را برای تحصیل در روسیه نجات دهد، تمام حماقت مفهوم «امنیت» اسرائیلی و تراژدیای را که همچنان بر سر خودمان میآوریم در خود خلاصه کرده است. این حقیقت سادهای است که رهبری ما از دیدنش امتناع میکند: اکثریت قاطع ساکنان غزه فقط میخواهند خارج شوند. آنها علاقهای به ماندن در این ویرانه تروریسم ندارند؛ آنها آینده و زندگی میخواهند و به دنبال هر شکافی برای مهاجرت به خارج هستند - از روسیه تا کانادا. در جهان کمبود کشورهایی که آنها را بپذیرند وجود ندارد. روسیه درهایش را به روی دانشجویان باز میکند، سومالیلند، مصر، کانادا، ایرلند، اسکاتلند، فرانسه، انگلستان و کشورهای متعدد دیگر نیز چنین میکنند، اما کسانی که نابودی ما را میخواهند ترجیح میدهند آنها را بهعنوان ابزاری برای ضربه زدن به ما نگه دارند. و خشمانگیزترین پوچی چیست؟ این دولت اسرائیل است که آنها را در داخل حبس کرده است. به جای فراهم کردن یک خروجی منظم برای آنها، به جای گشودن یک مسیر دریایی یکطرفه با تأمین مالی بینالمللی برای هر کس که مایل است برای همیشه مهاجرت کند، خودمان را به همدستان دشمنانمان تبدیل کردهایم. ما اجازه میدهیم آنها به زور در داخل نوار نگه داشته شوند و بدین ترتیب سپر انسانی ابدی حماس را فراهم میکنیم. هیچ تناقضی میان اخلاق یهودی و منافع ملی و امنیتی وجود ندارد. اخلاقیترین، درستترین و راهبردیترین اقدام، تشویق مهاجرت داوطلبانه است. هر کس میخواهد در مسکو تحصیل کند، به سلامت برود، و هر کس میخواهد زندگی تازهای در جای دیگری آغاز کند، خیر ببیند. هر غزهای که داوطلبانه خارج شود، قدرت تروریسم را کاهش میدهد و روز پیروزی را نزدیکتر میکند. به جای اینکه آنها به کرملین التماس کنند، دولت اسرائیل باید همین امروز اعلام کند: در خروجی از نوار کاملاً باز است، با بلیت یکطرفه. غزه باید دوباره به منطقهای یهودی و دارای حاکمیت تبدیل شود، و تا زمانی که غزهای هست که میخواهد خارج شود، عالیترین وظیفه ما این است که امکان انجام این کار را برای او فراهم کنیم.
ترجمهشده از عبریبتسلئیل اسموتریچ در این موضوع کاملاً حق دارد. اما حقیقت دردناک این است که مشکل فقط با اعمال تحریمهای یهودستیزانه دولت کنونی بریتانیا علیه شهرکسازیها آغاز نمیشود. مشکل در بنیان یک رابطه بیمارگونه نهفته است؛ رابطهای که در آن دولت اسرائیل حاضر نیست در برابر کشوری که دهههاست دقیقاً نشان میدهد باد در آنجا به کدام سو میوزد، از شأن ملی خود دفاع کند. در سال ۲۰۰۸، دولت بریتانیا به من اطلاع داد که ورودم به کشور ممنوع است. نه به این دلیل که مرتکب جرمی شده بودم، بلکه چون «حضورم به نفع عموم نیست». از چه کسانی میترسیدند که من برانگیختهشان کنم؟ همان کسانی که خود بریتانیاییها، از روی حماقت و ریاکاری، در را به رویشان کاملاً باز کرده بودند؟ در همان سالها، وقتی در را به رویم بستند (حتی زمانی که عضو کنست بودم!)، با احترام از چهرههای اصلی سازمانهای تروریستی مانند حزبالله میزبانی کردند. اکنون حلقه بسته شده است. کسانی که در خانه خود با اسلام افراطی کنار میآیند و شهرهایشان را در خیابانهای لندن به اشغالگران مساجد و حامیان جهاد واگذار میکنند، میخواهند از طریق تحریمها «حقوق بشر» را به ما بیاموزند. آنها که کشورشان را برای آرامش اجتماعی خیالی به بند کشیدند، میخواهند به ملت اسرائیل یاد بدهند چگونه از میراث نیاکانش دفاع کند؟ ما زیرپاافتاده نیستیم. اخراج سفیر فقط یک اقدام دیپلماتیک لازم نیست؛ آغاز درمان ملی است. قیمومت بریتانیا پایان یافته است. وقت آن رسیده که گرایش اسرائیلی به تسلیم شدن در برابر افتراهای آنها نیز پایان یابد.
ترجمهشده از عبریچگونه میتوان دشمن را متوجه کرد که صاحبخانه برگشته است؟ رافائل حیّون، مردی که پیش از ۷ اکتبر به دشمن گوش داد، زمانی که تمام یک نظام ترجیح داد به خواب برود، با پاسخی ساده به کنفرانس «ندای بیدارباش ملی» حزب زهوت در بئرشبع رسید: دست برداریم از فکر کردن به اینکه دنیا چه خواهد گفت و شروع کنیم به انجام آنچه برای مردم اسرائیل خوب است! «اینک قومی که تنها ساکن است و در میان ملتها به شمار نمیآید». این است شکل ندای بیدارباش.
ترجمهشده از عبریچپ فقط با ایدهها پیروز نشد. سالها زیرساختی تأمینمالیشده ساخت که بر کنست فشار نظاممند وارد میکند. حالا راست باید نیروی مدنی موازی خود را بسازد! سالها در کمیتههای کنست نشستم و این موضوع را از نزدیک دیدم. یک انجمن دیگر. و یک نماینده دیگر. و یک «سازمان جامعه مدنی» دیگر. همیشه همان ایدهها، همیشه همان دستورکار، همیشه حضور در همه مراکز تصمیمگیری. ابتدا فکر میکردم: چه آرمانگرایانی در جناح چپ هستند. بعد روش را فهمیدم. پشت بخش قابلتوجهی از این شبکه نفوذ، بودجههای هنگفتی قرار دارد، از جمله پول خارجی، که امکان ساختن زیرساختی حرفهای و دائمی برای تأثیرگذاری بر سیاست دولت اسرائیل را فراهم میکند. راست این میلیاردها را ندارد. اما مردم را دارد. ایمان را دارد. حقیقت را دارد. و حالا شروع کرده است که زیرساخت را هم بسازد. در کنفرانس تمیر دورطال، دقیقاً با کسانی دیدار کردم که آمدهاند این کار را انجام دهند. در کمیتههای کنست میبینمتان. پیش به جلو. وقتش رسیده است. @TamirDortal
ترجمهشده از عبریبار دیگر یک وسیله مهندسی روی یک بمب منفجرنشده میرود. بار دیگر زبان خشک گزارشهای نظامی درباره «نقض فاحش آتشبس»، و بار دیگر همان تیتر فرسوده و بیحاصل: «در واکنش، زیرساختها هدف قرار گرفتند». ما دقیقاً این فیلم بد را قبلاً دیدهایم: با «بادبادکهای بدون مواد منفجره» شروع شد که نادیدهشان گرفتیم، با تیراندازی به سوی نیروهای ما ادامه یافت که به «حملهای دیگر در منطقه» انجامید، و حالا بمبی علیه یک وسیله مهندسی در خط زرد. همان واکنشهای سنجیده، همان مهار کورکورانه، درست مانند پیش از هفتم اکتبر. هیچ درسی گرفته نشده، هیچ نگرشی تغییر نکرده است. سه سال از جنگ گذشته است. و در روزهای اخیر چه میبینیم؟ تروریستهای حماس آزادانه با سلاحهای بلند در خیابانهای غزه میگردند، به هر سو تیراندازی میکنند، ترس و وحشت تحمیل میکنند و مالکیت مطلق خود را به نمایش میگذارند. انگار اینجا دریایی از خون ریخته نشده است. انگار آن کشتار هولناک رخ نداده است. و بر فراز این جنون، همچنان توهمات «طرح ترامپ» را به خورد ما میدهند؛ خیالپردازیهایی درباره خلع سلاح حماس بهوسیله ارتش کشورهای عربی — کشورهای متنفر از اسرائیل — که supposedly خواهند آمد تا کار را به جای ما انجام دهند و آرامش را برای ما حفظ کنند. این کوری تا کجا میرسد؟! تا کی با استفاده از پیمانکاران فرعی خارجی از مسئولیت فرار خواهیم کرد؟! امتناع از نگاه کردن به واقعیت از همان شکست عمیق و ریشهای ناشی میشود: دشمن علیه ما مبارزهای سرزمینی به راه نینداخته، بلکه در حال جنگی دینی است. برای آنها این جنگ بر سر مرزها نیست، بر سر خطوط زرد نیست و بر سر «بازسازی اقتصادی» هم نیست. این جنگی مقدس، جنگی برای نابودی، است که از تعصب دینی برمیخیزد و تابع هیچ منطق مادی یا اختلاف سرزمینی نیست. در برابر ایمانی دینی و سوزان که خود مرگ را ارزشی مقدس میبیند، نمیتوان با حسابوکتاب نظامیِ «واکنشهای سنجیده» ایستاد، و نه با نیروهای چندملیتی. در برابر جنگ دینی، پیروزی فقط از آگاهی مقدس به دست خواهد آمد. در برابر پایبندی دشمن به جهاد، نمیتوان با «اسرائیلیبودنی» پیروز شد که فقط التماس میکند به آرامش موهوم بازگردد. در برابر جنگ دینی آنها، تنها زمانی میتوانیم پیروز شویم که با ایمانی یهودی، عمیق و عذرخواهنباش، بر پیمان جاودانه قوم اسرائیل با سرزمینش استوار بایستیم: «زمین را به تصرف درآورید و در آن سکونت کنید، زیرا زمین را به شما دادهام تا آن را به میراث ببرید». امنیت محصول ژستهای بینالمللی و توافقهای توخالی نیست؛ امنیت تنها از مالکیت ناشی میشود. مالکیت یعنی حاکمیت کامل، بیرون راندن دشمن و شهرکسازی گسترده یهودی در سراسر نوار غزه. زمان آن رسیده است که تصور مهار و سازش را به زبالهدان تاریخ بیندازیم. آزادی ما جایگزینی ندارد و جز خودمان کسی آیندهمان را تضمین نخواهد کرد.
ترجمهشده از عبریکنفرانس ندای بیدارباش ملی // بئرشبع
ترجمهشده از عبریفهرست Zehut برای کنست
ترجمهشده از عبریوقتی زمان معبد سوم فرا برسد، چه بر سر مسجدالاقصی خواهد آمد؟
ترجمهشده از عبریما نیامدهایم تا از هیچ ملتی اخلاق بیاموزیم - این ما بودیم که به تمام جهان آموختیم آزادی و کرامت انسانی چیست. به آنچه هستید افتخار کنید، سرافراز بایستید و به پیش، یورش!
ترجمهشده از عبریاین سرزمین از آنِ ماست، حق با ماست، و تمام جهان در آرزوی مژده آزادی ملت اسرائیل است. دست از عذرخواهی بردارید؛ ما اینجا به حق هستیم، نه از سر لطف!
ترجمهشده از عبریآخرین صعود به کوه معبد در این سال، درست همینجا در ماه اِلول - ماه حسابرسی نفس، نوزایی و امیدی عمیق. در طول نسلهای تبعید، ناچار بودیم به نیمی از تورات بسنده کنیم - احکام، سنت و جامعه را حفظ کردیم، اما نیمهٔ دیگر را از دست دادیم: ملیت زنده، کامل و طبیعیِ قومی در سرزمین و معبد خود. امروز، چیزی نو و بزرگ در حال رخ دادن است. وظیفهٔ ما بازگشت به هویت یهودی در گستردهترین و کاملترین معنای آن است. پاسخ نسل ما بازگشت به عقب، به ابعاد فشرده و تبعیدی نیست، بلکه پاسخی از جنس رشد است - گامی رو به جلو به سوی فرهنگی کامل، به سوی پیام آزادی، عدالت و رسالت در برابر تمام جهان. بر فراز این کوه میفهمیم که در حقیقت سکولار و مذهبی وجود ندارد. همهٔ ما در یک مسیر گام برمیداریم - با کیپا یا بدون کیپا، با تزیتزی یا بدون آن، هرکس با آهنگ و راه خودش، اما از دل یک همبستگی عمیق. ما دلتنگ شهرکهای تبعید نیستیم؛ ما دلتنگ خانهایم، دلتنگ قلب تپندهٔ اورشلیم و پیام ملیِ کامل قوم اسرائیل. با سربلندی و با قدرت، ایمان و امیدی بزرگ برای تمام قوم، به استقبال سال نو میرویم. سالی نیکو و سرشار از نوزایی!
ترجمهشده از عبریوقتی حزبی که حق وجود اسرائیل بهعنوان یک کشور یهودی را انکار میکند، گادی آیزنکوت را نامزد شایسته از نظر خود معرفی میکند، هر یهودی در کشور اسرائیل باید عمیقاً نگران باشد. عایده توما-سلیمان و حداش از سر عشق به صهیون از او حمایت نمیکنند، بلکه بر پایه درکی ساده و واقعبینانه چنین میکنند: از دیدگاه آنان، آیزنکوت بهتر از هر کس دیگری در خدمت اهدافشان خواهد بود. و اینجا معادله روشن و بیپرده است: هرکس نماینده منافع آنان باشد، ناگزیر علیه موجودیت ما عمل میکند. اینجا منطقه خاکستری وجود ندارد. آیزنکوت در چارچوب نگرشی امنیتی، عقیم و تهی از هرگونه آگاهی ملی و یهودی ریشهدار رشد کرد؛ نگرشی که درگیری را مسئلهای فنی برای مدیریت میبیند، نه جنگی برای بقای ملتی بر سر سرزمینش. وقتی این تهیبودن با آرزوی برپایی «کشور همه شهروندانش» و ازهمگسیختن هویت ملی ما از درون روبهرو میشود، شراکت منافع خطرناکی شکل میگیرد. حمایت حداش از آیزنکوت برای او گواه صلاحیت نیست، بلکه علامت هشدار آشکاری برای همه ماست. کسی که مورد آغوش کسانی قرار میگیرد که پایههای کشور یهودی را تضعیف میکنند، نمیتواند آن را رهبری کند.
ترجمهشده از عبریکوه معبد، محل معبد، قبهالصخره، الاقصی و توسعههای هیرودیس - واقعاً چه چیزی کجا قرار دارد؟ درست پیش از صعود به کوه، درباره مقدسترین مکانها برای قوم یهود روشنگری میکنیم.
ترجمهشده از عبریآیا ملت دیگری در جهان وجود دارد که دستهای خود را ببندد و منتظر بماند بارها و بارها به آن ضربه بزنند؟! این یک اشتباه نظامی نیست. این یک قصور تاکتیکی نیست. این پوسیدگی آگاهی است! هنگامی که کشوری خود را از هویت، توجیه اخلاقی و هدف تاریخی تهی میکند، دیگر توانایی تعریف پیروزی را ندارد. فرهنگ «مدیریت مناقشه» و عملگرایی بزدلانه هرگز نخواهد توانست بر شر مطلق غلبه کند. تنها میتواند «خطوط زرد» روی شن ترسیم کند و دعا کند جلاد از آنها عبور نکند. اما دشمن عرب، برخلاف رهبران ما، پستمدرن نیست. او به «توافقهای موقت» باور ندارد. او زبان زمین، ایمان و پیروزی را دقیقاً میفهمد. کسی که از پیروزی سر باز میزند، محکوم به فرسوده شدن است. کسی که از نابودی کامل دشمن میترسد، با دستان خودش خون رزمندگان و شهروندانش را رها میکند. هیچ راهی برای گریختن از قوانین طبیعت خاورمیانه وجود ندارد... صلح و حقیقت تنها با حاکمیتی سازشناپذیر به دست میآیند. این حماسه هولناک با مذاکره، با تبادل محدود آتش یا با چشمک زدن به آمریکاییها پایان نخواهد یافت. تنها یک معادله اخلاقی، یک معادله تاریخی و یک معادله عادلانه وجود دارد که امنیت و بقای ابدی اسرائیل را به ارمغان خواهد آورد: فتح کامل نوار غزه. اخراج کامل دشمن. و اسکان یهودی شکوفا در سراسر آن. هر چیزی کمتر از این خیانت به وظیفه اخلاقی ما در قبال جانباختگان و نسلهای آینده است. زمان رهبریِ ایمان و حاکمیت فرا رسیده است؛ رهبریای که ننگ «مهار» را کنار بگذارد و آزادی و سرزمین را به مردم اسرائیل بازگرداند.
ترجمهشده از عبریاین هفته، دوازده سال پیش، نتانئل عرامی، پدر جوانی که تنها گناهش کار کردن با دستان خود در سرزمینش بود، با طناب فرود از یک آسمانخراش در پتحتیکوا پایین میآمد که دستی خبیث و پست طناب را برید و او را از ارتفاع ۱۴ طبقه به کام مرگ فرستاد. من این حوزه را از نزدیک میشناسم. در جوانی خودم در کار فرود با طناب فعالیت میکردم. بلافاصله و بدون ذرهای تردید فهمیدم: چنین کابلهایی خودبهخود پاره نمیشوند، و در دوران نمایندگیام در کنست، در کنار خانواده او برای کشف حقیقت و به رسمیت شناختن آنان بهعنوان خانواده قربانی تروریسم مبارزه کردم. دستگاه حاکم اسرائیل، طبق معمول، تصمیم گرفت حقیقت را لاپوشانی کند. شینبت و پلیس با شتاب دستورهای سانسور شدید صادر کردند، مردم را ساکت کردند، کار را کش دادند و کوشیدند این فاجعه را یک "حادثه کاری" دیگر جلوه دهند. مجبور شدم از مصونیت پارلمانیام استفاده کنم، با صدای بلند و از هر تریبونی دستور منع انتشار را نقض کنم و نبردی تمامعیار به راه بیندازم تا آنان را وادار کنم به حقیقت ساده و دردناک اعتراف کنند: این یک حمله تروریستی ملیگرایانه بود. اگر آن فریاد نبود، دستگاه حاکم حتی خانواده را از شناسایی پایهای بهعنوان قربانیان اقدامات خصمانه محروم میکرد، آن هم با بیحسی تکاندهنده. و اکنون ۱۲ سال گذشته است. شناسایی انجام شد، اما عدالت تا خاک پایمال شد. سه مظنون عرب، دارندگان کارت شناسایی آبی که در محل با او کار میکردند، بازداشت و بهسرعت آزاد شدند. نه "بازجویی ضروری"، نه اعمال فشار، نه زیرورو کردن ماجرا. وقتی دستگاه امنیتی بخواهد پروندهای را حل کند، میداند چگونه تمام سنگینی خود را به کار گیرد، به هر گوشهای نفوذ کند و قانون را تا پایان اجرا کند. اما وقتی موضوع قتل یک کارگر یهودی به دست دشمنی از درون، در قلب کشور، باشد؟ آنجا تحقیقات محو میشود. آنجا انگیزه ناپدید میشود. آنجا تمام دستگاه لکنت میگیرد و ضعیف و ناتوان میشود. اگر رسماً پذیرفتهاید که این یک حمله تروریستی ملیگرایانه بوده است، قاتلان کجا هستند؟ حقیقت هولناک و سوزان است: قاتل نتانئل آزادانه راه میرود. با شما در سوپرمارکت خرید میکند، خانههایتان را میسازد، با فرزندانش در همان زمینهای بازی گردش میکند و به حاکمیت جعلی ما میخندد. این فقط سهلانگاری در تحقیقات نیست؛ ورشکستگی فکری دستگاهی است که از هویت تهی شده، حس طبیعی عدالت، غرور ملی و درک ساده این حقیقت را از دست داده که خون یهودی بیپناه نیست. پرونده نتانئل عرامی حادثهای منفرد نیست. این عصاره واقعیتی است که تا همین امروز در آن زندانی هستیم. همان کوری عمدی، همان ناتوانی اخلاقی که از اشاره به دشمن میترسد، همان بزدلی که بهجای شکست دادن تروریسم آن را مدیریت میکند، دقیقاً همان بیماریای است که در هر جبهه با آن روبهرو میشویم: در برابر تروریستهای حماس که جرئت میکنند سر بلند کنند، در برابر مفاهیم پوسیده امنیتیِ "مهار" و "تنظیم" و در برابر از دست رفتن کامل حاکمیت در قلب کشور. ریشه مشکل کمبود ابزارهای فناورانه یا قدرت آتش نیست؛ ریشه مشکل از دست رفتن حقانیت راه ماست. کشوری که هویت یهودی خود را پاک میکند، قادر به حفاظت از شهروندانش نیست، زیرا دیگر شجاعت اخلاقی تشخیص دوست از دشمن را ندارد. وقت بیدار شدن فرا رسیده است. وقت آن است که برای جان خود برخیزیم، فرهنگ لکنت و ضعف را از خود بتکانیم و رهبریای از ایمان، قدرت و حاکمیتی سازشناپذیر برپا کنیم؛ رهبریای که هیبت را به همه دشمنانمان بازگرداند و یکبار برای همیشه برای تمام جهان روشن کند: خون یهودی هرگز دیگر بیپناه نخواهد بود.
ترجمهشده از عبریتو احترام نمیگذاری، میترسی! این چیزی بود که به الی دوکورסקی از رادیو حیفا گفتم. وقتی مصاحبهکننده مردی ریشدار با صدایی عمیق را میشنود، اما به او «احترام» میگذارد و او را بهعنوان زن خطاب میکند، این مدارا نیست. این ترس مرگ از استبداد صحت سیاسی است. خطرناکترین استبداد آنی نیست که بدن را زندانی میکند، بلکه آنی است که تو را وادار میکند آنچه چشمانت میبینند انکار کنی و حقیقت را باطل بشماری. اینجا مبارزهای بر سر «حقوق» در کار نیست، بلکه اجبار ایدئولوژیکی است که دولت هزینهاش را میپردازد. از بودجه شهرداریها به ارزش میلیونها شِکِل پرچمهای معبد آویزان کنید، آنگاه فریاد خواهند زد «اجبار دینی». خیابانها را از پرچمهای افتخار پر کنید، و آغوش نهادها نصیبتان خواهد شد. وقت آن است که ترس را بتکانیم، عقل سلیم را بازگردانیم و در برابر ترور خاموشسازی مترقی، خواستار آزادی واقعی شویم.
ترجمهشده از عبریآزادی مطلق برای فرد - هویتی سازشناپذیر برای دولت. تمام ماجرا همین است. در زندگی شخصیات: آزادی کامل. آنگونه که خودت درست میدانی زندگی کن، با هرکس که انتخاب میکنی، و از تمام حقوق قانونی و مدنی برخوردار خواهی شد. دولت جایی در زندگی خصوصی تو ندارد. اما وقتی صحبت از تعریف دولت به میان میآید - اینجا مرز کشیده میشود. دولت اسرائیل دولتی یهودی است و آنچه ازدواج را در یهودیت تعریف میکند، تورات اسرائیل است، نه سازوکار حکومتی. مطالبه از نهادهای دولتی برای تغییر هویت یهودی بهخاطر نیاز شخصی به رسمیتشناختهشدن - آزادی نیست، بلکه آسیبزدن به ریشه هستی ماست. بدون هویت یهودی، دولتی برای ما وجود ندارد. در آزادی کامل زندگی کن، اما کشتی همه ما را غرق نکن.
ترجمهشده از عبریدر آستانه انتخابات، ناگهان همه راهحل سیاسیای را تکرار میکنند که پیشتر در سال ۲۰۱۹ در برنامه حزب زِهوت نوشته شده بود. ما در زِهوت برای گفتن حقیقت نه به یک کشتار نیاز داریم و نه به نزدیک بودن انتخابات. تفاوت زِهوت با احزابی که اکنون از مهاجرت از غزه و کرانه باختری بهعنوان تنها راهحل واقعی سخن میگویند این است که ما در زِهوت حتی وقتی این حرف محبوب نیست آن را میگوییم و پس از انتخابات نیز به پیش بردنش ادامه خواهیم داد. امشب در برنامه ۵×۵ تلاش میکنیم تحولات تاریخیای را که این هفته افتخار رهبری آنها را داشتیم جمعبندی کنیم و با مدیرعامل زِهوت، شای مالکا، گفتوگو خواهیم کرد تا توافق امضاشده با حزب صهیونیسم دینی را عمیقاً درک کنیم. امشب ساعت ۱۷:۰۰ در پخش زنده ۵×۵ با ما باشید
ترجمهشده از عبریچه حیف، اوفر دوست من، چه حیف که تو هم گفتار نفرت را بهعنوان اهرم سیاسی پذیرفتهای. سالهاست چپها در آستانه انتخابات، موضوع سربازگیری حریدیها را از کمد بیرون میکشند، نفرت بیدلیل را شعلهور میکنند و بدون داشتن هیچ راهحل عملی برای سربازگیری حریدیها، کرسی به دست میآورند. این دقیقاً کاری بود که ایهود باراک کرد، دقیقاً کاری بود که یائیر لاپید کرد (که البته وقتی به قدرت رسیدند هیچ چیز را تغییر ندادند) — و این دقیقاً همان کاری است که تو اکنون میکنی. چه کسی بهتر از تو میداند که برای حل بحران نیروی انسانی در ارتش اسرائیل، تنها کاری که باید کرد این است که ۱۰۰٬۰۰۰ سربازی را که آیزنکوت از خدمت مرخص کرد، به خدمت بازگرداند. فقط یک قانونگذاری ساده لازم است و مشکل حل میشود. حریدیها باید به خدمت بروند — این روشن است. اما راه انجام این کار، یک دور سیاسی دیگر بر سر مشکلی نیست که از زمان تأسیس کشور وجود داشته و هیچ ارتباطی با جنگ کنونی ندارد. موضوعی که ما باید بیش از هر چیز در انتخابات پیش رو به آن بپردازیم این است که چگونه از کشتار بعدی جلوگیری کنیم! بهجای پرداختن به آن، تو مانند آخرین چپگراها، یک دور سیاسی بر سر حریدیها به راه انداختهای. متأسفم عزیزم، من واقعاً میخواهم تو را همراه ما در یک بلوک فنی بزرگ ببینم — اما برای سمت وزیر دفاع به رهبری نیاز داریم که امنیت اسرائیل و یکپارچگی ملت در صدر دغدغههایش باشد — نه عوامگرایی ارزانقیمتی که میخواهد با شعلهور کردن نفرت از حریدیها کمی سرمایه سیاسی بیشتر به دست آورد.
ترجمهشده از عبری
داستانهای مرتبط
- Katz Says Gaza Emigration Plan Is Frozen, Not Canceled
- Ben Gvir Unveils Plan for 1.86 Million Gazans to Emigrate in Seven Years
- IDF Strikes Hamas Sites After Explosive Hits Engineering Vehicle
- Smotrich and Feiglin Agree to Run Together in Technical Election Bloc
- Winter Makes Service Law a Condition for Joining Next Government
- Deri Says IDF Prefers Secular Army, Declines to Urge Haredi Enlistment
- Zamir Calls for Larger IDF and Broader Service Pool as Missions Expand