
شنی مور
@ShMMor · روشنفکران عمومی، نویسندگان و مفسران
شانی مور، مدرس دانشگاه رایشمن و یکی از مقامات سابق شورای امنیت ملی است که در مقالههایش اندیشههای ضد اسرائیلی را تشریح میکند.
از سوی دیگر، فرضیهٔ «امید» (یا «خوشبینی») هم در اظهارات علنی و هم در اسناد بهدستآمده از غزه، پشتوانهای محکم دارد. و این فرضیه نیز، مانند محاسبات فاجعهبار قبلی فلسطینیها در سالهای ۱۹۴۷، ۱۹۶۷ و ۲۰۰۰، از باد موافق فکری قابلتوجهی در سطح بینالمللی برخوردار بود.
ترجمهشده از انگلیسیهیچ مدرک واقعیای برای پشتیبانی از هیچیک از دو فرضیه وجود ندارد، اما دلایل آشکار فراوانی وجود دارد که چرا این دو فرضیه از نظر بسیاری از اسرائیلیها و بیشتر برداشتهای غربی از منفعت شخصی و راهبرد حماس «معقول» به نظر میرسند.
ترجمهشده از انگلیسیبرای روشن شدن موضوع: «یأس» = محاصره، همراه با گسترش شهرکسازی و توافق صلح قریبالوقوع با عربستان سعودی، هیچ گزینهای جز اقدامی ناامیدانه برای درهم شکستن وضعیت موجود باقی نگذاشت «تله» = نقشهای هوشمندانه برای کشاندن اسرائیل به تهاجمی با تلفات بالا که جهان را علیه آن میشوراند
ترجمهشده از انگلیسیو با اینکه ممکن است دربارهٔ انگیزههای بمبگذاران انتحاری و جنگجویان Nukhba اشتباه کنی، و ممکن است دربارهٔ انگیزههای شور و شوق الهیاتیِ جماعت LRB-Guardian در یهودستیزی آشکارشان هم اشتباه کنی، آن برتری هرگز دروغین به نظر نمیرسد—اگر چیزی باشد، آرامشبخش است.
ترجمهشده از انگلیسیاما بارها و بارها در طول بیش از سه دهه، دقیقاً عکس آن اتفاق افتاد. و هیچ بازخورد منفیای هرگز باعث نشد این گروه از روشنفکران در دیدگاه خود تجدیدنظر کنند، چون تمام این ژست گرفتن بر احساس برتری اخلاقی نسبت به یهودیان اسرائیلی و، به شکلی ظریفتر، نسبت به همه آن یهودیان ژولیدهٔ آمریکایی/بریتانیایی همینجا استوار بود.
ترجمهشده از انگلیسیهر معیار جدید به هدف جدیدِ چیزی تبدیل شد که نفرت تبآلود چپ غربی از اسرائیل را درهم میشکست (که بهعنوان «انتقاد» بازتعریف شده بود)، و نیز به وعده ضمنیِ اینکه آن انتقاد در صورت ادامه توسل طرف مقابل به خشونت، به حمایت و همدلی تبدیل میشد.
ترجمهشده از انگلیسیهر اقدام یا پیشنهاد ادعایی اسرائیل که قرار بود طرف مقابل را آرام کند و خشونت را کاهش دهد (بهرسمیت شناختن سازمان آزادیبخش فلسطین، خودمختاری، تشکیل کشور، تقسیم اورشلیم، عقبنشینی یکجانبه) نتوانست نتایج مورد انتظار را به بار آورد، بنابراین مبنای جدیدی ابداع شد.
ترجمهشده از انگلیسیزیرا تمام این سنت بر سقوط اخلاقی یهودیان و دولتشان تمرکز دارد و نه بر دو طرفی که بهشدت میخواهد تحت تأثیرشان قرار دهد و نمیتواند درکشان کند: فلسطینیها در رد اسرائیل و چپ غربی و نفرت وسواسگونهاش از آن.
ترجمهشده از انگلیسیتوالی رویدادهای غیرقابلباوری در هاآرتص ویرایش شد، چون در شتتل ما کسانی هستند که میخواهند باور کنند بیبی، نه حماس، میخواست گروگانها در اسارت بمانند. و در همان شتتل نیز کسانی بودند که خانوادههای مستأصل گروگانها را مایه نفرت و شرمساری میدیدند. این، همبستگیای را که وجود داشت نفی نمیکند. اما همچنان گواه جامعهای بیمار است.
ترجمهشده از عبری5) اگر حضور هر شهروند اسرائیلی که در شرق خط سبز زندگی میکند، خطی که برای مدت کوتاهی شهر را تقسیم کرد (1948-67)، از نظر هنجاری ممنوع باشد ("شهرکسازی")، آیا این دستکم نباید به این معنا باشد که بخش غرب خط را میتوان بهعنوان قلمرو اسرائیلیِ دارای حاکمیت به رسمیت شناخت؟
ترجمهشده از انگلیسی۴) اگر کل این بحث صرفاً درباره اعمال یک هنجار کلی بر اسرائیل است، چرا این هنجار درباره شهرکنشینان مراکشی در صحرای غربی، ترکها در قبرس شمالی، یا ارمنیها در قرهباغ کوهستانی (تا پیش از کوچ ۲۰۲۳) اعمال نمیشود؟
ترجمهشده از انگلیسی۳) آیا مطالبه از اسرائیل برای لغو قانون شهروندی خود و اعطای اقامت خودکار به فلسطینیانی که با عربهای اسرائیلی ازدواج میکنند، نقض همان حقوق بینالمللِ منعکننده انتقال افراد به سرزمین اشغالی یا از آن است؟ چرا یا چرا نه؟
ترجمهشده از انگلیسی1) آیا عربهای اسرائیلی که در کرانه باختری آپارتمان میخرند یا برای بودن در کنار همسرانشان به آنجا نقل مکان میکنند، شهرکنشین محسوب میشوند؟ آیا آنها جنایتکار جنگی هستند؟ آیا مقامهایی که مانع آنها نمیشوند، در حال انجام «انتقال جمعیت» هستند؟ چرا بله یا چرا نه؟
ترجمهشده از انگلیسیچند پرسش درباره آنچه اغلب بهعنوان یک هنجار حقوقی تثبیتشده ارائه میشود، و نه، خدای ناکرده، یک قاعده ابداعی که درباره یهودیان و دولت یهودی اعمال شود.
ترجمهشده از انگلیسیمن در سال ۲۰۲۴ درباره قانون اساسی غزه نوشتم. عناصر بد زیادی (از جمله جریان راستِ حامی شهرکسازی در اسرائیل) در مجموع آن را مثبت میدانستند. همچنین نوعی اینرسی به نفعش وجود داشت. اما این طرح عمدتاً محصول یک سرمایهگذاری اخلاقی بینالمللی منحصربهفرد است.
ترجمهشده از انگلیسیتوضیح خوبی درباره چیزی که در جای دیگری آن را «قانون اساسی غزه» نامیدهام. در اینجا درباره انگیزههای حماس هیچ ابهامی وجود ندارد؛ هم انگیزههای بدبینانه و منفعتطلبانه و هم انگیزههای ایدئولوژیک-الهیاتی. اما انگیزههای سازمانهای امدادی مختلف، سازمانهای بینالمللی، سازمانهای غیردولتی و غیره چه بود؟
ترجمهشده از انگلیسیسخنانی بجا و کوبنده. اضافه میکنم که اگر بررسی کنیم چرا بلافاصله پس از ۷.۱۰ میان یهودیان و عربها خشونتی رخ نداد (همانطور که دو سال پیش رخ داده بود)، خواهیم دید که گام شجاعانه منصور عباس (و بنت و لاپید) برای پیوستن به ائتلاف، چیزی بود که ثابت کرد میتوان طور دیگری عمل کرد و چیزهایی برای از دست دادن وجود دارد.
ترجمهشده از عبری